مرگ بازی
گزارشی از عجیب و غریب‌ترین خودکشی‌ها

مرگ بازی

نویسنده : معین اصغری

با این‌که نزدیک به دو هفته از حادثه هواپیمایی جرمن وینگز می‌گذرد اما باور کردن آن هنوز خیلی دشوار است. شاید این حادثه را بتوان بزرگترین خودکشی دسته جمعی تاریخ نامید. حادثه‌ای که یک کمک خلبان افسرده آن را رقم زد. همین باعث شد تا پرونده‌ای تشکیل بدهیم و چند تا از خودکشی‌های عجیب را در نقاط مختلف دنیا بررسی کنیم.

 

|| وقتی پای یک «ظن» در میان است

فیونا اندرسون بیست و سه ساله که چند روزی بیشتر تا زمان زایمان چهارمش باقی نمانده بود در اقدامی جنون آمیز اقدام به قتل خودش، طفل درون شکمش و سه فرزند دیگرش می‌کند.

او چند ساعت قبل از این واقعه یک پیام بسیار نا امیدانه در صفحه فیس بوکش برای همسرش نوشت. متن پیام این بود: «همه کاری که کردیم دوست داشتن تو بود. ما هرگز دست از تو برنداشتیم ولی تو مدت‌های مدیدی ما را آزار دادی. من از هیچ چیز برای تو کم نگذاشتم. بچه‌هایت تو را مانند خدا می‌پرستیدند.»

همچنین این زن جوان عکس‌هایی از کودکانش در فیس بوک قرار داده و نوشته بود: «مامان همیشه شما را دوست خواهد داشت و هرگز شما را ترک نخواهد کرد.»

او در آخرین پیامش عکس سونوگرافی نوزاد دختری که قرار بود ده ژوئن به دنیا بیاید و نامش را «اوالی» می‌گذاشت منتشر کرده بود.

جسد او را در ساعت هشت صبح در پایین پارکینگ چند طبقه پیدا کردند، در حالی که خود را از بالای ساختمان به پایین انداخته بود. پلیس فورا نیرویی را به خانه این زن که در نیم مایلی آن ساختمان بود اعزام کرد و اجساد کودکان دو، سه ساله و یازده ماهه‌اش را کشف کردند.

دلیل این خودکشی سوء ظنی بود که فیونا نسبت به شوهرش پیدا کرده بود. بعد از این ماجرا وقتی از شوهرش پرسیدند که آیا به راستی خانم اندرسون را برای زن دیگری ترک کرده است گریه کرد و این ادعا را رد کرد.

 

|| غذای خوشمزه تمساح‌ها

اگر روزی گذارتان به تایلند افتاد و برای بازدید مکان‌های دیدنی‌اش به پارک تمساح‌ها رفتید، منتظر دیدن هر صحنه‌ای باشید.

پیرزن 65 ساله تایلندی با پریدن در برکه تمساح‌ها در یک پارک خزندگان به میهمانی مرگ رفت. شاهدان گفتند این پیرزن اول کفش‌هایش را درآورده و به میان برکه‌ای پرید که زیستگاه صدها تمساح است و تا سه متر عمق دارد. مسئولان پارک «ساموت پراکان» در حومه بانکوک می‌گویند که 100 هزار تمساح در این پارک نگهداری می‌شوند.

کارکنان پارک هرچه تلاش کردند تا با چوب‌ها بلند خود تمساح‌ها را از اطراف این پیرزن دور کنند نتوانستند و شد آنچه نباید می‌شد.

خانواده این پیرزن گفته بودند که او قبل از خودکشی دچار افسردگی بود. آن‌ها چند ساعت قبل از واقعه با پلیس تماس گرفته‌اند که گزارش گم شدن او را بدهند اما پلیس در جواب به آن‌ها گفته است که باید بیست و چهار ساعت صبر کنند.

 

|| این راهش نیست!

در این دنیا خیلی‌ها هستند که با فقر دست و پنجه نرم می‌کنند اما کم‌اند کسانی که یک چنین تصمیمی می‌گیرند.

خانواده هفت نفره‌ای که به طور دسته جمعی تصمیم می‌گیرند رگ دست خود را بزنند.

این خانواده که در دبی زندگی می‌کردند هفت نفری به طور دسته جمعی رگ دست خود را زده و دست به خودکشی زدند اما با تلاش نیروهای امداد رسانی فورا به بیمارستان منتقل شدند و جان سالم بدر بردند.

کسی که این خانواده را از مرگ نجات داد عموی آن‌ها بود که به محض مطلع شدن از این واقعه سریع نیروهای امدادی را باخبر کرد. همه اعضای این خانواده از مرگ نجات پیدا کردند به جز دختر کم سن و سال خانواده که نتوانست دوام بیاورد و مرد.

 

|| بازی با مرگ روی تیر چراغ برق

مرد افسرده چینی با بالا رفتن از یک کابل فشار قوی به ارتفاع سی فوت قصد داشت به زندگی خود پایان دهد.

شاهدانی که در صحنه حضور داشتند می‌گفتند این مرد بیش از یک ربع از سیم‌های برق آویزان بود. مسئولان اداره برق شهر لینفن برای آن‌که مرد دیوانه دچار برق گرفتگی نشود، برق آن منطقه را به کلی قطع کردند و منتظر ماندند تا او هر چه زودتر از تصمیم خود منصرف شود. یکی از ماموران آتش نشانی از تیرک برق بالا می‌رود تا مرد را متوجه عمل جنون آمیزش بکند. مرد چینی که بیش از این قدرت آویزان ماندن از سیم‌های برق را نداشت، ناگهان خود را رها کرد اما این ماجرا هم به خیر گذشت. مامورین آتش نشانی با تدبیری که اندیشیده بودند او را به تور انداختند. این مرد چینی بعدا در مصاحبه با خبرنگاران گفته بود که در آن لحظه به هیچ وجه حالت عادی نداشته است.

 

|| سقف نجات!

شاید میگوئل کاجال 39 ساله هیچ وقت باور نمی‌کرد یک روز وقتی به سراغ ماشینش که پایین هتل پانامریکانو پارک کرده است می‌رود، زنی را ببیند که روی سقف ماشینش خونین و زخمی افتاده است.

زنی که از زندگی خود سیر شده بود خود را از طبقه بیست و سوم هتلی در آرژانتین به پایین پرتاب کرد اما بخت با او یار بود که میگوئل آن روز ماشینش را آن‌جا پارک کند تا او با خیال راحت روی سقف ماشینش فرود بیاید و جان سالم به در ببرد! نیروهای امداد، زن مذکور را به بیمارستان منتقل کرده و مدتی در آن‌جا بستری‌اش کردند.

 

|| خودسوزی در برف

جوان روسی که دیوانه وار به ورزش‌های هیجانی علاقه داشت. خودکشی‌اش هم مثل خودش متفاوت بود. او یک روز به طبقه نهم ساختمانی می‌رود، خود را آتش می‌زند و در آخر هم از آن ارتفاع خود را به پایین پرت می‌کند. به همین سادگی!

نکته جالبی که در خودکشی او به چشم می‌خورد این است که هیچ کس در پایین ساختمان برای نجات او اقدامی نکرد و جالب‌تر از آن این‌که او با افتادن در برف جان سالم به در برد!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
راستش دوست ندارم بخونمش فقط همین !:(( اولیش رو خوندم ولی دیگه نتونستم ادامه بدم...ممنون از شما جناب اصغری ..
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
منم فقط اولی رو خوندم و نتونستم ادامه بدم :(((( جوون تر که بودم سرنخ همشهری رو میخوندم ولی الان واقعا نمیتونم دلش رو ندارم :(((
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
احساس خوبی ندارم... ولی واقعیت اند بهرحال.. مرسی :-)
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
من گمان کردم در تصویر تیر برقی که مربوط به مرد چینی بود، اون بخش سومش درخششی که درش هست حاصل انفجار اون بنده خدا هستش خدارو شکر که زنده هستن ایشون و خوبه گفتن جالت تبیعی نداشتن : )) وگرنه راه برای خود کشی این مدلی .. !
هاچ
هاچ
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
جالت تبیعی که خب نداشتن قطعا!
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
خیلی ناراحت شدم ://
Narjes_sf
Narjes_sf
٩٤/٠١/٢٢
٣
٠
چه قدر وحشتناک....آخه چرا؟!!گزارش وحشتناک و تلخی بود،ولی ممنون....خدایا حتی واسه یه لحظه هم مارو به حال خودمون واگذار نکن ...
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
اینا ک نمردن..فایده ندره:)
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٢٢
١
١
مو الان موخوام خودکشی کونوم:))خخ
هاچ
هاچ
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
ما به شما اتاق تمساح ها رو پیشنهاد می کنیم!
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠١/٢٢
٢
٠
خیلی تلخ بود ........ :(( کاش برای دومی یه تیتر دیگه انتخاب میکردید .....
translator
translator
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
موافقم :/
معین_اصغری
معین_اصغری
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
سلام یادم نیست من همچین تیتری گذاشتم.شاید دوستان مسئول سایت تغییرش دادن
translator
translator
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
بیماری روحی خیلی بده شاید بدتر از بیماری جسمی. خدا برا هیچکی نیاره :((((
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠١/٢٢
١
١
فقط دو راه برای رهایی از هر رنجی هست ، هر کدام را می خواهی انتخاب کن : مرگ سریع ، یا عشق طولانی/نیچه
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
سوء ظن اولی به نظرم حقیقت داشته
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
اگه مامان بزرگم میخوند اینو میگفت دوره آخر زمون شده :|
P-sadeghzadeh
P-sadeghzadeh
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
معین سعی کن یکم گزارش های لطیف تری کار کنی.
معین_اصغری
معین_اصغری
٩٤/٠١/٢٤
١
٠
سلام پیمان جان مگه گزارش خشن دیگه ای هم کار کرده بودم؟
رونالدو دو دو
رونالدو دو دو
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
بح بح راه های خودکشی رو فهمیدیم.کمک بسیار بزرگی بود خخخ ممنون
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
خدا عقل بده به همه!خخخ ولی چقد ادمهای خلاقی بودند ها!اصلن خودکشی ها همه خلاقیت داش!خخخخ
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
چه مطلب جذذذذابی بود! هم خیلی از خوندنش لذت بردم و هم خیلی ناراحت شدم:/
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/٢٣
١
٠
سلام؛ من هیچ وقت از خوندن اینجور مسائل حال خوبی بهم دست نداده، اما امید که همۀ مشکلات مرتفع بشه، خیلی ممنون آقای اصغری عزیز.
هاچ
هاچ
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
یعنی مشکلات بلند بشه؟
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/٢٥
٠
٠
نه :) ... مرتفع از مادۀ "رفع" یعنی مشکلات رفع بشه، ارتفاع هم از همین ماده است به معنای بلندی! :)
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠١/٢٣
٠
١
فقط میتونم از اینا بذارن » :|
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
http://www.iran-airrifle.com/uploadcenter/uploads/13532648511.jpg
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
چه ترسناک بود عکسه :/ :/ :"(
m_javadi
m_javadi
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
چی میگه!!! :|||
لندی
لندی
٩٤/٠٣/٠٤
٠
٠
مرسی از سایت خوبتون
T_Oldwoman
T_Oldwoman
٩٤/٠٤/٣١
٠
٠
من اگه بخوام خودکشی کنم یه جوری می کنم که دیگه امکان نداشته باشه زنده بمونم اگه آدم زنده بمونه که خیلی ضایع میشه:/
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣