وقتی ضرب المثل‌ها صدای‌مان می‌کنند!

وقتی ضرب المثل‌ها صدای‌مان می‌کنند!

نویسنده : محدثه عارفی

همه ما کم و بیش از  ضرب المثل‌ها در مکالمات‌مان استفاده می‌کنیم. گاهی با استفاده از آن‌ها شیرینی عسل را  و گاهی تلخی دم مار را در کام مخاطب می‌ریزیم. گاهی از آن برای ایجاز سخن استفاده می کنیم و گاهی صرفا برای خالی نگذاشتن عریضه است. از آن جایی که آدم‌ها همیشه از نصیحت مستقیم گریزان هستند، خیلی بهتر است از ضرب المثل استفاده کنیم زیرا بیشترین استفاده و کمترین ناراحتی را به دنبال دارد.

 

|| ضرب المثل چیه اصلا؟

سخن‌های كوتاه و مشهوري هستند كه به قصه‌اي عبرت آمیز يا سخنی نكته آموز اشاره مي‌كند و باعث کوتاه شدن سخن می‌شوند.

كلمه «مثَل» عربي است و كلمه فارسي آن «متل» است. وقتي مثَل گفتن صورت بي‌ادبانه پيدا می‌كند آن را متلك مي‌گويند.

 

|| کجا استفاده‌شان کنیم؟

ضرب المثل‌ها که تقریبا در تمامی فرهنگ‌ها و زبان‌های دنیا یافت می شوند، برای بیان یک حالت یا شرایط خاص مورد استفاده قرار می‌گیرند. گاهی اوقات برای کاهش تندیِ یک انتقاد یا نصیحت و به جای بیان مستقیم از مثَل‌ها استفاده می‌شود. (در صورت ناراحت شدن فرد مقابل استفاده از «در مثل جای مناقشه نیست» هم خوب جواب می‌دهد.) ضرب المثل‌های هر منطقه، نشان دهنده افکار و روحیات آن منطقه هستند و چون بیشتر توسط اهل خرد مطرح شدند و هنوز هم می‌شوند، در جامعه از عامیت بیشتری برخوردار هستند، یعنی نفوذ بیشتری در افراد جامعه دارند. یک ضرب المثل می‌تواند کارش را بهتر از سه ساعت نصیحت و پند و اندرز انجام دهد. بخصوص برای نسل امروز که از نصیحت دل خوشی ندارند. خوش بختانه نسل امروز هنوز احترام بزرگترها را رعایت می‌کنند و به همین دلیل ضرب المثلی که از زبان یک پیر با تجربه نقل شود مثلا از زبان مادر بزرگ، نفوذ بیشتری دارد نسبت به این‌که همان ضرب المثل از دهان یک فرد عادی شنیده شود.

 

|| ضرب المثل‌ها از کجا میان؟

منشا بیشتر ضرب المثل‌ها بیت‌هایی از شعرای قدیمی و یا داستان‌های عامیانه است. برای همین نقاط مختلف ایران ضرب المثل‌های خاص خود را دارند. هر قدر تاريخ تمدن ملتي درازتر باشد بيشتر حادثه در آن پيدا شده و مثَل‌هاي بيشتري در آن وجود دارد. اغلب ضرب المثل‌ها ریشه در آداب و رسوم آن ملت یا منطقه دارد.

 

|| چند تا مثَل بگو ببینم!

در آثار بزرگان:

شعرهای سعدی (دو هزار و 115 جمله سعدی بین مردم به صورت ضرب المثل رواج یافته است)

گربه‌ی مسکین اگر پر داشتی / تخم گنجشک از جهان برداشتی

 با سیه دل چه سود گفتن وضع / نرود میخ آهنین در سنگ

آه سعدی اثر کند در سنگ /  نکند در دل تو سنگ دل اثری

حافظ:

مجو درستی عهد از جهان سست نهاد / که این عجوزه عروس هزار داماد است

پیامبر اکرم:

من حفر بئرا لاخیه وقع فیه (چَه مکَن که خود افتی / بدمکن که بد افتی)

 

|| در مناطق مختلف ایران

مشهد:

- به جایی مُرُم كه روی وا ببینُم نِه دِرِ وا (به جایی می‌روم كه روی گشاده ببینم نه در گشاده)

- مرد به پارو می‌اَرَه زن به جارو بِدَر مِنَه (مرد با پارو می‌آورد و زن با جارو بیرون می‌اندازد) 

منظور: مرد با زحمت مال می‌اندوزد اما زن بی‌ملاحظه خرج می‌كند.

- نِه خورده و نِه برده گیریفته دردِ گُرده (نه خورده و نه برده گرفته درد گرده)

 منظور: در كار دخالتی نداشته ولی همه زحمات و زیان‌ها متوجه او شده است.

 

کردستان :

- که شک وه ر خوه ر (کشک جلوی آفتاب) کنایه از آدم نمایان و جلوی چشم !

- «خوه م خوه م خوه م» ( خودم خودم رو میخورم)

- بوکه واو، ئه ژنه فتیده، خه ر داخ که ن! (بوی کباب شنیده‌ای، خر داغ می‌کنند )

منظور: اشتباهی و برای منفعت شخصی به جایی رفتن!

 

بوشهر:

آربیز سی قیلون ایگه تو دو سمه داری. (صافی به قلیون میگه تو دو سوراخ داری)

 

اصفهان:

هزار فوت و فن دارِد گوسفند چرونی، هواپیما کو نیس ترتر برونی

 

|| کلام آخر

ما در کنار سبک‌های مختلف گفتاری و نوشتاری، سبکی در ادبیات فارسی داریم که به گفتار محاوره‌ای یا ادبیات کوچه بازاری معروف است و اکثر داستان نویس‌های ما همچون جلال آل احمد، هدایت و محمود دولت آبادی از این سبک استفاده فراوانی در داستان‌های‌شان داشته‌اند. ضرب المثل هم ممکن است از این سبک متأثر بشود. بیشتر این نوع ضرب المثل‌ها از داستانک‌های معاصر باب می‌شود که حتی ریشه‌اش برای خیلی از ما ممکن است نامعلوم باشد. مثالی می‌زنم :

- (فلانی) آی کیوش لای در گیر کرده!

- موش تو سوراخ نمی رفت ساید بای ساید به دمبش می بست!

- هری پاتر آخرش خوشه!

واقعاً در محاوره نسل جوان ، این جملات باب شده و البته بنظر من جای نگرانی نیست چرا که این‌ها معمولاً حالت «تکیه کلام» را پیدا می‌کند و با ضرب المثل فرق دارد. البته نباید غافل شد که به مرور زمان تکرار این دست جملات خطر به فراموشی سپردن ضرب المثل‌ها توسط نسل‌های بعدی را به همراه خواهد داشت.

همین امروزه هم اگر دقت کنیم و پای صحبت پدربزرگ و مادربزرگ‌ها بنشینیم می‌بینیم که آن‌ها گنجینه‌ای از ضرب المثل‌ها را در گفتارشان استفاده می‌کنند اما ما چطور؟

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٠٢
٠
٠
مطلب قشنگی بود.. این خیلی خوبه که شما دغدغه زبان رو دارید. اشاره تون به تفاوت "تکیه کلام" و "ضرب المثل" هم خیلی خوب بود... من منتظر یک یادداشت احساسی از شما بودم یهویی با این مطلبِ آموزشی مواجه شدم! جالب بود و با قلم شما شیواتر هم شده بود.. دست مریزاد :-))
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٢/٠٣
٠
٠
مطلب آموزشی؟ من؟ شیب؟ بام؟ :دی قصدم مطلب آموزشی نبود ولی یه سری بحث این مدت بین دوستام داشتیم گفتم مطلبش کنم بفرستم جیم. همه با هم استفادشون کنیم. ممنون که وقت گذاشتید. ممنون آقای شمشیری بزرگوار. :)
باران
باران
٩٤/٠٢/٠٢
٠
٠
ضرب المثلای مناطق جالب بود / در کل عالی :)
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٢/٠٣
٠
٠
ممنون رفیق :) خوشالم خوشت اومده. :)
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠٢/٠٣
٠
٠
این تکه کلام‌های ضرب المثلی امروزی رو دوس ندارم. احساس می‌کنم همه‌چیز به سرعت فراموش می‌شه. گنجینه‌ی ضرب المثل‌های شیرین. چه حیف. ممنون محدثه چه خوب بودن اون مثال‌هایی که از شهرها نوشته بودی.
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٢/٠٣
٠
٠
آره. البته تکیه کلاما معمولا دوره این. :) ضرب المثل های محلی همیشه شیرین ترن. :)
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٢/٠٣
٠
٠
آفرین خانم عارفی؛ دارید از یک یادداشت نویس خوب تبدیل به یک نویسنده خوب میشید :)
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٢/٠٣
٠
٠
چقـــــدر انرژی مثبت فرستادین با این جمله. :) ممنونم آقای نادری :)
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠