چگونه بیاموزیم؟!
آدمی فربه شود از راه گوش / جانور فربه شود از حلق و نوش

چگونه بیاموزیم؟!

نویسنده : Eli-soltani

مولانا می‌فرماید:

آدمی فربه شود از راه گوش / جانور فربه شود از حلق و نوش

 

اما چگونه بیاموزیم؟

جوانی نزد سقراط آمد و گفت: می‌خواهم فلسفه را از تو بیاموزم. سقراط گفت با یقین آمده‌ای؟ جوان گفت: بلی! آن‌گاه سقراط جوان را نزد حوض آبی آورد و گفت: سرت را داخل آن کن. جوان سرش را داخل حوض کرد، لحضاتی بعد، سقراط گردن جوان را گرفت و داخل آب نگه داشت، دقایقی چند که آن جوان داشت خفه می‌شد و دست‌های خود را به نشانه تقلا حرکت می‌داد، سقراط گردن او را رها کرد!

جوان نفس نفس زنان سر خود را بیرون آورد و علت این کار را از سقراط پرسید! سقراط جواب داد: در آن لحظات با تمام وجود خود چه چیزی را طلب می‌کردی؟ جوان گفت: فقط هوا را طلب می‌کردم و بس!

سقراط گفت: حالا به خانه برو و فکرکن اگر به مرحله‌ای رسیدی که فلسفه را این چنین، با تمام وجود خویش طلب کنی، آنگاه بیا تا فلسفه را به تو بیاموزم!

این بهترین تمثیل است برای چگونه آموختن! آیا ما برای آموختن به این مرحله رسیده‌ایم؟

 

اهل دل را دو خصلت باشد :

1. دل سخن پذیر

2. سخن دل پذیر

خود را در این جمله پیدا کنید. کدام یک هستید؟

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
radmehr
radmehr
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
خیلی متن سنگینی بود اما در عین حال جالب توجه بود ممنون
wolf
wolf
٩٢/٠٣/٢٢
٠
٠
کجاش سنگین بود!؟
a-pooryousof1373
a-pooryousof1373
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
جالب بود شايد اولي باشم
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
بسیار زیبا و آموزنده بود خیلی ممنون.
negin_z_sh
negin_z_sh
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
ممنون
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
مطلب بسیار مفیدی بود ممنون
mahshid
mahshid
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
نمیدونم کدوم یکیشم اما در هر صورت ممنون
میلاد
میلاد
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
دل سخن پذیر شاید
nika
nika
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
مرسی..
s-zahra
s-zahra
٩٢/٠٣/٢٢
٠
٠
احساس می کنم دل سخن پذیر هستم.ممنون.زیبا بود
blue girl
blue girl
٩٢/٠٣/٢٢
٠
٠
فك كنم هر دو ويژگي رو داشته باشم
javad agha
javad agha
٩٢/٠٣/٢٢
٠
٠
دومی رو بیشترم
taba_sa
taba_sa
٩٢/٠٣/٢٢
٠
٠
شاید هر دوش..... ممنونم....
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٣/٢٣
٠
٠
رسیدن به مرجله ای که چیزی رو با تمام وجود خویش طلب کنی، خودش خیلی سخته...
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات