خیلی سخت می‌شود توضیح دادن اتفاق‌هایی که مسلسل‌وار پیش می‌آیند و یکی پس از دیگری روح و جسمت را نشانه می‌گیرند. خیلی سخت است تو را که به صبوری می‌شناسندت، به ناشکیبایی عنان از کف بدهی و به رگبار ببندی اول از همه خودت را، سپس بهترین‌هایت را. قصدم دفاع و توجیه نیست؛ سیزده سالم بود پدرم آموخت عذرخواهی کوچکت نمی‌کند که هیچ، شاید اندک مرهمی شود بر زخم‌هایی که نشانده‌ای. یک «اما»ی بزرگ می‌ماند این میان؛ باید روی صندلی من نشسته باشید و از نگاه من نگریسته باشید تا درک کنید چه‌ها شده که چنین میخ می‌کوبیدم بر...

دو، سه، چهار، پنج حادثه متوالی به فاصله چهل و هشت ساعت! اشاره به کدها و نشانه‌هایی مسجل؛ روشن‌تر از خورشید. هم‌نامی و هم‌زمانیِ چند رویدادِ بغایت شگفت انگیز در دانشکده و محیط کار، سه ایمیل مشابهِ بی‌شناسنامه، بیش از هفت هشت پیامکِ بی پاسخ با بک‌گراندِ پاس نشدنِ درسِ یک دانشجو (از بهمن 92) برای چیدمان یک توهم توطئه کافی ست! نگویید نیست! جای من نیستید. و آنچه غیرمنصفانه بود و یارای تفکر صحیحم را سلب کرد، اتهام انتقادناپذیری‌ام بود.

خیلی سخت‌تر می‌شود توضیح دادن اتفاق‌هایی که صاعقه‌وار می‌کوبند و بر فرقِ سرت هوار می‌شوند. سپاسگزارم از همانی که ناجوانمردانه پیکان اتهامم بسویش بود، به جرم همکاری صادقانه با گروه تحت تعلیمم، اما جوانمردانه کمکم کرد گره‌گشایی کنم. هم او بود که از تمام توانش بهره جست و چراغ روشن شد.

غمگینم از این که یکی از مستعدترین دانشجویانم را از دست دادم و برای نخستین بار از حراستِ دانشگاه، کمک گرفتم. غمگینم از این‌که حسادتی کودکانه و خام‌دستانه آتشی زده بود به زندگیِ منی که حداقل حق معلمی داشتم بر گردنش. غمگینم از این که بتی ساخته بود از کسی‌که تماما از خاک بود و انسان! اما غمگین‌ترم از این که ترکش‌هایی دامن‌گیرِ نازنینانی شد که به حق شایسته چنین جفایی نبودند. دو نویسنده‌ی خوش‌قلم و دو خواهر مهربان.

بیش از این مصلحت بر گره‌گشایی نیست؛ بپذیرید که یقینا باید حوادثی خاص و چیدمانی متناسب و اتفاقاتی منظم باعث چنین اشتباهی شده باشد؛ که معصوم نیستم اما، نه بیمارم و نه اهل مسلک تهمت.

مخلص کلام؛ با تمام تفاسیر و توضیحات، اشتباه بدی کردم. عذر‌خواهم و طلب بخشش دارم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠١/٢٣
١
٠
من که نفهمیدم چی شد!در هر صورت مشکلات اینچنینی تکرار نشود برایتان ان شاالله!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
ممنونم از محبت شما خواهرم.. ممنونم :-)
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٣
٢
٠
:) همه ما در موقعیت هایی ممکنه دچار خطا بشیم. گاهی ممکنه خودمون نباشیم و اون چیزی که ازمون انتظار می ره نباشیم . شجاعت شما برای عذرخواهی کردن قابل تقدیره . اگر فقط با یک رفتار بخواهیم راجع به ادم ها قضاوت کنیم هیچ ادم خوبی دور وبرمون پیدا نمیشه ..چون همه مون پریم از خطا و اشتباه های رنگا و رنگ.. مهم کسایی هستند که بمونند و دلشو ن بخواد اصلاح کنند نه انهایی که میرن..رفتنی ها رو بذارید برن!:)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
ممنونم..فقط می تونم بگم ممنونم... مرسی از همه شما.. :-))
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
اسمانه به قول معروف لایک :دی
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
سلام؛ کاملا متن را درک کردم و تحسین می کنم این روحیۀ شما رو دوست عزیزم. خدا پدر بزرگوار رو هم حفظ کنه که نکته ای به شما آموخت که نه تنها باعث سرشکست نیست، بلکه مقام و درجۀ هر انسانی را پس از وقوعش بالاتر خواهد برد؛ ارادتمندم.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
سلام بر شما... من از شما ممنونم... خیلی ممنونم برای همه چیز :-)
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
خواهش می کنم، امیدوارم همیشه شاد باشید و روزگار بر وفق مرادتان.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
یا علی :-)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
اگه زمان اين اتفاق سال92 بوده و شما هنوز ازش ياد ميكنيد احتمالا خيلي با روحياتتون درگير شده! به هر روي اميدوارم روز به روز اشتباهاتمون كمتر و كمتر بشه!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
پایان ترم گذشته بوده که نتایجش یکماه پیش اعلام شده و خیلی کهنه نیست.. اما خیلی اذیت شدم.. ممنونم از لطف شما.. :-)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
پس بهمن 92 ؟ يعني از بهمن92 تا همين ترم گذشته پاس نشده يكي از دانشجوها، كه احتمالا دخيل بوده در اين قضيه!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
ای وای چه اشتباه بدی کردم! بهمن 1393!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
من هنوز توی تاریخ نویسی هام، اکنون رو 93 فرض میکنم! چند روز پیش هم همه برگه هام رو اشتباها 93 تاریخ زدم! عذرخواهم.. :-)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
:)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
چقد صادقانه و بی ریا ^______^ به قول شاعر مخور غم گذشته، گذشته ها گذشته :دی البته درسته تاثیرات هر اتفاقی میمونه و تو حال و اینده هم تاثیر گذاره ولی خب همین که باعث میشه ادم تجربه کسب کنه خوبه؟نیس؟ پس به چشم یه اتفاق بد بهش نگاه نکنید و نکنیم ^___^
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٣
١
٠
البته که خوبه... ممنونم از حضورتون دختر صبور دریا.. ممنونم. :-)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
یک اصلاحیه فوری! : سال مورد اشاره در متن، 1393 صحیح است. وای بر منِ بی دقت!
Delaram
Delaram
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
شجاعت شما رو تحسین میکنم. همیشه از اون مدل آدمها هستند اطرافمون جناب شمشیری... بقول شاعر: سرِ خُمِ مِی سلامت، شکند اگر سبویی! دیگه بهش فکر نکنید:)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
خیلی ممنونم از لطف شما... این تک مصرع اگر اشتباه نکنم باید از حضرت حافظ باشه.. مرسی از حضور و حمایت :-))
S_Alami
S_Alami
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
بسیار عالی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
سپاسگزارم... مرسی :-)
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
قضاوت میکنیم تا اسیر اشتباه نشیم...گاهی هم اسیر اشتباه میشیم و قضاوت میکنیم!به هر روی مهم اینه که بپذیریم اشتباهمون رو...:)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
خیلی خیلی ممنونم از لطف شما... مرسی :-)
س.احمدی
س.احمدی
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
عذرخواهی خیلی وقتها، با آنکه میدانی اشتباهی به گردن تو نیست، باعث تحکیم روابط می شود، پس می شود گاهی بی علت هم عذرخواهی کرد. مرسی از این مطلب، و امیدوارم خیلی سر این موضوعی که میگین، اذیت نشده باشین.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
ممنونم از شما... خیلی اذیت شدم ولی گذشت.. ممنونم :-))
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
عجب... امیدوارم هیچ وقت مجبور به عذرخواهی از کسی نشین. مرسی:))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
بله سخته.. ولی ضرورتی اجتناب ناپذیره دوست خوبم... اصرار به یک اشتباه عین نادانیه! :-)
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
هوم.یکی که شما قبولش داشتین ولی در موردش اشتباه میکردین و ازش بت ساخته بودین.و یکی هم این وسط کمکتون کرده تا اونو بهتر بشناسید..درست متوجه شدم؟ امیدوارم در باقی مراحل زندگیتون موفق باشید جناب شمشیری :)))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
ممنونم از حضور شما. نخیر.. یکی که از من بت ساخته بود و فکر میکرد... بگذریم.. بقیه اش حق با شماست؛ یک بزرگواری که خودش اذیت شده بود این میان بمن کمک کرد، کمک خیلی خیلی بزرگی... :-)
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
یسسس اوکییی حالا گرفتم.بله خب حسادت کودکانه و خام دستانه.خیلی فکرتونو درگیر نکنید.به جاش اجازه بدید تا این قضیه بشه براتون درس عبرت که همه جا نباید صداقت داشته باشید اجازه بدید تحکم کلماتتون کارو انجام بدن.به امید روزهای خوب و پر از موفقیت برای شما آقای شمشیری :)))
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
و البته اینکه عذر خواهی جرات و شجاعت میخواد که خیلی خوبه شما چنین صفاتی رو دارید:)))
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
درود بر شما ...
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
تعظیم میکنم... :-)
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
درک میکنم کامرن خان درک میکنم ......
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
ممنونم که درک میکنید... :-)
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
واقعا تبریک می گم به شجاعت یک استاد ، بابت پذیرفتن یک اشتباه ، اونم در مقابل یک شاگرد ... استادِ از این مدل در این زمانه ، واقعا کیمیاست ... درست متوجه شدم؟! :))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
حقیقتش من که استاد نیستم و لقب بزرگیه، اما من گمانی اشتباه داشتم به شخص دیگه ای که خودش کمکم کرد تا مساله روشن بشه... ممنونم از لطف شما :-)
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
آفرین آقای شمشیری ، عذر خواهی بزرگترین شجاعتی که یک مرد میتونه داشته باشه. :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
ممنونم از لطف و حمایت شما... مرسی :-)
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
سلام (((: هیچی جز لبخند ندارم. خوشحالم (((:
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
ممنونم... لبخند بزرگترین هدیه است :-)
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
راستی امیدوارم نه شما و نه هیچکسی از کامنت هام دلگیر نشده باشین چون قصدم اون نبود.
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
از کامنت های من هم همینطور. منم قصد بد نداشتم
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٤
١
٠
هرگز دلگیر نشدم. انتقاد منصفانه و صحیح منو کمک میکنه تا بهتر بشم... و شما کاملا درست فرموده بودید خانوم خسروانی و از شما ممنون هم هستم :-)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
از شما هم هرگز نرنجیدم... خیالتون تخت! :-)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/٢٣
١
٠
گاه بین بخشودن و نبخشودن؛ پذیرفتن و نپذیرفتن؛ ماندن، رفتن، بازگشتن؛ خداحافظی، سلام؛ اشک، لبخند؛ پوزش، غرور؛ دوست، دشمن؛ جایی هم برای نفس کشیدن می گذاریم ... که "سیاه" همیشه هم آنقدرها سیاه نیست چنان که "سپید" نیز ..... آموزه های دین و فرهنگ بر ما "دست رد زدن" نپسندیده اند، عفو را بر کین برتری داده اند، دوست داشتن را بر عشق و هیچ سلامی را بی پاسخ ننهاده اند؛ که سلام دریچه دعوت است، دعوت به دروازه های روح یک انسان! و این کم نیست. پذیرش این دعوت، نشان جشن و آشتی و شادمانی ست. چیزی شبیه آشتی اسفند و فروردین در تلاقی رو به نور نوروز! و مگر "خدا" جایی غیر از همین شادمانگی های کوچک عمیق آشیان گزیده است؟! ... آری! به روحمان صیقل می زنیم با گردگیر "بخشایش" و "مهربانی" بر غبار "کدورت" و "قهر" و "غرور" و شبیه تر می شویم به نام مقدس آدمی ... // یادمان باشد که انسانها محصول شرایطند و هیچ کس از اشتباه، قضاوت و انحراف مبرا نیست و چه کسی مدعی ست که اگر جای دیگری بود، واکنشی بهتر و متفاوت تر داشت؟ و چه کسی هست که تا به حال دلی نلرزانده باشد و غمی نیفشانده باشد؟ همه از یک خاکیم. همه با ته مایه های خاکستری معلق در روح ... می بخشیم تا بخشوده شویم روزی که از ما نیز شاید چندان دور نیست ... و دنیا محل تکرار است ... تکرار! و در این میان روح فتوت و شهامت انسانهاست که ستودنی ست.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
ممنونم... ممنونم از کمک بزرگی که بمن داشتید و ممنونم از لطف و بخشندگی شما... :-))
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
و البته لازم دیدم این رو بنویسم که من این کامنت رو در ادامه و برای تایید پست "شما" نوشتم آقای شمشیری و کاملا برخلاف اینکه شما به من گفتید نگاه "تعلیم دهندگی" داشته، واقعا نگاه اینچنینی نداشتم و اتفاقا درست شبیه پستهای خودم ادامه نوشت یادداشت شما رو اینجا نوشتم به جای اینکه در پستی جداگانه و به نام خودم بنویسمش ... که خب متاسفانه برداشتهای شما خیلی مواقع، منجر به رنجیدگی خاطرن ... ولی مهم نیست ... میگذره.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
می فهمم و باز هم از شما تشکر میکنم بخاطر کمک و حمایت تون :-)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/٢٣
١
٠
دیرکرد من در این کامنتم رو ببخشید جناب شمشیری، خودتون در جریان هستید که متاسفانه نت نداشتم تا الان! امیدوارم خدا بردباری همه ما رو بیشتر کنه خصوصا دانشجویان شما رو! :دی // بازم مرسی :) و من با این پست شما بازگشت دوباره خودم به جیم عزیز رو اعلام می کنم. :) و امیدوارم که دیگه هرگز شاهد وقایعی که منجر به آشفتگی میشه نباشیم. کاش دانشجوی شما هم از استادش درس شهامت عذرخواهی رو فرابگیره ...
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
خواهش میکنم... بله میدونم. من هم چند روزی هست که مشکل جدی نت دارم و بعید میدونم حداقل تا ده روز آینده هم حل بشه! فعلا آواره کافی نت هام! / متشکرم از دعای خیر و خوشحالم از بازگشت شما و باز هم ممنونم از کمکی که در این مساله بمن داشتید. بعید بود تنهایی بتونم از پسش بر بیام... عذرخواهی برای من آرامش میاره.. و امیدوارم واقعا این قبیل اتفاقات هرگز تکرار نشن؛ نه از طرف من برای دیگران و نه از طرف بقیه نسبت بمن به مثابه اتفاقی که افتاد و مستحضرید... مرسی :-))
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
چقدر خوب ک عذر خاهی کردید.امیدوارم اون یکی دوستمون هم بیاد و بخونه این نوشته از ته قلب شمارو!راستش شاید تنها ویژگی مثبتی ک در من دیده میشه،همینه ک زود عذر خاهی میکنم و واسم فرقی نداره ک اشتباه از من بوده یا طرف مقابلم.درضمن!من هم قضاوت عجولانه ای داشتم در مورد شما.امیدوارم با روح بزرگی ک دارید منم ببخشیده باشید...ممنونم:))))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
کمترین کاری بود که باید میکردم... شما هم کاملا حق داشتید چنین برداشتی داشته باشید. خودم رو جای شما که بذارم قابل درک خواهد بود... ممنونم از حضورتون :-))
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
اینطور حوادث همیشه توی زندگی بوده هیچوقتم تمومی نداره، تموم میشه چه بدش چه خوبش ولی چیزی که مهمه ینه که چطور تموم شه. میشه با یه دعوا و آبرو ریزی و همم میشه با یه عذرخواهی ساده ساده ساده که هیچی از بزرگی شما بزرگوار کم نمیکنه.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
ممنونم علی جان... ایشالا سعی کنیم کمتر اشتباه کنیم تا کمتر مجبور به عذرخواهی بشیم :-)
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
:) اینو فراموش کردم بزارم خخخ
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
:-))
m_ehyaei
m_ehyaei
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست ... سلام . گاهی پیش میاد دیگه ... ولی یکی از مصداق های واقعی شجاعت به نظرم همین پند پدرانه پدر بزرگوارتون هست که باید آویژه گوشمون کنیم ...
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
ممنونم از نظر لطف شما.. مرسی :-)
ZeiNaB_sf
ZeiNaB_sf
٩٤/٠١/٢٤
٣
٠
پدر من هم به من یاد دادن و می دن که احترام بزرگتر واجبه،به من گفتن که عذرخواهی نه تنها آدمو کوچیک نمیکنه بلکه راهیه برای فتح کردن قله های ارزش. پدر همیشه گوشزد میکنن هرگز در پاسخ دادن به بزرگتر حاضر جوابی نکن. من هم تمام سعیمو میکنم همیشه و همیشه سخنانشونو آویزه گوشم کنم و به لطف خدا تا الان موفق بودم. جناب شمشیری به شماهم تبریک میگم به دلیل داشتن چنین پدر بزرگواری.. خدا رو شکر که چنین پدرای عزیزی نصیب من و شما شده،البته که تمامی پدرها عزیزند و از نظر ِ من لفظ "پدر" به خودی ِ خود پر از عزته… در هر حال گذشته گذشت… مهم حال وآینده است. موفق باشیم! :)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
البته به قول خانم الهی هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست زینب عزیز ... هیچ چیزی صددرصدی نیست حتی نحوه عمل به گفتارهای خوش رنگ و لعاب بزرگترها یا اعتماد به یکی بودن حرف و عمل آدمها ... مهم اینه که هشیار باشیم و زود و ساده باور نکنیم! گذشت تو هم قابل تحسینه و آفرین داره زینب جان.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
ممنونم از لطف شما خانوم زینب اس.اف. متشکرم بابت گذشت و بزرگواری :-)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
یک دنیا از شما ممنونم خانم قاسمی برای این کامنت مکمل. دقیقا اگر بقولِ شما چند ماه گذشته ساده نمیگذشتم از اون اتفاقِ قبلِ همین دوستِ ناآگاه، هرگز تکرار نمیشد.. واقعا هیچ ضمانتی نمیتونیم داشته باشیم بین حرف تا عمل. مرسی برای این اشاره درست.. :-)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
البته که سرگشاده بود و سربسته و ایکاش افراد مورد نظر شما این متن را بخوانند و یا لاقل اگر دسترسی داشته باشید به خودشان بگویید عذر خواهی نیمی از بار ندامت رو کم میکنه و اگر از خودشان نباشد و در حضورشان نباشد اصلا تاثیری بر حال خراب ندارد.امیدوارم منظورم رو فهمیده باشید متواضع بودن خوب است ولی تواضع را در بوق و کرنا کردن جالب نیست.تاسف خوردن من و امثال من به حال این متن فایده ای ندارد و بقول خودتان گره گشایی مصلحت نیست. موفق باشید.
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
اقای تمجیدی کسانی که ناراحت شده بودند عضو همین سایت هستند و من فکر می کنم به خاطر همین اقای شمشیری چنین کاری کردن.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
مرسی از ابراز نظر صادقانه شما جناب تمجیدی. دو نکته اینجاست، اول اینکه هدفم انتقال یک پیام مهم بود؛ عذرخواهی بد نیست و اصرار به اشتباه عین نادانیه. دوم اینکه خیلی وقتها باید خودمون رو بشکنیم و غرورمون رو فراموش کنیم تا بتونیم سرمون رو بالا بگیریم و رشد کنیم و کنار هم باشیم... اگر این پیام رو منتشر نمیکردم هم فاجعه ای رخ نمیداد اما یقین بدونید یکی از نقاط تاریکِ زندگی من شکل گرفته بود که خودم رو نمی بخشیدم. ضمن اینکه طبق فرمایش خانم آسمانه عزیزانِ هدفِ من همینجا هستند و دیدند و اومدند و با بزرگواریشون بخشیدند.. این بزرگترین قدم می تونه باشه برای ادامه گامهای من... شغل من تحلیل و نقده و اگر قرار باشه خودم توان و ظرفیتِ عذرخواهی رو نداشته باشم که دیگه هیهات! مرسی :-)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
ممنونم از کامنت مکمل شما خانم آسمانه بزرگوار، مرسی خواهرم :-)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
جناب شمشیری عزیز دوست خوبم متاسفانه جواب شما من رو قانع نکرد و اینجا هم لازم نمیبینم دلایلم رو بگم و اصلا نمیخوام توی این صفحه و در حضور همه به بحث بپردازم ولی اگر وقت داشتید و ارزش قائل شدید با ایمیل یا هر روشی که برای شما راحت تره به ادامه ی این مبحث بپردازیم.من اصولا آدم کنجکاوی هستم و تا جایی که بتونم جواب سوالاتم رو میگیرم بنابراین خیلی تمایل دارم که جواب این مبحث رو هم بفهمم.ممنون
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٤/٠١/٢٤
١
٠
انگار طرفی رو که میخاین بهش بگین ببخشید رو نشوندین رو یه صندلی بعد دورو برش هی از این حرفها گفتین اونم با لحن و قیافه ای جدی و بعد ازش معذرت خواهی کرده باشین! من اگه بودم حتمن میپذیرفتم حتا وسطش خندم هم میگرفت! خیلی جالب بود خب! : ) معذرت خواهی هم خوبه ولی بعد برخی عذرخواهی ها دیگه طرفو میبوسم میذارم کنار حالا شمارو نمیدونم
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
من از مقصر که عذرخواهی نکردم. ایشون پرونده شون در حراست دانشکده بازه. از کسانیکه بهشون سوظن پیدا کردم و باعث رنجش شون شدم عذرخواهی کردم. اوکی؟ خیلی خیلی ممنونم از حضور و حمایت گرم شما. مرسی :-)
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
اوگِی خب1چرا عصبانی میشید!:-s :))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٦
٠
٠
هرگز عصبانی نشدم! فقط توضیح دادم! :دی
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
جناب شمشیری میشه واضح ترتوضیح بدیدبنظرم نوشته های جدیدتون کمی باسردرگمی همراست شایدم نوع نوشتتون اینطورمیطلبیه ولی به نظرمن سردرگمی برای خواننده سردی یهمراه دارههههههههههههههه
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
مرسی از حضورتون با اکانت واقعیِ واقعی! مطلب عادی نبود! یک عذرخواهی واقعی بود و توضیحات مربوط به یک اتفاق! :-)
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
یه وقتایی همه ی زمین و زمان جفت و جور میشن که تو یه کار اشتباه رو با غلظت هر چه تمام تر انجام بدی، در حالی که در اون مختصات مکان زمانی بهترین کار ممکن به نظر میرسه. تواضع شما در قبول اشتباه و عذرخواهی خیلی می ارزه،لطفا غمگین نباشید :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
دقیقا همین جفت و جورها به فجیع ترین شکل ممکنش برای من اتفاق افتاد! خوشحالم که کاملا درست متوجه شدید.. ممنونم از حمایت و لطف شما :-)
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
اتفاقا من هم بعد این اتفاقات و دیدن اون کامنت ها حسابی شوکه شده بودم. یعنی اصلا از شما توقع نداشتم. پس دست هایی پشت پرده بوده... خدا هدایتش کنه. :/ اخه حسودی همیشه اول ریشه ی خود ادم رو می سوزونه. :/
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
متاسفانه بله.. حسودی و زیاده خواهی... مرسی از حضورتون :-))
Narjes_sf
Narjes_sf
٩٤/٠١/٢٥
٠
٠
خب خدارو شکر همه چی به خوبی و خوشی تموم شد! :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٦
٠
٠
بله خدارو شکر... جالبه که خانوم نرجس اگر یه روزی یه وقتی فرصتی فراهم بشه تا من از "تشابه ها و جزئیات" بگم یقینا متعجب میشید! خیلی عجیب بود همه چیز! مرسی از حضورتون :-))
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
سلام... چه نیازیست اینقدر سخت بگیرید سر کیسه را شل کنید درست میشود
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤