این چهارشنبه‌های لعنتی

این چهارشنبه‌های لعنتی

نویسنده : i_banu69

از همان اول هم چهارشنبه‌ها روزهای خاصی بود. تلوزیون همیشه بهترین(!) برنامه‌ها و کارتون‌هایش چهارشنبه‌ها بود. برنامه مدرسه روزهای چهارشنبه همیشه راحت‌ترین‌ها بود. این وضعیت توی راهنمایی و دبیرستان و دانشگاه هم تکرار شد. حتی بهترین خواب عمرم را از بهترین انسان زنده‌ای که الان هست توی یک چهارشنبه دیدم و مهم‌ترین اتفاق‌های زندگی‌ام توی چهارشنبه افتاده بود. حتی اولین باری که حس کردم «تو» را دوست دارم درست یک ظهر چهارشنبه بود.

اما حالا دیگر چهارشنبه‌ها را دوست ندارم. حالا چهارشنبه‌ها یادآور نوبت دکتر برای درمان بیماری است. یادآور قرص و شربت و آمپول است. عکس فارغ التحصیلی و خداحافظی‌مان را توی یک چهارشنبه انداختیم. آخرین امتحان‌مان و آخرین روز بودنت یک غروب چهارشنبه دلگیر بود و حسرت یک بار دیگر دیدنت برای کنکور ارشد توی یک چهارشنبه به دلم ماند.

حالا چهارشنبه‌ها دیگر یادآور روزهای قشنگ و ساده گذشته نیست. چهار شنبه یادآور آخرین روز و آخرین تصویر مبهم از توست. حالا هر چهارشنبه خودم را ملامت می‌کنم که چرا توی آخرین روز بودنت سیر نگاهت نکردم تا حسرت چشم‌هایت تا ابد توی دلم نماند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/١٧
١
٠
به دلم نشست..، تلخی عاشقانه ای داره که تاثیرگذاره... :-(
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/١٧
١
٠
موفق باشین
خانوم دنجرز
خانوم دنجرز
٩٤/٠٢/١٧
١
٠
و من متولد روز چهارشنبه ام !
Cold
Cold
٩٤/٠٢/١٧
٠
٠
حکایت سرد و دردناک نابودی من است....تمام چهارشنبه هایی که بی تو سر شدند! :(
F-jafari
F-jafari
٩٤/٠٢/١٨
١
٠
چه غمگین...مرسی
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٢/١٩
١
٠
زیبا بود و متاثر کننده...ممنون:)
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/١٩
١
٠
واقعاغمگینننننننننننننننن بودزیاددوسش نداشتممممممممممممممم
ریحانه
ریحانه
٩٤/٠٣/١١
١
٠
واقیعت بود؟؟؟؟
i_banu69
i_banu69
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
آره متاسفانه........واقعیه واقعی :(
پربازدیدتریـــن ها
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت؟

توحش ناشی از بی‌ پولی

٩٦/٠٥/٢٩
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
کوچه تان خالی از آن ها مباد!

معصوم نیوز

٩٦/٠٥/٢٨
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
همین برایم کافیست

نشانه عاشقی

٩٦/٠٥/٢٨
خرده شیشه دارند

ارتباط دوستی و آینه های قدی

٩٦/٠٥/٢٦
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
کجای دنیا را قرار است بگیریم؟

قدرتی به نام عرف

٩٦/٠٥/٣٠
صدای نفس هایمان را می شنیدیم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت دوم

٩٦/٠٥/٣١
راس ساعت 8

تردید

٩٦/٠٥/٢٤
حال عجیبی داشتم

اولین قرار عاشقی

٩٦/٠٥/٣١
چند خطی برای خاتونم...

تفاوت شخصيت

٩٦/٠٥/٣٠
شعری سروده خودم

پلک بزن

٩٦/٠٥/٢٨
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
تبلیغات