فرهنگ تحقير و تجاوز

فرهنگ تحقير و تجاوز

نویسنده : وبگردی

بعضي‌ها در جهان سوسك مي‌خورند. بعضي‌ها مار مي‌خورند. بعضي‌ها كرم مي‌خورند. بعضي‌ها عرب‌ها هم ملخ مي‌خورند. بعضي ايراني‌ها هم دنبلان گوسفند (بيضه) را كباب مي‌كنند و مي‌خورند. اما اين كه هي به عرب‌ها مي‌گوييم «ملخ‌خور» چه معنايي مي‌تواند داشته باشد! 

من فكر مي‌كنم معنايش اين است كه ما از دل فرهنگ تحقير برآمده‌ايم. هر چند از آن آسيب ديده‌ايم اما چيز ديگري هم بلد نشده‌ايم. شايد به زبان با آن مخالفت كنيم اما عملاً در رفتارمان، آدم‌هايي تحقيركننده‌ايم. 

تجاوز هم داستانش همين است. وقتي تيتر ساختگي «تجاوز صد هزار نفري به آل سعود» صدها لايك مي‌خورد و دست به دست مي‌چرخد، معنايش اين است كه صدها پتانسيل «بالقوه» براي تجاوز كردن داريم، اگر خوشبينانه بيانديشيم كه هيچ كدام هنوز «بالفعل» نشده‌اند.

=========

منبع:

http://neveshte-jat.blogfa.com/post/234

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
چه جالب همی امروز میخواستم بفرستم اینو ولی چون گفتید دیگه از سهمیه ام تجاوز کردم بیخیالش شدم. خوبه خوبه. ادم بدون اینکه وبگردیاشو بفرسته منتشر میشه، اگه همیشه اینجوری باشه کیف میده :دی
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
قابل تامل بود
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
جالب بودددددددد بافرهنگ تحقیر به شدت موافقممممممممممممممممممم نبایداینطوری باشیمممممممممممم
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
چه متن متفاوتی! مرسی :-)
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠