ما برای اول شدن خون دل‌ها خورده‌ایم
گزارشی از پشت صحنه مراحل کار شنگرفی‌ها

ما برای اول شدن خون دل‌ها خورده‌ایم

نویسنده : شنگرفی ها

"مدیریت سایت" همین تیتر به اضافه ی تبلیغاتی که از دو سه هفته قبل  توسط مستر خورسندی و میس ادمینچه (پاییز) شروع و به نحو احسن سعی در جیزّک دادن ما کاربران جان داشتتند، کافی بود تا به محض رویت بنر جملگی بشتابیم به سوی صفحه عزیز15 و ببینیم چه خبر است.

القصه، بعد از اعلام آمادگی کاربران کار گروه بندی انجام و شنگرفی دیده به جهان گشود. و حالا این شما و این گزیده صحنه هایی جذاب (شایدم البته برای بعضیا نباشه) از مراحل کار شنگرفی ها.

خب بعد از اعلام گروه ها، ما یعنی شنگرفی ها از آنجا که چندین حریف غدر در مقابلمان می دیدیم به سرعت اولین جلسه سوژه یابی و برنامه ریزی را در پاتوق همیشگی (کافه کتاب آفتاب) با حضور سه تن از اعضا برگزار کردیم.

اینها هم دستان مبارک اینجانب (وانیا) و سحر و دفترچه هم دفترچه مریم که سوژه هارو می نوشتیم در کنار دم نوش به لیمو و باقلوا:)

+در همین جلسه بود که کاملا اتفاقی با خانم فیروزکوهی ملاقات کردیم و فکر آن مصاحبه در ذهنمان جرقه خورد.

 

بعد از اولین جلسه سوژه ها و مشخص و وظایف تقسیم بندی شدند. البته هنوز موضوع گزارش تایید نشده بود.

نگرانی های اینجانب هم بخاطر تمام مطالب قابل توجه بود.فکر کنم مریم از دستم کلافه  شده بود دیگه!:دی

 و خوشبختانه بعد از تلاش های بسیار سوژه ما مورد تایید قرارگرفت.

بخش بعد معرفی کتاب بود که اولین مرحله همانطور که ذکر شد در جلسه اول رقم خورد. کتابها مشخص شدندو زحمت معرفی رو هم مریم و پیاد کردن مصاحبه رو سحر در مسافرت! کشید (شانس آوردیم یکی از مسافرتاش کنسل شد  وگرنه قسمت بعد رو نداشتیم:دی)

و می رسیم به بخش عکس های معرفی کتاب!

سرگروه گرام عکسهای جلد کتابهارو برای اعضا فرستادن و قرار شد فسفرهارو بسوزونیم واسه ایده عکس گرفتن. در کنار این، شاتهای مختلف از اینستا هم کمک کردند تا عکس هایی خوب از کار در بیایند.

در تاریخ 5-1-94 دو روز قبل از تایم ادمینی گروه ما، جلسه دوم باز در همان محل فوق الذکر این بار با حضور کل اعضا برگزار شد. جشن عاطفه ها داشتیم. هرکس هرچه داشت با خودش آورده بود تا با کتابها عکس بگیریم. تشکر ویژه هم از مسئولین کافه کتاب که کل اونجارو به هم ریختیم واسه چهارتا دونه عکس. میز هم شده بازار شام.

اینجا سحر رو می بینید که دوربین به دست با جدیت تمام مشغول عکس گرفتن است. فریده عزیز هم کار نظارت رو انجام میده.

عکس بعد و کتاب ربکا!

زاویه مناسب، انتخاب و عکس گرفته می شود

اما عکس خوب نمیشه!پس دوباره عکس می گیریم. آن هم بسیار حرفه ای و روی صندلی!

اصلا حرفه ای بودن از سر و روی ما می بارید.عکسبرداری با یک دست روی صندلی ! بماند که چه نگاه های عاقل اندر سفیهی که از داخل و خارج کافه کتاب به ما نشد.

با مشقت فراوان عکس رو گرفتیم اما ...

شنگرفی ها شگفتی ساز شدند.بعد از چک کردن عکس یه چیز دیگه بود! دوربین جادویی و عکاس حرفه ای به این میگن! خخخ

اما خداوند رحم کرد و نهایتا عکس مورد نظر به دست آمد. قبل از گرفتن هم چک شد که همونی باشه که قراره گرفته بشه:دی

ذهن زیبا از بخش های واقعا زمان بر بود. از پیدا کردن دکلمه های صدای شاعران گرفته تا تک تک گوش کردن و کات کردنشان و یعضا تغییر فرمت دادنشان. که به عهده ی اینجانب بود و بعد از حدود سه ساعت یا بیشتر مداوم شعر گوش دادن، خصوصا اشعار سید مهدی موسوی بعضی از شعرهای آذر، چنان سردردی گرفتیم که بیا و ببین. و همانجا میخواستم سر به بیابان بگذارم.

از این بخش ذهن زیبا که بگذریم، کارتهای عیدی بودند که سه شبانه روز خواب را از چشمان نازنین ما ربودند و چروک ها انداختند بر صورتمان و حالا اگر روی دست مادرجان بمانیم چه کسی می خواهد پاسخگو باشد؟!

برای ذهن زیبا حدود سی پوستر جهت پس زمینه شعرها جمع آوری، از بین سی تا 6 پوستر انتخاب و شعرها نوشته شد و در نهایت یکی به عنوان طرح نهایی و عمومی برگزیده شد. انتخاب شعرها را مریم انجام داد و دو  سری شاه بیت فراهم آمد اما چون غلظت منشوری بودن بعضی ابیات زیاد بود، ما هم به مبارزه جدی با منشوریجات می پردازیم، خودمان هم دست به کار شده سری سوم شاه بیت ها را جمع آوری کردیم.

و این هم گوشه ای از شب بیداری ها ی ما:

این هم یه نمونه از شعرهای منشوری حذف شده که گمانم دی اکتیومان می کرد در صورت انتشار روی کارت ها! (هم اکنون هم عرق شرم بر پیشانی مان نشسته!)

لازم به ذکر است منشوری از نظر اینجانب اشعار با محتوای منفی را هم شامل می شد.(بیت دوم)

و بالاخره بعد از روزها و شب ها تلاش و نخوابیدن، ما، شنگرفی ها، پا به دفتر جیم گذاردیم و آنجا به قدوم خویش متبرک ساختیم.

از آنجا که هیچکداممان نه لپ تاپ داشتیم و نه تبلت، دو نفر در اتاق سایت مستقر شدند و دونفر دیگر در اتاق آقای عامل. اینجا یکی از شنگرفی هارا می بینید که خودش را کِلِه وَنگ کرده با بنرهای آماده مبادا بهش کار دیگه ای بدیم.

نزدیکی های ظهر دبیر اجرایی محترم، مستر موسوی، تشریف آوردند و با عنوان عیدی یک میلیونی که گرفتند، فقط با خرید نون و ماست قضیه را پیچاندند و شیرینی اش را به ما ندادند.

نون و ماست فوق الذکر که چادر مریم هم از آنها بی نصیب نماند.

بعد از تق نیم روزی دیدیم نون و ماست که غذا نمی شود، خبری هم از نهار نیست. خودمان دست  به کار شدیم. عدل هم نشستیم پشت میزی که گویا صاحبش بسیار حساس بود و منظم و مرتب.

بعد از نهار بازگشتم سر پست هایمان. حدود ساعت4، شنگرفی منا که کار داشت رفت. بعد از او شنگرفیِ عکاس،سحر و ساعت حدودا 5 هم مریم بود که رفت. فریده که از خانه همراهی مان می کرد هم برای شان میهمان آمد و من ماندم تنهای تنهاااااااااا آآآآآآآآآآآ..من مانده ام تنها میان خیلِ غم ها! نه ببخشید خیلی نظرهاااااااا ...
ساعت 6 بعد از رسیدن یکی از شنگرفی ها من نیز به عنوان آخرین شنگرفی دفتر را ترک نمودم. آن هم با کلی وسایل.

در ادامه، سیر تکاملی بنرها، و فتوکامنت مرحوممان را که در فیلتر گیر کرد می بینید.

بنرهای ذهن زیبا به ترتیب از بالا تغییر کرد تا رسید به طرح نهایی آخر.

بنر اولیه معرفی کتاب. هرچقدر با فونت ها سروکله زدیم و پس زمینه را خواستیم عوض کنیم نشد آنچه باید بشود.آخرش هم بیخیال گذاشتن عکس خود کتابها شدیم و همانجا دردفتر طرح دیگری زدیم.

و فتوکامنتی که تایید نشد. البته بعد از دیدن فتوکامنت گروه نخودیا دیدم واقعا مال ما به پای آنها نمی رسید.

آخرین عکس هم عکس گروهی شنگرفی ها در دومین جلسه. به ترتیب از راست فریده، سحر نیکو عقیده، مریم نیکپور، منا بابایی و نفر پنجم هم دختر عموی منا که آن روز میهمان ما بودند.

 

خب از هرچه بگذریم سخن حاشیه ها و سوتی ها خوش تر است!

+اولین سوتی به دست سحر رقم خورد تا به میمنت و مبارکی زمینه سوتی های دیگر باشد. و آن اینکه بعد از آپلود عکس های فتوگالری و انتخاب عنوان ها. چک کردن توسط مستر وکیلی همان و عکس و عنوان جا به جا همان!عکس یک چیز بود عنوانش مال عکس دیگر.واقعا بابت همچین ابتکاری باید تبریک گفت به سحر جان:)

+ سوتی بعد کلیپ ها بودند. اینجانب و منا نشسته بودیم کلیپ هارا آپلود می کردیم دیدیم سرعت پایین است و نمی شود هی چند باری زدیدم روی دکمه ی ارسال.آخرش من که خسته شدم رفتم پی بنرها و منا ماند و کلیپ ها.در این سوتی همین بس که یک کلیپ شش بار آن هم همه اش ناقص ارسال شده بود . یکی دیگر هم سه بار با یک بار ارسال موفقیت آمیز.مراتب تشکر و خسته نباشید خود را از همین جا به منای عزیز نیز ابراز می نمایم.

+ از سوتی های سرگروه جان که هرچه بگوییم کم است. اولینش به کام مرگ فرستادن شاعر جوان مملکت بود که در وبگردی به جای میلاد اسلامی نوشته بود میلاد عرفانی. (البته درستش عرفانپور است).

+ و اما سوتی دوم مریم: هنگام مرتب کردن مطلب معرفی کتاب توسط جناب فروزان متوجه شدند یکی از عکس ها دوبار گذاشته شده است و عکس جلد یکی نیست.

آقای فروزان: این عکس ها یکیش اشتباهه!

مریم (با اعتماد به نفس و اطمینان کامل): امکان نداره!

صدای من (از اتاق آقای عامل): چرا! راست میگن.منم دیدم یکیش اشتباهه. یادم رفت بگم :دی

و صدای خنده حضار خصوصا مستر وکیلی

+ و حاشیه ی نهار: موقع نهار آقای وکیلی در به در دنبال یک کلید بودند.دسته جمع شروع کردیم گشتن تا بالاخره کلید پیدا شد.بعد فهمیدیم کلید اتاق آقای موسوی بود. ما پیتزاهایمان را برداشتیم و برگشتیم اتاق آقای عامل تا نهار بخوریم. صدای آقای وکیلی از بیرون آمد که اینهمه گشتیم کلید این اتاقو پیدا کردیم برن اینجا نهار بخورن باز رفتن اونجا!:دی

 ++ در پایان هم باز تشکر می کنم از مدیریت سایت و مستر وکیلی و مستر فروزان و خسته نباشید میگم به همه ی گروه های شرکت کننده. این مطلب میتونه نمونه ای باشه از فعالیت های همه ی گروه ها که زحمت کشیدند و مطالب مختلف رو آماده کردند. باآرزوی توفیق و موفقیت روز افزون برای همه ی جیمی ها:)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/١٧
١
٠
چه کار خوبی کردید که این گزارشها از روند کار رو نوشتید و منتشر کردید.. دست همگی درد نکنه، شایسته بودید :-))
Vania
Vania
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
ممنون از شما جناب شمشیری..خواستیم یه نمونه باشه نه فقط از کار گروهخ ودمون که بگیم همه ی گروه ها زحمت کشیدن و واقعا وقت گذاشتن..شما هم هم.انشااله همیشه موفق باشین
یکی
یکی
٩٤/٠١/١٧
٤
٥
خیلی خوب بود فقط اینجا یه سوال پیش میاد که مگر شما خبر از برنده شدن داشتید که از پشت صحنه کارهاتون گزارش گرفتید و عکس گرفتید؟حتی از اتفاقاتی که توی دفتر هم بود عکس گرفتید حتی از زممطالبتونمیکردین رو ویرایش میکردین . اگر هم بخوایم بگیم که اتفاقی عکس گرفتید پس بین این همه گروه و حتی گروهای دوم این گروه شما بوده که برای بعد از اتمام مسابقه با مسئولین سایت هماهنگی داشتن تا گزارش پشت صحنه رو هم بزارن .و اینم بگم که همه گروه ها تلاش کردن و زحمت کشیدن نه تنها گروه اول.میدونم که تایید نمیشه ولی باید روحیه انتقاد داشته باشیم
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
سلام چقدر خوشحال میشیدیم که با اسم خودتون کامنت میگذاشتید!راست حقیقت این عکسها محض خاطره بازی بود و یکسری از انها در اینستاگرام من و وانیا منتشر شد در طول مسابقه این مطلب هم تازه همین دیروز نوشته شد و هماهنگی برای روی سایت گذاشتن مطلب هم امروز انجام شد!با تشکر:)
Vania
Vania
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
خیلی ممنون که خوندین . سوال پیش اومده رو هم پرسیدین.جواب میدم تا حداقل شک وشبهه ای برای بقیه هم باقی نمونه. اولا مثل همه ی گروه ها ما هم خبر نداشتیم امام واقعا ومده بویدم برای برنده شدن. شما که نمیدونم کی هستین و ای کاش با اکانت یا حداقل اسن خودتون میومدین من رو نمی شناسین زیاد. اگز اطر اطرافیانم یا حت دوستانی می شناسن بپرسین من کلا علاقه دارم به عکس گرفتن حالا از هر اتفاقی که بنظرم جالب باشه خواه نون و ماست خوردن باشه. و اتفاقا اصلا اتفاقی نیستن عکس ها تو اون تایمی که بچه ها مشغول بودن من انقدر وقت داشتم عکس بگیرم.حتی از زمان ویرایش مطالب.در مورد هماهنگی هم باید بگم ما تو گروه قبلا به این گزارش فکر کرده بودیم فقط خودمون.منتها گفتیم باشه بعد از اتمام مسابقه.چه برنده باشم چه نه. و روز عد از ادمینی هم به آقای وکیلی گفتیم و ایشون گفتن احتمالا یه گزارش کلی میذارن تو اون گزراش میتونیم چنتا از عکسامونو بذاریم.تا یکی دو روز پیش که گفتن خسته ان و حوصله نوشتن ندارن و گفتن ما اگر میخواهیم میتونیم بنویسیم. و اجازه دادن.ما هم گزارش خودمون رو فرستادیم.اینکه بقیه نخواستن یا بهش فکر نکردن دیگه ارتباطی به ما پیدا نمیکنه.و بهتره آخر گزارش رو هم دوباره بخونین نوشتم "این گزارش و مطلب میتونه نمونه ای باشه از فعالیت های همه ی گروه ها که زحمت کشیدند و مطالب مختلف رو آماده کردند" نگفتیم فقط ما بودیم که زحمت کشیدیم..بازم ممنون که سوالتون و شبهتون رو مطرح کردین.
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
احسنت بر شما باد و احسنت به این همه هوش و زکاوت :دی راستش ما اصلا قصد شرکت نداشتیم ولی چون ما خیلی خوبیم و از این حرفا :دی خیلی اصرار کردن که حتما باید شرکت کنید و اصلا این مسابقه بدون شما فایده نداره. همون اول هم بهمون گفتن که شما اگه هیچ مطلبی هم نفرستین اول میشین....این مطالبی هم که می بینید اصلا کار ما و حاصل شب بیداری های ما نبوده...خودشون زحمتشو کشیدن و چون بقیه شک نکنن یک پشت صحنه ای هم براش نوشتن خودشون :دییییییی اون عکس ها هم هم صحنه سازیه خخخخخ........ دیگه من نتونستم حقیقت رو کتمان کنم....واقعا شرمنده ام بچه ها اوهو اوهواوهووووووو....آه راجوووووووووووو خخخخخ
par!sa
par!sa
٩٤/٠١/١٧
١
٠
ما هم پشت صحنه دادیم ولی از آخر اول شدیم! مگ چیه =)) پشت صحنه ربطی ب اول بودن نداره ک :D
همتا
همتا
٩٤/٠١/١٧
١
٠
وانیا کلا عکس زیاد میگیره دفه اولی هم که رفتیم باهم دفتر یه دو سه جا یهو با صدای تق می دیدیم داره عکس میگیره ازمون :))
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
خخخ همتا یادته یکبار از اقای نادری در حال صوبت کردن عکس گرفت فلشش یادش رفته بود خاموش کنه!چقد خندیدیم!خخخ
Vania
Vania
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
ممنوون از پشتیبانی دوستان! پری خیلیم خوب بودین..عالی بودین اصن اینا چیزی از اذرزهای شما کم نمیکنه خخ
team_3
team_3
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
پریسام : اذرز مال خودتون :| :|
mona93
mona93
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
خخخخخخخخ وانیا خداوکیلی نمیشد منم محو میکردی تو افق!!! چرا برا فریده مژه گذاشتی واس من نذاشتی؟خخخخخ
Vania
Vania
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
نه اینجوری که قشنگتره!خخخ تو دوری مژه هات دیده نمیشه خخخ
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
من تکذیب میکنم!خخخ اصلن من سوتی ندادم!خخخ
Vania
Vania
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
نذار بیام بقیه شو بگم ها! :دی سوتی های اعظمتو نگفتم اینجا!خخخ
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
همه توی این سایت میدونند که من اصلن نمیدونم شعر منشوری یعنی چی(خب حالا خواهر من یکم کمتر منشوری هاشو اسکرینشو میذاشتی)خخخ
Vania
Vania
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
نه دیگه!همه باید بفهمن تو چجور آدمی هستی خخخخ.///کمتر منشوریم نداشت کلا غلظت منشوریات زیاد بود
faride
faride
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
:/ قیافه مو بره چی این شکلی رفته؟!:دی...بح بح چه مژه های بلندی دارم=)) ...خخخ عالی بود...تنها حضور من در گروه شنگرفی ها همین عکس بود!خیلی مفید بودم و.اسه گروه میدونم!-__- ... ولی گوسفند عزیزم دیده نمیشه خوب کاش جلوتر میگرفتمش!:دیییییییی... ماجرای کلید =)))) ...
Vania
Vania
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
چی شکلی رفته؟! به این خوشگلی خخخخ//حضورای دیگت نامحسو بوده دیگه.تازه تو یه عکس دیگم هستی دیگه درحال نظارت خخخ//گوسفندتم کوچیک بوده خب یه کم بهش علف میدادی بزرگتر بشه دیده بشه:دی //ماجرای کلید چی بود؟ یادم نیس!
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
آقااااااااااا دیگه قبول نیست :دی...من توی هیچکدوم از اون عکس ها نمیدونستم وانیا داره ازم عکس می گیره :/... سوتی رو هم تکذیب می کنم... کلا آبرو برام نموند. اون از کافه کتاب...اینم از سایت خخخخخخخخخخ باشد که رستگار شویم همگی :دی.... وانیا خیلی خوب بود. دستت مرسی :)
mona93
mona93
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
سحر شما که خوبی مارونقاشی کرده من چی بگم!قرار بود کات کنه اثرهنری خلق کرده خخخخخ
Vania
Vania
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
خیلیم قبوله! تکذیب نکن دیگه..یکی دوتاشد که دیدی عکس می گیرم ..رو صندلی هم که عالیه خخخ/// تکذیب کنین میرم بقیه سوتیاتونو رو میکنم اونوقت بینین:دی//نه اینا هیچی از ارزشهای تو کم نمی کنه خخخ//آمیـــــــــــــــن:))))...خواهش دوست جان..خداقوت به تو هم
همتا
همتا
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
خخخخ خیلی خوب بود الحق که زحمت کشیدین ! اون صفحه پی اما رو دیدم یاد پی امای خودمو سحر و پریسا افتادم =)) شما تو هر کامنتتون حد اقل دو تا ایده داشتین بهم می دادین ما فقط بهم فوش می دادیم می گفتیم ایدههههههه :| =)))))))
par!sa
par!sa
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
=)))) حالا لازم نی همه چیو لو بدی ک خخخخخ
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
خخخ همتا اینها خوبهاشه!خخخخ
Vania
Vania
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
خوباشو گذاشتیم دیگه :دی///تازه جلسات نقد و بررسی هم هرشب داشتیم...هی به این مریم می گفتم فتو کامنت، بنرا! هی می گفت باشه برای بعد..حرص میداد منو خخخ
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
اینو یادم رفت بگم!خیلی روز خوبی بود و تجربه خوب تری یک دنیا تشکر از بچه ها و خصوصا وانیا برای این پشت صحنه عالی!:))
Vania
Vania
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
:)))
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
خخخ
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
نخند به سوتی مردم سرت میاد خخخخ از سحر برای انتشار ندادن این عکس کلی باج گرفتم اخرشم منتشرش کردیم خخخخ
Vania
Vania
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
خخخخخخخ به خودت اصن خخخخ
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
:))) چی بگم خب من الااااننن ؟ خوش گذشته دیگه خخخ شیرینی هم ک نمیدیدن
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
ما که نمیدونم شما راجب چی صوبت میکنین خخخ اصلن چی هس شیرینی؟پوشیدنیه؟خخخ
Vania
Vania
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
هیچی بخندین:))) شیرینی دادیم دیگه..یادتون رفت؟! اصن همون عیدیا شیرینی بوده دیگه:دی
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
:) ! از قدیم می گن نامبرده رنج گنج میسر نمی شود ! همه ی گروه ها فعالیت خوبی داشتند ، تبریک می گم از بابت تلاش شما بخصوص عیدی :) ! /فقط این عیدی ها رو از یک کنار می دادین یا مطابق با شخصیت طرف شعر انتخاب می کردین ؟ ! :)
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
راستش ما هم خیلی دوست داشتیم مطابق شخصیتها کارتها را عیدی بدیم یکمم اونهایی که وقت کردیم همین کارو کردیم ولی با توجه به حجم کاری که هفتم فرودین انجام دادیم و ادمینی و کارهای دیگه عملا این کار غیر ممکن بود ما نزدیک شصد تا کارت هدیه دادیم به کاربرها فکر کنید شصد تا کارت با اون حجم کار روز مدیریت باز کنیم ببینیم از بینش انتخاب کنیم و این کار شصد بار تکرار کنیم خیلی زمان میبرد!شما هم خسته نباشی!شیرینی دوم شدن هم بی زمت بدین!:دی!
Vania
Vania
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
خیلی ممنون شم اهم خسته نباشین..همونطور که مریم جان گفت اون کار خیلی زمان بر بود..در نتیجه تصمیم گرفتیم کارتارو به صورت تصادفی بدیم به افراد..حتی خودمون نمیدونستیم کی چی داره می گیره چون بعد آپلود فقط یک لینک داشتیم و بنظرم اینطوری جالبتر شد..بعضیام گفتن اونی که بهشون دادیم خیلی اتفاقی باهاشون جور بوده:)///شیرینی هاتونم برسه پیلیز
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
تبریک مجدد. امیدوارم همیشه تلاشهاتون به نتیجه برسه :)
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
ممنونم خانم نیک بنیاد عزیز:)
Vania
Vania
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
خیلی خیلی ممنون..شما هم همچنین:)))
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
خسته نباشید همگی :)
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
خیلی ممنونم مستر عکاس باشی:)
Vania
Vania
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
تشکرات مستر خورسندی.
m_ehyaei
m_ehyaei
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
سلام. نه خسته :) تبریک میگم ان شاءالله همیشه موفق باشین و کیف کنید ار حال و هوای خوبتون و اینطوری بقیه رو هم سر ذوق بیارید ...
Vania
Vania
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
سلام..خیلی ممنون و متشکر..شما هم هم:))) ذوقتون مستدام
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/١٨
١
٠
سلام... خسته نباشید میگم به همۀ شما. با توجه به این گزارش، واقعا لایق اول شدن بودید با این همه خون دل خوردن! مرسی از شما.
Vania
Vania
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
سلام..خیلی ممنون از شما..البته که همه ی گروه ها زحمت کشیدن..نوش جان
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
خواهش می کنم؛ موید باشید!
admin
admin
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
منم صحبتی ندارم دیگه!
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
چرا؟
Vania
Vania
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
چهیچی؟! لبخندی؟ خنده ای؟! نقدی؟! شیرینی نمیخواین؟///خب پس بیزحمت جایزمونو بدین :دی
anne
anne
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
:))))))
Vania
Vania
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
((((((((((((((((((:
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
به به چه خاطره ی قشنگی براتون رقم خورد ، خوش به حالتون ، ان شاالله موفقیت های بعدی :)
Vania
Vania
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
بله به لطف مدیریت و دوستان و بقیه. و خانواده رجبی اینا، خانواده هاشمی، و...خیلی ممنون..حالتون خوش..شما هم موفق باشین:)))))))))
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
خانواده رجبی و هاشمی رو خوب اومدی و همچنین کسبه محل و کلیه افرادی که مارا در ساخت این مجموعه یاری نمودند :))))))
S_Alami
S_Alami
٩٤/٠١/١٨
٢
١
من یه تبریک و خسته نباشید همین اول بگم.بعد از او باید بگم بح بح گروه به این میگن اصن از قبل میدونستن برندن که حتی عکس و گزارش از پشت صحنه هم گرفتن برای بعد از مسابقه.افرین به این انگیزه.:)))).و یه تشکر هم بکنم از اون عکاس عزیز که از بالای در از بانوان گرام عکس یهوویی گرفتن.دستشون مرسی.
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠١/١٨
٢
٤
اره میدونید ما همان اول بهمون گفتن شما هیچ کاری هم نکنین برنده اید گزارش میدانی سخت ما نگرفتیم با اونهمه استرس و مشکل پا به یک چنین مکانی نذاشتیم معرفی کتابم ما ننوشتیم عکسهای کتابها هم خودشون واسمون ایمیل کردند اینهمه مشقت نکشیدیم واسه عکسها یکی از اعضامون هم وسط کافه کتاب شلوغ ننشست به مصاحبه با یک نویسنده بعد از کلی اسرار که اون بنده خدا چون روز بعد رونمایی کتابش بود کلی کار داشت به زور ازش وقت گرفتیم!این ذهن زیبا را هم میبینید بیش از هشت ساعت وقت نگذاشتیم واسه گوش دادن فایلها و دکلمه های شعر و کات کردن اونها همه اونها را هم خودشون به ما دادند بیشتر از شصد تا کارت گرافی شاه بیت هم ما درست نکردیم و سرش سه شب بیداری نکشیدیم اینم خودشون دادن بهمون اصلن ما نبودیم که از شدت خستگی اون روز حتی نتونستیم یکساعت استراحت کنیم و یکی دو تا از بچه ها لحظه اخر تا سه صبح بیدار نبودیم برای پوستر ها اینفوگرافیمونم به بدبختی یک گرافیست پیدا نکردیم که شب تاصبح برامون طرح بزنه اونم با کلی استرس که دم عیدی هیچ گرافیستی کار قبول نمیکنه میدونید ما اساسا هیچ کاری نکردیم فقط بهمون گفتن شماها بیاین باشین اول بشین همینجوری خود به خود!اگر شما ادعای توانایی دارید بهتر بود با عملتون نشان میدادید نه با کم ارزش و بی ارزش نشان دادن زحمت ها و تلاش های بقیه و خورد کردن اونها با این حرفها!
مرتضی هنرمند راد
مرتضی هنرمند راد
٩٤/٠١/١٨
١
٠
منظور سجاد این بود که انقدر به خودتون اعتماد داشتید که میدونستید برنده خواهید شد،تعریف کرده ازتون فکر کنم!
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠١/١٨
١
١
والا از روز اعلام نتایج ما داریم این حرف میشنویم این کامنت هم به نظرم مثل کامنتی بود که اول مطلب امده بود در هر صورت گروه ماکزیلا هم پشت صحنه نوشت و اول نشد ربطی نداره پشت صحنه به این؛اگرم برداشتم اشتباه بوده و منظور اقای راد درست بوده من عذر میخام اما این باشه در جواب اونهایی که از روز اعلام نتایج به ما صحبتهای قشنگی نزدند حاشیه سمه چیز بدیه و به شخصه از حاشیه متنفرم فکر هم نمیکنم شنگرفی ها با کیفیت مطالبشون جایی برای حرف و حدیثی باقی گذاشته باشند در هر صورت خوبه این برد به کام ما تلخ نکنید و تلاشهای افراد نادیده نگیرید با تشکر از همه دوستان:)
Vania
Vania
٩٤/٠١/١٨
١
٠
مریم جان! آروم باش عزیزم..ریلکسسس..حالا یه نفس عمیق بکش..آره همینطور عمیق عمیق تر. آفرین.. حالا هرچی انرژی منفی هس دورو برت از خودت دور کن بریز بیرون..حالا این انرژی مثبتایی که میدم بگیی بگیر دیگه:)) خب حالا شد:)))//انشاالله که ایشون هم منظورشون همینی بوده که مستر هنرمند راد گفتن و منفی نبود
Vania
Vania
٩٤/٠١/١٨
١
٠
از اقای راد هم ممنون بابت مثبت نگریشون
S_Alami
S_Alami
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
اعلمی ا ع ل م ی ۵۰۰۰ دفعه گفتم که خخخ
S_Alami
S_Alami
٩٤/٠١/١٨
١
٠
خانوم نیک شما چرا اینجوری میکنین؟دارم ازتون تعریف میکنم ها.کجای حرف من جوری بود که شما انقد دلخور شدین اخه؟شما همیشه جواب تعریف و تمجید اینجوری میدین؟
وانیا
وانیا
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
آقای عالَمی؟ علامی؟ بزرگوار..حقیقت اینه که از ابتدای اعلام نتایج و برنده شدن گروه ، مستقیم و غیر مستقیم شاهد نارضایتی این انتخاب از طرف بعضی بودیدم و حتی طوری صحبت کردن که پارتی بازی بود و همه چیز از قبل مشخص بوده که کی قراره برنده بشه. خب این صحبت ها هرچی هم مهم نباشه باعث حساسیت میشه و دلخوری. و یک جورهایی زحمات گرو ه هارو می برن زیر سوا..نمونه اش رو میتونین تو دومین کامنت همین مطلب ببینین..ادامه دار شدنش هم خوایهی نخواهی باعث حساس شدن میشه.مریم جان هم قصدش مطمئنا نه توهین به شما بوده نه نادیده گرفتن یا بد جواب دادن به تعریفتون.بذارین از سر همون خستگی شنیدن این چیزا. البته لحنتون کمی طوری بود که خب اون برداشت هم میشد ازش بشه...باز هم ممنون از شما و تعاریفتون ..موفق و موید باشین
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠١/١٨
١
٠
من عذر میخام اشتباه برداشت کردم اینو بذارید پای درست انتقال نکردن حس ها در کامنت ها راستش از بعد اعلام نتایج اینقدر من از این دست حرفها شنیدم که واقعا کلافه شدم خودتون بذارید جای ما اینهمه زحمت و مشکل و استرس برای انجام دادن کار بعد اعلام نتایج با این نظرها و حرفها روبرو بشیم حس بدی به ادم میده دیگه!بازم من عذرخواهم که از صحبت شما یک برداشت دیگه کردم:)
P-sadeghzadeh
P-sadeghzadeh
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
کی جرئت کرده پشت میز محسن عامل بشینه؟!!!!!! من یه بار نشستم،هر شب دارم کابوس می بینم!!!!
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠١/١٨
١
٠
خخخ فقط ننشستیم نابود کردیم میزو!
S_Alami
S_Alami
٩٤/٠١/١٨
١
٠
پیمان اومدی سایتو خز کردی خخخخ
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠