روزی که جزء عمرم نبود
از سری ماجراهای من و پایتخت

روزی که جزء عمرم نبود

نویسنده : sajede_gh

همان روزهای اول که سودای آنالیزوری ودوره‌های مربیگری فوتبال را در سر داشتم، اگر کسی به من می‌گفت دو سال دیگر مجید جلالی را از نزدیک می‌بینی و می‌توانی سر کلاس درسش بروی، اگر کسی می‌گفت امیر حاج رضایی از میان آن همه مرد وقتی تو را تنها می‌بیند به سمت تو می‌آید و به تو تبریک می‌گوید که این دوره را گذراندی و مدرکش را دریافت کرده‌ای و بعد تو می‌گویی که تا به حال چقدر از تجربه‌هایش استفاده کردی و این فرصت را برای امضا گرفتن از او غنیمت می‌دانی، اگر کسی می‌گفت تو کنار مرضیه جعفری و نرگس احمدی بهترین سرمربیان لیگ برتر بانوان می‌نشینی، اگر می‌گفت می‌توانی با شهرزاد مظفر حرف بزنی و به او بگویی چقدر از حضور قدرتمندانه فوتسال بانوان در آسیا احساس غرور کرده‌ای و بگویی که از دیدنش چقدر خوشحال هستی و اگر کسی می‌گفت در همان اولین دوره، پیشنهادی برای مربیگری دریافت می‌کنی (هر چند به نتیجه نرسید) و اگر کسی می‌گفت روزی می‌رسد که حس می‌کنی برای آرزویی که برایت در حد رویاست قدمی بزرگ برمی‌داری حتما بلند بلند به او می‌خندیدم که این حرف‌ها جز رویایی بیش نیست و رسیدن به این‌ها در این فاصله امری محال وغیر ممکن است.

می‌گفتم او زیادی خیال پرداز است. حتما می‌گفتم «آرزو بر جوانان عیب نیست». چون در آن لحظه که بلند می‌خندیدم و این حرف‌ها را می‌زدم، بدون شک  قدرتی ماورای تمام قدرت‌ها را فراموش کرده بودم. یادم رفته بود که دستی هست که اگر بخواهد تمام غیر ممکن‌ها را ممکن می‌کند. دستی که تمام معادلات ذهنی را بر هم می‌زند وتکه‌های پازل را طوری کنار هم می‌چیند که خودش دوست داشته باشد و هر آنچه که با علمِ خودش بهترین‌ها باشد برایم رقم می‌زند.  یادم رفته بود وقتی از ابتدای مسیر همه چیز را به خودش سپردم و برای رسیدن به آرزویم تلاش کردم باید مطمئن می‌شدم که او مرا تنها نمی‌گذارد در کوره راهی که نمی‌‌دانم انتهایش چه می‌شود.

این طور که فکر می‌کنم عزمم جدی‌تر می‌شود برای برخاستن و حرکت کردن به سوی هدفی که سال‌هاست آرزویش را دارم و مطمئنم نتیجه در دستان قدرت کسی است که گام‌هایم را و تلاش‌هایم را چندیدن برابر می‌کند و اگر او بخواهد هیچکدام از مدعیان قدرت کاری از پیش نخواهند برد. و هیچ کس مانع من نخواهد شد.

قُلْ مَن ذَا الَّذِی یَعْصِمُکُم مِّنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِکُمْ سُوءًا أَوْ أَرَادَ بِکُمْ رَحْمَةً وَلَا یَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَلِیًّا وَلَا نَصِیرًا

بگو: اگر خدا برای شما رنجی یا رحمتی اراده کند، کیست که شما را در مقابل (اراده) خدا مصون بدارد؟ در حالی که غیر خدا برای خود نه کارسازی می یابند و نه یاری دهنده ای.

(آیه 17 سوره احزاب)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٢/٣٠
١
٠
آدم به بازیهای روزگار که فکر میکنه، دود از کله اش بلند میشه، خیلی قشنگ بود، مرسی
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
آره واقعا.خواست خدا یه جاهایی عجیب آدمو غافلگیر میکنه. بعضی وقتها میگم خدایا تو دیگه کی هستی :دی لطف دارین.مرسی که خوندین.
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٤/٠٢/٣٠
٠
٠
شما واقعا الان مدرک مربیگری دارید ؟ به شخصه کلا مربیگری رو از بازیکنی خیلی بیشتر دوست دارم و امیدوارم یه روز بتونم مدرک مربیگری بگیرم
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
اون دوره ای که من ازش نوشتم صرفا یه همایش بود و در آخر یه گواهی شرکت در دوره میدادن اما خب از جای دیگه بله مدرک مربیگری گرفتم اما هنوز باهاش کار نکردم. اما من آنالیزوری رو از مربیگری هم بیشتر دوست دارم. ان شاالله که میگیرید مدرکشو. امیدوارم موفق باشید.
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٢/٣٠
٠
٠
نوشتتون دلگرم كننده بود... ممنون از شما
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
لطف دارید.ممنون که خوندید.کامنت شما هم خیلی دلگرم کننده بود.
Cold
Cold
٩٤/٠٢/٣٠
١
٠
یه جورایی مطلبتون ادمو امیدوار میکنه....ولی خوب شرایط همیشه هم اینطوری نیست....خیلی قشنگ بود...مرسی :)
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
خوشحالم از جمله اولی که نوشتید. قطعا همینطوره. شرایط همیشه همونجوری که آدم میخواد پیش نمیره اما من بارها شده که از اتفاقی مستاصل شدم و سپردمش به خدا که خودت هر جور میتونی حلش کن و من تسلیمم.توی اون مسیر هم خیلی سختی کشیدم اما چون میدونستم خواست خدا هست سختیش رو تحمل میکردم، وخوشحال بودم.حتی یه وقتایی میگم خدایا تو که داری این مشکلمو حل میکنی بیزحمت صبر و تحملشم خودت بهم بده. منظورم اینه وقتی کارت رو دست خدا بسپاری حتی اگه اتفاقات باب میلت نباشه اما خیالت راحته مسیر درستی داری میری چون خدا کارهاتو پیش میبره و آخرش حتما خوبه. ممنون که خوندید متن رو. ببخشید که زیاد حرف زدم.
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٢/٣٠
٠
٠
هوممم! عجب متنی. راس میگی! مرسی که نوشتیش. :)
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
مرسی از این همه لطف.مرسی که خوندیش.خوشحالم که دوسش داشتی خانم.
Miss_shqyq
Miss_shqyq
٩٤/٠٢/٣٠
٠
٠
خیلی قشنگ و دلنشین نوشته بودید...احساس نزدیکی زیادی با متن کردم انگار خودم نوشته باشمش...واقعا عالی بود،خسته نباشید.
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
چقدر خوب! ممنون از لطفتون.مرسی که وفت گذاشتید وخوندید.
Mahboubeh-A
Mahboubeh-A
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
چه تیتر خوبی ! :))
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
نظر لطف شماست.
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
خیلی عالی بود...برای من که یه جور دلگرمی و امیدواری بود...ممنون...امیدوارم مدفق باشین همواره
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
من چقدر خوشبختم که چند خطی که نوشتم به اندازه ذره ای به دوستان دلگرمی داده. خدا رو شکر.امیدوارم شماهم همیشه موفق باشید.
admincheh
admincheh
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
دست خدا بالای همه ی دست هاست و البته فکر کردن زیاد به چیزی و قدم گذاشتن تو مسیرش به اونا نزدیکت می کنه، موفق باشی
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
خب فکر کنم بهتره یه خرده موضوع رو اینجا باز کنم. خدا یه صفت داره به اسم "رب" مفهومش اینه که هر کسی هر هدفی داشته باشه خدا دستشو میگیره تا اونو به هدفش برسونه. حالا یکی هدفش تحصیله، یکی ورزشه، یکی ازدواجه، یکی ثروت و.....خدا تو اون مسیر همراهیش میکنه. نکته مهم قصه من این بود که من تو این مسیر حرکت کردم اما خدا آدمهایی رو سر راهم قرار داد که هموارتر بشه برام.حالا این وسط اگر وقفه ای بیفته یا سختی ای هم باشه چون من همه چیز رو سپردم به خدا نگرانش نمیشم. من از اول مسیر گفتم خدایا اگر راض نیستی تو این مسیر باشم خودت یه کاری کن جور نشه واگر راضی هستی هم باز دست خودته. ممنون.تو هم موفق باشی. :)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
ان شالله به آرزوهای بزرگتر هم برسی ساجده جان مطلب انرژی میده به آدم ممنون
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٣/٠٢
٠
٠
خدا رو شکر که انرژی گرفتی.ممنون امیدوارم تو هم به آرزوهات برسی.
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
و خدا گفت كن فيكن. مرسي :)
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٣/٠٢
٠
٠
خواهش میکنم. آره واقعا.اما گاهی بین کن و فیکن خدا خیلی فاصله هست.
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/٣١
٠
٠
بازم یاد آرزوهای خودم افتادم که از همیشه بهم نزدیکترند و مثل همیشه ازم دورن و................ منم و یه دنیای منطقی که باید روی یک خط سیر طبیعی حرکت کنم
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٣/٠٢
٠
٠
متنفرم از دنیای منطقی.امیدوارم به آرزوهاتون برسید.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٣/٠١
٠
٠
سلام همواره درتمام زندگی موفق وسلامت باشید
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٣/٠٢
٠
٠
سلام.ممنونم از لطفتون وآرزوهای خوبتون.همچنین برای شما.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٣/٠٢
٠
٠
سلام زنده وسلامت باشید
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤