به لطف اين رانندگان اتوبوس دروغ گو هم شديم

به لطف اين رانندگان اتوبوس دروغ گو هم شديم

نویسنده : شادزی خانوم

امروز در راه مسير به دانشگاه در ايستگاه اتوبوس مثل هميشه در انتظار اتوبوس بودم. اتوبوس که آمد طبق معمول و مثل روال ِهميشه و من كارت به دست، همين كه سوار شدم كارت مذكور را نزديك ِدستگاه كردم و به صدا در آمدن دستگاه نشانه بر تاييد كردن اين بود كه از پول ِمن كارتم كم شده است.

و رفتم روی يكی از صندلی‌های خالی اتوبوس نشستم، يكی از دوستان راننده اتوبوس دوبار داد زد كه «خانم بيا كارتت را بزن». اول من به روی خودم نياوردم چون فكر نمي‌كردم كه با من باشد (خوب اونقدر اونجا خانم بود، كدوم خانم؟!) اما مرد ناحسابی ول كن ِ قضيه نبود كه باز دوباره داد زد «خانم با شما ام، بيا كارتت رو بزن» من هم دو بار با اقتدار گفتم آقا من كارتم را زدم .

اما چيزی كه باعث خنده و تاسف من شده بود اين بود كه چرا آن شخص مذكور آن قدر با اطمینان می‌گفت كه كارتت را نزدی. يكی نيست بگوید مگر تو خدایی كه آن‌قدر با اطمئنان حرف مي‌زنی.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/٠٥
١
٠
این کارت خوان ها هم دیگه شده اعصاب خوردی صداش در بیاد یه مصیبته در نیاد یه مصیبت!
f_shadkani
f_shadkani
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
سلام يعني شده يك معضل براي استرس و اضطراب همه متاسفانه .
هاچ
هاچ
٩٤/٠٢/٠٥
١
٠
شاید باورتون نشه! اما درست چهل روز پیش همین اتفاق برای من توی خط 17 افتاد! کارت زدم صدای دستگاه هم اومد از شارژمم کم شد، اما راننده گفت نه خانم کارتت نخورده. گفتم خورده آقا. گفت نخورده من اینجا ندیدم که بخوره!!!!!!!!! منم گفتم ولش کن یکی به دو نکنم... دوباره زدم گفتم حلالت.
f_shadkani
f_shadkani
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
سلام اي واي من / يعني بايد براي بعضي رانندگان اتوبوس تاسف خرد با اين اخلاقاشون .
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٢/٠٦
٠
٠
سلام:-)مطلبت حقیقت تلخ بود که متاسفانه گاهی اوقات اتفاق می افته ممنون:-)
f_shadkani
f_shadkani
٩٤/٠٢/٠٦
٠
٠
سلام خيلی ممنون از نظرتون متاسفم بخاطر تخی اين مطلب دوست عزيز .
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
خواهش میکنم شما نباید متاسف باشین کسی که این قضایا رو پیش میاره باید متاسف باشه
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٠٦
٠
٠
طبق معمول تکنولوژی زودتر از طریقه مصرف و نگهداری و فرهنگش اومده دیگه! نباید توقعی داشت، کمی صبور باشیم درست میشه. اگر ذره ای، فقط ذره ای راننده محترم به آبروی مخاطبش فکر کنه هرگز صداشو تو سرش نمیندازه حق به جانب فرمان بده از فاصله ده متری! البته که فراوونیِ سواستفاده ها اونها رو هم بدبین کرده متاسفانه... صبور باشیم به امید بهبود شرایط.. ("اطمینان" فرم صحیح تایپ اون کلمه هستش). موضوع و دغدغه خوب و روزمره ای رو مطرح کردید، مرسی :-)
naser_j
naser_j
٩٤/٠٢/٠٦
٠
٠
جانا سخن از زبان ما می گویی
f_shadkani
f_shadkani
٩٤/٠٢/٠٦
٠
٠
سلاك جناب شمسيری خيلی ممنون از نظرتتون و تحصيح اون كلمه بسيار تشكر از شما .
f_shadkani
f_shadkani
٩٤/٠٢/٠٦
٠
١
سلام خيلی خوب ِ كه حرف دل ِ شما هم بود . تشكر از حضورتون .
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨