وقتی فحاشی میان دوستی جا خوش می‌کند!
نقدی بر رواج فحاشی در بین جوانان و نوجوانان

وقتی فحاشی میان دوستی جا خوش می‌کند!

نویسنده : سیده نعیمه زینبی

معلم جوان داشت از خاطرات تدریسش تعریف می‌کرد و اینکه توی مدرسه‌شان بچه‌ها در دعوا و شوخی هر چه فحش می‌توانند نثار مادر یکدیگر می‌کنند! از این اوضاع حسابی بر‌آشفته بود و بعد هم یاد مادربزرگ مرحومش افتاد که وقتی حرفی می¬زد که احساس می‌کرد از ادب به دور است از عبارت خاک به دهنم و روم به دیوار استفاده می‌کرد و با هزار خجالت آن را به زبان می آورد.

برایش سوال بود واقعا چه اتفاقی افتاده که نسل الان حرف‌هایی را به زبان می‌آورند که همه زشتی آن را قبول دارند؟ چه چیزی باعث شده قبح فحاشی بریزد؟ یعنی نسل آدم‌های با ادب در حال انقراض است؟ یا دیگر با ادب بودن یک ارزش نیست؟ چرا شوخی‌ها و جک‌ها  هم آکنده به فحاشی شده‌اند؟

چرا فکر می‌کنیم فحش می‌تواند شوخی تلقی شود؟ چه چیز بامزه‌ای در فحش دادن هست که ما فکر می‌کنیم ممکن است برای دیگران خنده‌دار باشد؟ چرا خط قرمزهای فحش دادن کم‌رنگ شده است؟ 

 

|| شوخی یا فحاشی؟!

نسل‌های قبل فحش دادن را مثل آن نبایدی می‌دانستند که بلد نبودند و حتی اگر بلد بودند هم نباید به روی خود می‌آوردند. آن وقت‌ها تنها جایی که ممکن بود فحش بشنویم توی دعواهای زد و خوردی بود. تازه همان جا هم همه اعتراف می‌کردند فحش دادن عمل ناپسندی است. ولی الان در شوخی‌ها و بین دوست‌ها استفاده از آن رایج شده است. گاهی جای آن با کلمات محبت آمیز عوض می‌شود. کافیست موقع تعطیلی یک دبیرستان پسرانه آن‌جا باشی و در میان انبوه نوجوانانی قرار بگیری که می‌خواهند ابراز وجود کنند. آن‌چه سریعا به  دادت می‌رسد این است که گوش‌هایت را بگیری و با سرعت هر چه بیشتر از آن‌جا دور شوی! 

مدرسه که تعطیل می‌شود محمد و رضا از در بیرون می‌زنند. محمد توی حال خودش است که یک کوله به سرش فرود می‌آید. سامان است که با کوله‌اش بر سر محمد می‌کوبد و چند تا لیچار بارش می‌کند. محمد هم از خجالت او در می‌آید. فلان فلان شده چی کار می‌کنی؟! بعد هم دست می‌دهند. از آن‌ها می‌پرسم چرا فحش می‌دهید؟ می‌گویند: «ما با هم صمیمی هستیم!»

انگار فحش دادن این روزها نشان صمیمیت شده است یا صمیمیت مجوز فحش دادن است! رضا توی فرهنگی بزرگ شده است که فحاشی را عیب می‌داند ولی نمی‌خواهد او را پاستوریزه لقب دهند! رضا نوجوان است و  به دلیل حالت‌های هیجانی‌ای که نوجوانان دارند بیشتر تحت تاثیر قرار می‌گیرد. او  سعی می‌کند کم نیاورد تا لقب بی جنبه نگیرد!

بین دوستان سامان و محمد شوخی کردن و دست انداختن هم، گاه به عنوان یک هنر و ارزش مطرح است و کسی که حاضر جواب‌تر است و بتواند دوستانش را دست بیندازد و با شوخی، دیگران را بخنداند به عنوان یک دوست شایسته و خوب، مقبول جمع قرار می‌گیرد؛ حتی اگر برای خنداندن به فحش متوسل شود! آن‌ها فکر می‌کنند این کارشان جذاب است و نظرهای بیشتری به سوی‌شان جلب می‌شود!

 آن‌ها در موقعیت‌ها و اهداف مختلف فحش را دست آویز قرار می‌دهند! وقتی آدم جدیدی وارد گروه‌شان می‌شود، برای خنک شدن دل خود یا سوزاندن دل دیگری، ضایع کردن و پایین آوردن شخصیت طرف مقابل‌شان در جمع، برای ایجاد صمیمیت بین اعضای گروه، برای خنداندن یکدیگر، راحت نشان دادن خود جلوی دیگران! با نمک جلوه کردن و موقعیت‌هایی از این دست. فحش این قدر معمولی شده است که به نظرشان دیگر زشت و ناهنجار به نظر نمی‌رسد!

 

|| وقتی برای فحاشی دنبال راه حل باشید !

شاید روزی سامان از این‌که خیلی راحت و بدون درد فحش می‌دهد ناراحت شود! شاید هم از این‌که او را به عنوان بد دهان بشناسند دلخور شود. یا از این‌که دوست عزیز‌تر از جانش را بزمجه خطاب می‌کند عذاب وجدان بگیرد. شاید دلش به  حال آیندگانش بسوزد که او را به عنوان الگو می‌بینند و مودب بودن دیگر برای‌شان مفهمومی نخواهد داشت و معانی مانند بافرهنگ و با شخصیت برای‌شان در حال تغییر است! شاید هم بفهمد که بدون فحش هم می‌شود زندگی کرد و کلمات بهتری برای استفاده وجود دارد که منظورش را برساند و بی‌ادبی هم نباشد! و یا به هر دلیل دیگری بخواهد  فحش دادن را ترک کند .

البته فحاشی که سال‌ها عادت زبانی او شده است، قرار نیست با دادن دو تا قرص و کپسول و احتمالا چند عدد آمپول درمان شود. احتمالا کار امثال رضا که  فحاشی برای‌شان مقطعی است راحت‌تر از کسانی است که مثل سامان و محمد فحاشی عادت گریز ناپذیرشان شده است!

من برای رهایی از دام فحاشی گام‌های زیر را به او پیشنهاد می‌کنم:

1. تصمیم جدی بگیرد!

برای درمان فحاشی باید اراده کرد و تصمیم قاطع گرفت که من دیگر نباید فحش بدهم! بنابراین سامان در گام اول باید  تصمیم بگیرد که فحاشی را ترک کند و چرایی این کارش برای خودش مشخص باشد!

2. بپذیرد فحش دادن بد است! 

تا وقتی که او باور نداشته باشد فحش دادن کار خوبی نیست احتمالا جای توجیه برایش دارد که فحش بدهد! او باید باور کند با فحش دادن بی‌ادب ؛ بی‌سواد ؛ بی‌نزاکت جلوه می‌کند. دیگران را می‌رنجاند. و نشان می‌دهد که روی هیجاناتش کنترل ندارد. ضعف شخصیتش را به رخ دیگران می‌کشد و احترام کمتری را  جلب خواهد کرد! و هزاران جوایز نقدی وغیر نقدی دیگر..

3. آستانه تحمل خود را بالا ببرد!

کسانی که فحاشی نشانه صمیمیت‌شان است، دیگر طبیعی است در عصبانیت‌شان اولین چیزی که به ذهنشان خطور کند الفاظ رکیک باشد! عصبانیت یکی از دلایل مهم فحاشی است. پس اگر بخواهد فحش ندهد، باید سعی کند در عصبانیت اعصاب سمپاتیک و غیر سمپاتیک و زبان محترم را کنترل کند تا دُر و گوهر نصیب دیگران نکند. پس آستانه تحملش را بالا ببرد و در برخوردها شکیبایی پیشه کند!

4. به جای دشنام کنار بیاید!

فحاش‌ها آستانه تحملی پایینی دارند و زودتر از دیگران زمین و زمان را به باد فحش و انتقاد می‌گیرند . او باید باور کند که در دنیایی زندگی می‌کند که قرار نیست همه چیز بر وفق مراد او باشد. جهان ما؛ ناکامل و غیر ایده آل است و چیزهای زیادی است که خلاف میل‌مان است و فحش مشکلی را حل نمی‌کند! 

5. معادل مودبانه داشته باشد!

بعضی وقت‌ها پیش می‌آید که سامان نمی‌خواهد فحش بدهد ولی این‌قدر از ناسزا استفاده کرده است که به محض پیش آمدن موقعیت مناسب همان کلمه به ذهنش متبادر می‌شود. اگر برای کلمات نامبارک  ذهنش معادل پیدا کند. می‌تواند تمرین کند که کلمات مودبانه‌تری را به فیض وجود برساند! 

6. کلمات جدید یاد بگیرد!

او باید تا می‌تواند کلمات جدید یاد بگیرد. کتاب بخواند و با  واژه‌های ناب و خوش‌آهنگ آشنا شود تا در موقع ضرورت به جای بیان کلمات ناخوشایند ناخود آگاهش به سمت کلمات خوب برود!

7. بداند که فحش دادن گناه دارد! 

فحش دادن یکی از آن کارهایی است که در دین بسیار نهی شده است و اگر که احادیث و روایاتی که در مورد فحاشی است را مطالعه کند حتما در ترک این عادت ناپسند کمکش می کند. دین فحش دادن را حتی به شوخی یا حتی به اجسام و حیوانات  نمی‌پذیرد چه برسد به انسان !

8. فحاشی جنبه حقوقی دارد!

سامان باید بداند اگر  روزی حواسش نباشد و به یک آدم قانون‌دان فحش بدهد، احتمالا باید 74 ضربه شلاق و پرداخت جزای نقدی را تحمل کند تا دیگر دهانش را بی‌موقع باز نکند!

9. برای خودش ارزش قائل شود!

ارزش و کرامت انسان ارزشش بیش از این است که با فحاشی خرابش کند. فحاشی با کرامت و بزرگواری انسان در تضاد است. به  طرف فحش خور کار نداشته باشد که لایق فحش است یا نه؛ حیوان است یا شی! این انسان است که این‌قدر مهم هست و ارزش دارد که نباید حاضر باشد زبانش به حرف زشت آلوده شود.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/٢٢
٢
٠
به قول مهران مديري، بعضيا سلامشون اينطوريه كه " چطوري عوضي؟ " // واقعا آدم گاهي وقتا در ميمونه كه چرا بعضيا اينقدر با خوشحالي فحش ميدن؟ و چراا بعضيا اينقدر مشتاقانه به پيشواز فحش شنيدن ميرن! شماره 5تون رو هم بارها ديدم كه دوستان ميخواستن تو يه جمعي مودب باشن اما كلمه مناسب پيدا نميكردن!!!! ممنون از نقد و راهكاراتون :)
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٣
٢
٠
ممنون از حضور شما :) بله متاسفانه این اتفاق افتاده و داره می افته! توی یکی از کامنت ها خوندم که حیا که کم بشه خودش رو توی همه ابعاد نشون می ده. به نظرم حرف قابل تاملی اومد ...
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٢
٢
٠
یادداشت قشنگی بود.. یکی از جدی ترین آسیب های این روزهاست، هم در حوزه اخلاق و هم جامعه و رفتارشناسی. چه خوب که بهش پرداختید با این قلم شیوا( و چه خوب از نیم فاصله ها بهره گرفتید). خداقوت :-)
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٣
١
٠
ممنون از حضور دل گرم کننده تون جناب شمشیری :) واقعا برای خودش معضلی شده ! ( البته نمی دونم چرا همیشه بین نیم فاصله های من و سایت جیم دعواست . چون نیم فاصله های من رو سایت نمی خونه و.. مجبورم جاشون+ بذارم خود اقای فروزان جایگزین کنند ) و سلامت باشید :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
واقعنم :( حالا ما هیچ..این بچه کوچیکارو میبینیم گاها یه چیزیایی میگن آدم چشاش قد بشقاب گرد میشه :/
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٣
١
٠
این بچه کوچیک ها هم از همین مثلا بزرگتر ها یاد می گیرن دیگه ! ولی من نمی دونم چه جوری میشه زشتی این حرف ها رو برای کوچیکترها جا انداخت وقتی تو جامعه حرف های زشت و رکیک به راحتی گفته می شه!
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
خیلییی بده خیلیییییی.....یه بار چه دعواااااایی سر این قضیه کردمم خخ کلا اون طرفی که فحش داد تا چند دیقه بیهوش بود:دی
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٣
١
٠
سعی کنید ارامش خودتون رو حفظ کنید تا به دردسر نندازین خودتون رو :) خصوصا که رزمی کارم هستین می زنین یک بلایی سر فحاش بی تربیت می یارید..
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
بنظرتون میشه کسی به مادرت فحش بده و تو وایستی نگاهش کنی؟ البته هستن تو هم کلاس خودمون کسایی که به هم فحش میدن و کرو کر میخندن که مثلا بزررگ شدن ...
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠١/٢٣
١
٠
من حرفی برای گفتن ندارم :|
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٣
١
٠
چرا رویا جان حرفی نداری ؟:))
P-sadeghzadeh
P-sadeghzadeh
٩٤/٠١/٢٣
١
٠
بسیار عالی.واقعا یکی از آسیب هایی است که در بین نوجوانان و جوانان بسیار گسترده شده است.
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٣
٢
٠
ممنون از وقتی که پای مطلب گذاشتین :) متاسفانه همین طوره ...
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠١/٢٣
١
٠
اگه تو روابط دوستیمون بهم فحش ندیم معلوم میشه که ما با هم دوستیم ؟؟؟
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٣
١
٠
اگر فحش بدید معلوم میشه خب؟:)
m_javadi
m_javadi
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
نه خدایی معلوم میشه؟؟! :||
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٤/٠١/٢٣
١
٠
این موضوع توی نسل های جدیدتر خیلی شایع تره و این واقعا وحشتناکه! گزارش خیلی خوبی بود نعیمه جان،ممنون
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٣
١
٠
اره متاسفانه نسل به نسل بعضی چیزها کمتر می شه :) ممنون بانوی کوهستان {:) }به خاطر حضورت و نظرت :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
سلام بر شما؛ مثل همیشه انتخاب سوژه ای شایسته، به یادداشت شما زیبایی بسزایی تقدیم کرد. موضوع های انتخابی شما همیشه خوبند و از خوندنشون در قالب قلم شما بانوی بزرگوار، لذت می برم. شاد و سلامت باشید و قلم بزنید.
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
سلام . لطف شما همیشه شامل حالم بوده :) ممنونم از دقت نظرتون . امیدوارم شایستگی این لطف رو داشته باشم.پاینده باشید.
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
حتما دارید؛ شاد باشید.
Mahboubeh-A
Mahboubeh-A
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
به نظرم مورد نهم از بقیه مهمتر و موثرتره . کسی که به شخصیت خودش احترام بذاره ، اجازه نمیده هر حرفی رو بگه یا هر کاری ازش سر بزنه.
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
دقیقا همین طوره :) من هم اعتقاد دارم کسی که برای خودش ارزش قائل بشه اجازه گفتن و شنیدن هر حرفی رو نمی ده به خودش!:) ممنونم از حضورتون..
faranak_b
faranak_b
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
فکر کنم دیدن فیلم های هالیوودی هم مهم باشن! البته فیلم های ایرانی هم کم نمیارن! که شاید به تقلید از فیلم های هالیوودی باشه! الگوهای خوبی نداریم متاسفانه. ممنون از مطلبت نعیمه جان :)
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
جدن ها .. رسانه ها هم بی تاثیر نیستن تو این موضوع...اخه فحشم چیزیه بشه دیالوگ !! متشکرم فرانک بانو بابت نظرت :) راستی اواتور نو مبارک :))
Best_Gamer
Best_Gamer
٩٤/٠١/٢٣
٠
١
مطلب خیلی الکی بود خخخخخخ
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٣
٢
٠
این هم در جای خودش نظری هست :) میشه دلیلش رو هم بگید لطفا .ممنون از نظرتون :)
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
ممنون آسمانه:))) کلا بعضیا ریتم روزانشون میشه و متاسفانه ممکنه جلوی کسی که باید مودب باشن یهو ی حرف زشت بزنن چرا؟ چون عادت کردند.
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
خواهش می کنم فاطمه خانووم :) ممنون بابت نظرتون :) بله متاسفانه وقتی عادت میشه دیگه سخت میشه کنارش گذاشت ..
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
موضوع خیلی خوبی رو انتخاب کرده بودید. من به شخصه هر روزی که میرم دانشگاه مون شاهد این جور برخوردها بین دانشجوها هستم! به نظرم خیلی از کسانی که این جور رفتارها رو نشون میدن از تو راهنمایی و دبیرستان عادت کردن به اینطور حرف زدن و یک جور نماد رفاقتی و اینا میدونن این کار رو!! انگار با هر کسی صمیمی شدن باید با این زبون صحبت کنند تا رفیق بودنشون معلوم بشه!!! و قطعا تا خودشون نخوان کاری از دست هیچ کس بر نمیاد! یک مشکل اساسیش هم اینه که خیلی وقتا تو اتوبوس و اینجور جاهای عمومی هم رعایت نمی کنند و همینجوری با هم صحبت می کنند! آدم کلی خجالت میکشه نزدیک این افراد بشه!
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
چیزی که من رو آزار میده اینکه که واقعا بعضی افراد دیگه حیا ندارن و براشون مهم نیست که خانوم یا اقا دارن می شنون و حضور دارن راحت به همدیگه نسبت های زشت می دن! واقعا نمی دونم کجای این مورد دوستی و رفاقت قرار می گیره !
m_javadi
m_javadi
٩٤/٠١/٢٤
١
٠
اولاً سلام دوماً دل به دل راه داره چون منم یه همچین پستی دادم! ( به جان خودمان از روی شما نزدیم !! ) سوماً ممنون که علاوه بر گله و شکایت ( مثلاً من پست هایی که دادم هر زمان فقط گله بوده ) ، راهکارش رو هم پیشنهاد دادید. کلی خوب هستند این ها. چهارماً بسی لذت بردیم. پنجماً کمی به قلمتان حسودیمان شد! روزی بشود ما هم خوب بنویسیم عین شما :-) پاینده باشید.
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٤
١
٠
سلام . من هم پست شما رو که دو سه روز پیش منتشر شده بود دیدم . منم دقیقا همین رو می خواستم بگم که به جان خودم از روی شما نزدیم :).من این مطلب رو قبل عید نوشتم و دادم . برام جالب بود که در فاصله دو سه روز مطلب مشابه شما هم اومد روی سایت :)) گاهی همین که تلنگر هم بزنین کافیه و می تونم بگم که مطلب شما این کار رو کرد. .ضمنا نسبت به بنده لطف دارید و من ادعای خوب نوشتن ندارم :) ولی می تونم بهت بگم اگر روی نوشتن تمرکز کنی می تونی خوب بنویسی :)) شاد باشی دوست من .
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٤
١
٠
بد نبود قبل از پاسخ دادن سری به پروفایلتون می زدم و متوجه می شدم تا افعال مفرد به کار نمی بردم. :) ممنونم جناب جوادی :).
m_javadi
m_javadi
٩٤/٠١/٢٧
٠
٠
بزرگوارید شما، من هم قبل از عید پست کرده بودم. بابت افعال مفرد هم تا خودتون نگفتید دقت نکرده بودم! ایرادی نداره شما جای خواهر بزرگتر ما.
مهتابی جون
مهتابی جون
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
واقعا ممنونم.به یه سری مطالب نیاز داشتم تا این عادت زشت رو برطرف کنم. فقط معادل پیدا کردن خیلی سخته.کاش راهنمایی میکردین. ولی در کل ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤