مشت در فرهنگ ما کاربردهای زیادی دارد که توجه شما را به نمونه‌هایی از کاربردهای آن جلب می‌کنم، با من همراه شوید؛

یک مشت داریم که کاربرد وزنی و سنجشی دارد و در اداره استاندارد موجود است. همان مشتی که نمونه خروار است.

گاهی مشت کاربرد شمارشی دارد مثلاً بخاطر یک مشت دلار، یا یک مشت دیوانه و...

کاربرد دیگر مشت در حواله جات است. آن مشتی است که حواله می‌شود به دهان استکبار جهانی و اصولاً محکم است و پاسخی است دندان شکن. صد البته این مشت کار موشک قاره پیما را انجام داده و از راه دور فرستاده می‌شود. یاد آور می‌شوم که این مشت حتماً باید گره کرده باشد (مگر مشت باز هم داریم؟!)

گاهی مشت کار گاو صندوق را انجام می‌دهد و هدف این مشت راز نگه داری و حفظ اسرار است و اگر این مشت محترم پیش کسی خصوصاً همسر شخص باز شود، احتمال انهدام شخص بالاست.

از دیگر کاربردهای مشت می‌توان به اثر گذاری آن اشاره کرد که نمونه‌های آن را روی در و دیوار مدارس زیاد دیده‌ایم.

و اما کاربرد دیگر مشت که استفاده آن از همه بیشتر است همان مشتی است که در درگیری‌های خیابانی استفاده می‌شود و گاهی این مشت‌ها کار کشت بادمجان را هم انجام می‌دهد.

در کل مشت نشانه قدرت است و با یک پسوند این قدرت به حد اعلا می‌رسد، مثلاً مشت خاردار، مشت آهنی، یا مشت اژدها (همان مشتی که آقای بروسلی چنان به حریفان می‌زد که مستقیماً به دیار باقی می‌شتافتند.)

کاربرد مشت شما بیشتر در کدام مورد است؟

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
آی گفتین......بعضی وقتهادلم میخوادمشتی حواله دهن بعضی هابکنم من:)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
بهرحال مواظب باشید دوست من
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
ممنون بخاطر حضورتون
sepide
sepide
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
دیده شده لقب یک مشت دیوونه به من وجمعی ازدوستان داده شده، باشدکه رستگارشیم...
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
انشاا...
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
و ممنون بخاطر حضورتون
sepide
sepide
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
خواهش میشه:)
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
نمدونممم،فقد دوث دارم مشتمو بکوبم تو دهن یکی و بگم این کارایی ک میکنی بی فایدس:| تمومش کن:|
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
انجامش ندی دوست من بنده خدا خفه میشه
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
نگفدم ک ببرم:| گفدم بکوبم:|
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
بازم احتمال فوتش زیاده
f_mehdipoor
f_mehdipoor
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
ولی بهترین کاربردش اینه که بکوبیش رو مشتِ رفیقت :)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
اینم هست
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
و ممنون بخاطر حضورتون
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
مثلا مشت نمونه خروار است ...
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
بله ما هم مثلا گفتیم
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
ممنون بخاطر حضورتون
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
من سعی میکنم مشتم رووا نکنم تو این کامنت:)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
هرجور راحتی دوست من ممنون بخاطر حضورت
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
خوب بود آقا رضا....... :))......... من برای اندازه گیری بزرگی قلبم ازش استفاده میکنم........ :)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
اینم یک کاربردشه دیگه ممنون بخاطر حضورت
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
خب کاربرد مشت من بیشتر برای زدنه و گاهی اوقاتم راز نگه داری....یه مشت دیوونه هم قبلنا لقب منو دوستام تو مدرسه بود!...ممنون زیبا بود
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
ممنون دوست خوبم
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
یک مشت دلار (زیاد خوابشو میبینم) مشت آخر(این نمیدونم چرا همیشه رو هوا میمونه) یه مشت رفیق نامرد...یه مشت کار عقیب افتاده...یه مشت یادداشت...یه مشت آدم زور گو.....مشت کاری...اوووووه زیادن... اینجانبمان هم از مشت زیاد استفاده میکنیم هم از مشتم :)))))) شیک نوشتین...قلمتآن مستدام....اوقاتتان خوش (^_^)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
ممنون از تعریفتون
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
مشت خاردار :))) چقد فیلم باحالی بود.....ایده های نوشته هات خیلی خوبن ،همین که این چیزا به ذهنت میاد و دنبالشون میری خیلی عالیه :) خسته نباشی
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
شما لطف دارید
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨