دیوانه می‌کند مرا پیراهن تو

دیوانه می‌کند مرا پیراهن تو

نویسنده : i_banu69

پسر خاله‌ام کلاس سوم است و نسبت به بقیه همسن و سالانش ریز نقش‌تر است. اما فوق العاده مودب و با انضباط است. زنگ زده بود به من و گفته بود: دخترخاله اگر وقت داری، اگه می‌شه، اگه امتحان نداری، اگه حوصله داری، ممکنه برای من یک نقاشی بکشی؟!

خندیده بودم و قول دادم که برایش نقاشی بکشم. توی نقاشی یک نفر را کشیدم که یک بار در گذشته بود و یک بار هم در آینده. بعد در حالی که مثل همیشه توی حال و هوای تو بودم به سرم زد طرح پیراهن پسرک نقاشی همان پیراهن چهارخانه تو باشد که من عاشقش هستم. بعد بین همه عکس‌ها و فیلم‌هایی که از تو داشتم، دنبال عکس‌هایی گشتم که آن پیراهن چهارخانه‌ی دوست داشتنی تنت بود و عکسی را که وضوحش از همه بیشتر بود انتخاب کردم.

همه چیز را مثل لباس‌های خودت کشیدم. پیرهن چهارخانه‌ات، شلوار مشکی‌ات، کمربند، کفش‌هایت وحتی آستین‌های تا زده‌ات. باورت نمی‌شود اما حتی صورتش هم شکل تو شد. دلم می‌خواست نقاشی را برای خودم بردارم و برای او یکی دیگر بکشم اما نشد.

دعا کردم هر جا هستی مثل تصویرت توی نقاشی خندان و سرحال باشی. بعد دوباره به چهارخانه پیراهنت نگه کردم. می‌دانم برای عید دوباره پیراهن چهارخانه می‌خری. بعد با خودم گفتم یعنی امسال پیراهن چهارخانه‌ات چه شکلی است؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/٣١
١
٠
:) ... قشنگ بود
آذر صدارت
آذر صدارت
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
...به تو، که در چهارخانه های پیراهنت می میرم!
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
:)))
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
:)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
خيلي از دخترها پيراهن چهارخانه دوست دارن ولي من خيلي دوست ندارم. به نظرم علت اينه كه دخترها صاحب پيراهن چهارخانه رو دوست دارند...
tooti-h
tooti-h
٩٤/٠٣/٠١
٠
٠
قطعن نمیشود گفت صاحبش! پیرهن های چارخانه یک جور خاصّند... به تیپ های خاصی میآیند.
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٣/٠١
١
٠
هركس يه سليقه اي داره خب... سليقه ي شما هم محترمه...
tooti-h
tooti-h
٩٤/٠٣/٠١
٠
٠
:)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
اقااااااا من فکر کردم متن راجع به یه بچه ی گوگولی مگولیه که بزرگتراشو درک میکنه، این که رفت تو یه مبحث دیگه که = ))) متن که خوب خوب نوشته شده بود، و خب حالا واقعی یا تخیلیش به ما ربطی هم نداره = ))) مهم اینه که احساسات درونش، چه احساسات بچه هه و چه احساسات دختره خیلی خوب بیان شده بود و هر دوشونم هم قشنگ بودن، که هی به بختشون غر نمیزدن و نفرین نمیکردن این دنیا رو، که با دنیا و اتفاقاش و چیزایی که نمیتونن زود صاحبش بشن یا اصلا کلا صاحبش بشن کنار اومدن خوب :)
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
من موندم بچه 9 ساله چرا نباید خودش نقاشی بکشه ؟؟؟؟
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
نکه نتونه، احتمالا دوست داشته دخترخالش براش بکشه چون نقاشی های دخترخاله اش یا شایدم خود دخترخالشو خیلی دوست داره :)
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٠١
٢
٠
تو رفتی و بدون تو فقط کشیدم...چه سیگار ،چه نقاشی ،چه درد
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٠١
٠
٠
خیلی خوب بود خیلی ......
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٣/٠١
٠
٠
سلام زیبابودمتشکرم
s_ehsan
s_ehsan
٩٤/٠٣/٠٢
٠
٠
خیلی خوب بود....یه حس مشترک دخترونه داشت...
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٠٢
٠
٠
خاطره بازی قشنگی بودپنهان توی یه متن!
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٣/٠٢
٠
٠
و تو نمیدانستی چهارخانه پیراهنت امن ترین خانه دنیاست... یاد این افتادم فقط
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠٣/٠٢
٠
٠
و منم ^_^
admincheh
admincheh
٩٤/٠٣/٠٣
٠
٠
شاید ساکن پیراهن چهارخانه گوشه ی امنی ست برای حس مالکیت ..
i_banu69
i_banu69
٩٤/٠٣/٠٣
٠
٠
ممنون ازنظرات همه ی دوستان بزرگوار
i_banu69
i_banu69
٩٤/٠٣/٠٣
٠
٠
:-)
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥