بخورید، نمیرید، نویسنده شوید!
معرفی کتاب

بخورید، نمیرید، نویسنده شوید!

نویسنده : نیلوفر نیک بنیاد

شاید خیلی‌وقت‌ها دلتان خواسته باشد از زندگی نویسنده‌ها، شاعران، موسیقی‌دان‌ها، بازیگران یا سایر افراد مشهور مورد علاقه‌تان مطلع شوید اما همین‌که کتاب زندگی‌نامه‌شان را می‌گیرید دست‌تان، هنوز به 3، 4 صفحه نرسیده خسته می‌شوید از ادامه دادن، از خواندن جملات تکراری «فلانی در سال فلان در فلان شهر متولد شد و ...». ولی حقیقت این است که گاهی نوع دیگری از زندگی‌نامه‌ها هم پیدا می‌شوند. زندگی‌نامه‌هایی که یکدفعه به خودتان می‌آیید و می‌بینید از صفحه اولشان رسیده‌اید به صفحه آخر. مثل چی؟ مثل کتاب «بخور و نمیر» یا همان زندگی‌نامه نویسنده بزرگ «پل استر».

«بخور و نمیر» زندگی‌نامه‌ رمان‌گونه‌ای است که مهسا ملک مرزبان آن را ترجمه کرده و خواندنش بر هر کسی که می‌خواهد نویسنده شود، یا هر کسی که نمی‌خواهد نویسنده شود (اما نویسنده‌ها را دوست دارد!) واجب است. شاید بپرسید چرا واجب؟ جواب این است که شما در این کتاب نه تنها با زندگی یک نویسنده آشنا می‌شوید، بلکه به طور ناخواسته و ضمنی با هنر، اقتصاد و جنگ در آمریکای قرن بیستم نیز به خوبی آشنا می‌شوید. همچنین این موضوع را می‌فهمید که موفق‌ترین و بزرگ‌ترین آدم‌های تاریخ هم یک روزی مثل ما و شما احساس می‌کردند بدبخت‌ترین آدم‌های روی زمین‌اند و نصف عمرشان را هدر داده‌اند. مثلا آنجا که پل‌استر می‌گوید: «در زندگی به نقطه‌ای می‌رسی که متوجه می‌شوی روزهایی از عمرت که با مرده‌ها گذشته به اندازه همان روزهایی است که با زنده‌ها سپری شده است.»

علاوه بر این موضوعات، شاید برایتان جالب باشد که بدانید پل استر هم از ابتدای نوجوانی‌اش آرزوی نویسندگی در سر داشته و فکر می‌کرده با نویسنده شدن می‌تواند همه مشکلات دنیا را حل کند، فکر می‌کرده پول یک مساله بیخود است که بالاخره مردم یک روز پی به بی ارزش بودنش می‌برند: «در نهایت پول وهم است. کاغذی بی ارزش که چون تعداد زیادی از مردم صلاح دانستند به آن ارزش بدهند، ارزش دارد. سیستم بر اساس تعهد پیش می‌رود. نه واقعیت، نه حقیقت بلکه باور جمعی. اگر آن باور سست شود، اگر تعداد زیادی از مردم ناگهان به سیستم بدگمان شوند چه می‌شود؟ به لحاظ تئوریک فرو می‌پاشد!»، اما او هم در نهایت او هم مثل خیلی از نویسنده‌های دیگر می‌فهمد که نویسندگی عشق است، نه راه امرار معاش: «نویسنده شدن مثل دکتر یا پلیس شدن، تصمیم شغلی نیست. بیشتر انتخاب می‌شوید تا انتخاب کنید. اگر این واقعیت را بپذیرید که به درد کار دیگری نمی‌خورید، باید برای پیمودن راهی طولانی و سخت که تا آخر عمر ادامه دارد خودتان را آماده کنید. مگر آنکه محبوب خدایان از کار دربیایید. این کار هیچ‌وقت آنقدر سود ندارد که تامین‌تان کند و چنانچه فقط بخواهید سقفی بالای سرتان باشد و از گرسنگی نمیرید، باید رضایت بدهید که برای پرداخت صورت‌حساب‌هایتان به کار دیگری بپردازید.» و به همین دلیل به کارهای مختلفی سرک می‌کشد. از این شهر به آن شهر، از این شغل به آن شغل... 

اگر فکر می‌کنید بعد از مدت‌ها گذران عادی زندگی و سختی کشیدن، یکدفعه پل استر با چاپ یکی از کتاب‌هایش تبدیل به یک نویسنده بزرگ و معروف و پولدار می‌شود، سخت در اشتباهید. چون زندگی عادی‌تر از آن چیزی است که فکرش را می‌کنید. برای اینکه این روند عادی و گاهی سخت را بهتر بگذرانید، بد نیست زندگی‌نامه پر فراز و نشیب پل استر را بخوانید و از تجربیات بیشتر تلخ و کمتر شیرینش که با زبانی بسیار روان نوشته شده، استفاده کنید. اما خودتان را نبازید. هیچ تلاشی بی نتیجه نمی‌ماند. اگر باور ندارید، گشتی در اینترنت بزنید و شرح موفقیت‌های بعدی پل‌استر را بخوانید که پی ببرید اگرچه بعضی‌ها با بخور و نمیر زندگی کرده‌اند اما چنان نویسنده‌ای شده‌اند که حالا ما با کتاب «بخور و نمیر»شان زندگی می‌کنیم. 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Z_tofighi
Z_tofighi
٩٤/٠١/١٨
١
٠
ممنونم. من فردا این کتاب رو میخرم و پس فردا میخورمش!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠١/٢١
٢
٠
الان پس فردا شده ها:) امیدوارم شروع به خوندنش کرده باشین
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠١/١٨
١
٠
چون زندگی عادی‌تر از آن چیزی است که فکرش را می‌کنید. حقیقت... :) می خونمش. ممنونم. :)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠١/٢١
٠
٠
خواهش می کنم. از پل استر باید ممنون باشیم
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠١/١٨
٢
١
ممنون نیکولا:) رفت تو لیست کتابای آینده :)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠١/٢١
١
٠
خواهش می کنم. امیدوارم شمام مثل من از خوندنش لذت ببرین
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
:)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠١/٢١
٠
٠
لبخند
v-qavam
v-qavam
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
یه کتاب متفاوت:) یه معرفی کتاب متفاوت:) یه نویسنده متفاوت:) چی بهتر از این؟
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠١/٢١
٠
٠
هیچی:)) بخونیدش دیگه
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠١/١٩
١
٠
مثه همیشه عالی!میگم خانم نیک بنیاد چرا پای اون هفتاب های معروفتون به جیم باز نمیکنید؟اون معرفی خاص با طرح گرافیکی خوبشو بی نهایت دوست دارم!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠١/٢١
٠
٠
ممنون از لطفتون:) راستش اون هفتاب ها رو اختصاصی برای وبلاگ خودم زده بودم که به دلیل مشغله های شخصی همون هم دیگه به طور نامنظم در میاد ... ولی سعی می کنم یه مدل معرفی خاص هم برای جیم پیدا کنم در آینده:)
mhv
mhv
٩٤/٠١/١٩
١
١
این کتاب به نظرم بهتر از رمان هاشه. البته بین دو سه تایی که خوندم
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠١/٢١
٠
٠
منم تا حدودی موافقم با شما
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
پارسال روز تولدم این کتاب رو از یک دوست مجازی هدیه گرفتم ترجمه ی روانی داره و خوش خوانه مث همه ی نوشته های پل استر من عاشق داستان های استرم پارسال توی وبلاگم راجع به این کتاب نوشتم...ممنونم از معرفی اش
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠١/١٩
٣
١
یکی از حسن های قابل توجه کتاب اینه که مترجم کتاب رو با اجازه ی ناشر و خرید حق انتشارش در ایران ترجمه کرده.«مهسا ملک مرزبان» _مترجم این کتاب_سعی کرده ترجمه ی روان و خوش خوا نسخه ی امریکایی اثر به مخاطب ایرانی عرضه بکنه و انصافا تا حد زیادی موفق بوده.ملک مرزبان هم مجری و هم کارشناس برنامه های تی وی است که چندی است برنامه ی کتابنامه ی شبکه ی چهار رو اجرا میکنه. از اون طرف پل استر هم خیلی ساده و راحت سرگذشت خودش رو از کودکی تا میانسالی برای ما تعریف میکنه استر نویسنده ای است که به سبک پست مدرن می نویسه شخصیت های آثار استر معمولا آمریکایی های معاصر ی هستن که دچار یک نوع گیجی و حیرانی مدرن شدن!اوهام، سه گانه ی نیویورک، ناپیدا، مردی در تاریکی، سفر در اتاق تحریر، تیمبوکتو از معروف ترین آثار استر به شمار می روند. توی این کتاب ما با زندگی خانوادگی استر، با شغل های پاره وقتی که صرفا برای پول قبولشون کرده و خیلی چیزهای دیگه آشنا میشیم. پل خانواده ی چندان موفقی نداشته پدر و مادرش در نوجوانی اون، از هم جدا شدن هرچند ناپدری پل خیلی در زندگی کاری پشتیبان اون به شمار می رفته. سیر تحول یک نویسنده یا بهتره بگم سیری رو که یه انسان مستعد سپری میکنه تا به رشد استعداد هاش برسه بروز و ظهور یک نویسنده ی مطرح معاصر، رنج ها و آلام یک نویسنده ی موفق و خیلی نکته های دیگه توی این کتاب پیدا میشه. نکته ی جالبی که کتاب داره اینه که هیچ فصل یا بخش مجزایی توی کتاب دیده نمیشه یه روایته که شروع شده و مثل یه صحبت محاوره ای که ممکنه در طول روز برامون اتفاق بیوفته؛ نویسنده رشته ی کلام رو به دست گرفته و به نقل خاطره می پردازه ممکنه در خلال یه بحث یه خاطره ی جدید براش تداعی بشه و همین جور این سیکل ادامه پیدا بکنه شیرینی این کتاب هم به زعم من در همینه که نویسنده خودش رو درگیر قید و بندها و تنظیم قواعد خاص نکرده خیلی ساده و بی پیرایه حکایت هاش رو بیان کرده و مخاطب رو در جریان یه سری ماجرا جویی های دوره ی جوانی اش گذاشته. کتاب رو که دست می گیری نمی تونی زمین بذاری به شرطی که خوره ی کتاب باشی و قبلا با آثار نویسنده انس گرفته باشی. کتاب کم حجمیه و توی کاغذ کاهی چاپ شده خوشبختانه که همین امر قیمتش رو کلی کاهش داده طرح جلد جالبی هم داره کلی تاس که دمر شدن رو یه سطح!با امتیازهای مختلف که هماهنگی خاصی هم با متن کتاب داره از دید من. فقط تنها ایراد کتاب اینه که خیلی یهویی تموم میشه بی مقدمه و از نظر من ناتمام!میتونست قصه تا موفقیت کامل نویسنده ادامه پیدا کنه یا حتی جمله بندی های بهتری برای اتمام کار پیدا کنه. به هر حال خوندن _بخور و نمیر رو از دست ندین_
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠١/٢١
١
٠
یک دنیا سپاس از اینکه ما رو هم توی نظرتون سهیم کردین. من که کلی استفاده کردم قطعا بقیه دوستان هم همینطور :)
admincheh
admincheh
٩٤/٠١/٢٠
٠
٠
نویسنده شدن مثل دکتر یا پلیس شدن، تصمیم شغلی نیست. بیشتر انتخاب می‌شوید تا انتخاب کنید.شما خودتون راجع به این جمله چی می گین؟:)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠١/٢١
٠
٠
من که بهش می گم فوق العاده:)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/٢١
٠
٠
بذارید منم یه مقدار نخود شم :دی از نظر من نویسندگی هم مثل شغل های دیگه ما انتخابش میکنیم ( البته اونایی که براشون مهم نی شغلشون چی باشه و فقط انتخابش میکنن که یه شغلی داشته باشن یا مشهور و پولدار شن و فلان رو فاکتور بگیرید ) چون به نظرم در نهایت این ماییم که یا جلوی کنجکاویامون راجع به دنیا و ادما رو نمیگیریم و میذاریم انقدر مخمونو اشباع کنن که تصمیم به نوشتن تفکراتمون بگیریم که حالا یا با بقیه درمیون می ذاریم و یا اینکه فقط از این بابت که مخمونو خالی کنیم می نویسیم یا اینکه کنجکاویامونو در نطفه خفه میکنیم که در این صورت نویسنده نمیشیم. برای همین به نظرم در نهایت ما انتخابش میکنیم. بابت معرفی ممنون نیکولای عزیز :)
shishe30.blogfa.com
shishe30.blogfa.com
٩٤/٠١/٢٠
٠
٠
پل استر رو دوست دارم،خاطرات زمستانش فوق العاده اس.
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠١/٢١
٠
٠
نخوندم اون رو. حتما باید بخونمش پس. مرسی از پیشنهادتون:)
h_montaseri
h_montaseri
٩٤/٠١/٢١
٠
٠
همین دیروز توی یک کتاب فروشی دیدمش. از تو قفسه درش آوردم یاد این پست شما افتادم. بعد یاد هزار تا کار نکرده ام افتادم دوباره گذاشتمش تو قفسه. :((
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
اووووم به فکر خریدش فرو میرویم :((
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤