بی خوابی و خویشتن پنداری...

بی خوابی و خویشتن پنداری...

نویسنده : Sara_Rh

نمی‌دانم این عادت لعنتی که تازگی‌ها بعد از شنیدن درد و دل هر کس، فرقی نمی‌کند چه دوست صمیمیمی باشد یا غریبه یا... ساعتش هم فرق نمی‌کند صبح باشد یا عصر یا نصف شب، در آخر باعث بی‌خوابی شب من می‌شود از کجا ریشه می‌گیرد باز هم نمی‌دانم، دردش این‌جاست که حتی اگر یک ساعت با کلی مکافات هم خوابم ببرد فکرم نمی‌خوابد.

بیدار که می‌شوم انگار کل شب را درگیر بوده، حتما آن زمانی که من خوابم به خودش می‌گوید این‌که خوب عاقبت همه چیز را می‌داند، این‌که برای همه این همه نسخه می‌پیچد، چرا چاره‌ای به حال خودش نمی‌کند.

انگار کار من از این کارها گذشته که وقتی صبح بیدار می‌شوم دوست دارم بگویم همش تقصیر توست، همش مقصر تویی باز دلم نمی‌آید.کاش مغزمان دکمه آن و آف و به علاوه دیلیت داشت، هر وقت می‌خواستیم دیلیت می‌کردیم، چقدر خوب می‌شد، حداقل برای من، که مثل بقیه دیلیت را بلد نیستم. البته اگر مغز همه ما این امکانات را داشت باور کن باز برای من مثل رنگ زرد چراغ راهنما عمل می‌کرد آن وقت باید دنبال فوق دیلیت بودم  . 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٢/٠٣
١
٠
آخ آخ بی خوابی ... چیزی که من دو سه سالیه بدجور آزارم میده ... یه جا خوندم که کاش مغزمون این قابلیت رو داشت تا از کله مون بیرونش بیاریم و برای مدتی بذاریمش یه گوشه !
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٠٣
٠
٠
به مغز مربوط نیست ... به روح مربوطه و سفر از اضطراب به آرامش ... در کل ساده نیست اما شدنیه. :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٠٣
٠
٠
موافقم.. بیشتر یک داینامیکِ روحی هستش...
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٠٣
٠
٠
ساده و مختصر ادای منظور کردید... خیلی ها با این معضل دست به گریبان اند! به دلم نشست و باهاش ارتباط برقرار کردم.. ("می" اضافه داشتید در صمیمی).
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٢/٠٣
١
٠
واقعا وقتی ذهن درگیری داریم اتراحت و خوابمون هم کامل نیست و نمیتونیم ازش انرژی بگیریم .... مختصر بود و مفید :)
پربازدیدتریـــن ها
مقایسه دو کتاب کلیدر و بوف کور

ادبیات داستانی اجتماعی یا داستانی سیاه نمایی؟

٩٦/٠٦/٢٧
به امید روزهای بهتر

پایان تلخ استقلال علی منصور

٩٦/٠٦/٣٠
شعر واگیردار است!

شاعران در قرنطینه

٩٦/٠٦/٢٩
تا عاشق بمانیم

شاعر جماعت را دریابید!

٩٦/٠٧/٠١
درد ندیدن نوه دختری عمه بزرگ لیلا خانم

درمان درد دل

٩٦/٠٧/٠٢
ترانه ای سروده خودم

شاه قلبم

٩٦/٠٦/٢٨
به سختی خودم را از خاطرات بیرون کشیدم

پانسمان

٩٦/٠٦/٢٩
ملاقات غیرمنتظره با رئیس جیم

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت نهم

٩٦/٠٦/٢٧
صدای اعضای شورای شهر هم در آمد

نمایشگاه ایرانکام سال به سال افتضاح تر

٩٦/٠٦/٢٧
شعری سروده خودم

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

٩٦/٠٦/٣٠
باورم نیست هنوز

کو شقایق؟ کو؟ کجاست؟

٩٦/٠٧/٠٣
شعری سروده خودم

كرم ابريشم من وقت تماشا نرسيد

٩٦/٠٧/٠٢
گند همه چیز را در می آوریم

آموزنده های دوست داشتنی

٩٦/٠٧/٠١
از ایده هایی که باید ادامه دهیم

مقاله نویسی چطور است؟

٩٦/٠٦/٣٠
می خواهم از زندگی ام بنویسم

پاییز توی راه با کلی بارون

٩٦/٠٦/٣٠
غار رنگی رنگی

دوست داشتن و دوست داشته شدن...

٩٦/٠٦/٢٨
خسته شدم از کاغذ سیاه کردن

بی حوصله

٩٦/٠٧/٠١
زندگی ات را مدیریت کن

از رابطه ها

٩٦/٠٦/٢٩
درد و دل با خدا

بغضت رو بشکن

٩٦/٠٧/٠٢
اشک های بی ثمر

از نیامدن ها

٩٦/٠٦/٢٧
تبلیغات