اسب زین شده چیست؟! افسار پاره کدام است؟! / طنز

اسب زین شده چیست؟! افسار پاره کدام است؟! / طنز

نویسنده : S_Alami

ما ایرانی‌ها آدم‌های بسیار جالبی می‌باشیم. آن‌قدر جالب که بعضی از رفتارهای‌مان پتانسیل ثبت شدن در کتاب گینس را هم دارند. حال که دور هم می‌باشیم نگاهی اجمالی به چند مورد می‌کنیم.

مورد اول: ما ایرانی‌ها گاهی اوقات هویجوری حرف می‌زنیم. بدون ذره‌ای مطالعه یا تحقیق. بدون اطمینان داشتن از چیزی. تازه بعدش هم که متوجه اشتباه خود می‌شویم آن را زیر سیبیلی رد می‌کنیم. مثلا همین عروس خانواده کافی است کاری برخلاف میل‌ش انجام دهی، کلی داستان می‌بافد و اینا. (این مثال هیچ ربطی به بحث بعدی ندارد خخ) مثلا یکی از نماینده‌های عزیزتر از جان مجلس بعد از توافق لوزان فرمودند که متنی که جناب دکتر ظریف قرائت فرمودند با متنی که خانم موگرینی خواندند تفاوت داشت. چه قدر جالب واقعا. یا فرمودند که تنها افرادی که تبریک گفتند ریاست محترم جمهوری و شخص دکتر ظریف بودند. بسیار هم عالی. در رابطه با سخن اول ایشان باید بگویم این ایراد ترجمه هم زمان می‌باشد که وقت برای اصلاح و ترجمه دقیق نیست ایشان هم چون در همچین موقعیتی سخرانی ر ا شنیدند، احساس کردند که متفاوت است در صورتی که اگر با همکاری یک مترجم ساده از روی فرصت بنشینند و متن را دقیق بخوانند، متوجه می‌شوند یکی است. من به عنوان کسی که سواد انگلیسی کمی دارد تفاوتی ندیدم. اصلا این کار را هم نکنند اگر متفاوت باشد آقای ظریف سکوت می‌کنند؟ درباره مطلب بعدی ایشان هم لازم به ذکر است سردار فیروز آبادی از بالاترین مقامات نظامی کشور و نایب رئیس مجلس این توافق را تبریک گفتند.

مورد دوم: ما مردم ایران پیوند عجیبی با دلشوره داریم. کلا محال است شما ایرانی ببینید و نتوانید دلشوره‌ای در ایشان پیدا کنید. گویی که ایرانی جماعت دل شوره سر خود است. از همان داخل کارخانه. حال بعضی از دوستان گروهی تشکیل دادند به نام دلشوره زدگان. که درباره مسائل هسته‌ای می‌باشد و نگران بودند که نکند غنی سازی کم شوند. دست‌شان هم درد نکند، اما من نمی‌دانم چرا دل آن‌ها برای تحریم‌ها شور نمی‌زد؟ برای تورم شور نمی‌زد؟ برای کمبود دارو شور نمی‌زد؟ نمی‌دانم شاید این‌ها مسائل کم اهمیت‌تری می‌باشند.

مورد سوم: بر سر زبان همه دنیا معرفت ایرانی جماعت هست. همه می‌دانند چه قدر ما با معرفت می‌باشیم. همه جا پشت همینم. چه در زیمبابوه، چه در ماداگاسکار، چه در بورکینافاسو حتی در سواحل نیلگون لاس وگاس و آنتالیا. حتی اگر بدانیم هموطن‌مان مقصر است باز هم پشت او هستیم. اما برخی از دوستانت باز هم در مسائل هسته ای،  با این‌که حمایت سرسختانه و دلسوزانه رهبر معظم انقلاب از تیم هسته‌ای را می‌دیدند، باز نمی‌دانم چرا چشم خود را می‌بستند و به جای حمایت در مقابل آن‌ها می‌ایستادند. نمی‌دانم شاید خاک می‌رفته در چشم‌های‌شان و نمی‌دیدند؛ بگذریم.

مورد چهارم: بله رسیدیم به یک مورد جالب و بسیار معروف. همان کوچه علی چپ خودمان. (دوستان اکنون می‌گویند از این اصطلاحات ساخته دشمن استفاده نکند. به نقشه‌های آن‌ها دامن نزند. شرمنده نمی‌شد خب خخخ) خدا نکند یک ایرانی برود داخلش. دیگر بیرون آوردن او با خداست. چشم خود را بر روی حقیقت می‌بنند. شاید هم نمی‌بندند. اصلا شاید حقیقت چیز دیگری است که ما نمی‌دانیم. مثل همان داور کره‌ای در مسابقه کشتی و... یا به طور مثال یکی از دوستان بعد توافق مطلبی گفتند که بسیار جالب بود. گفتند: اسب زین شده دادیم، افسار پاره گرفتیم. بسیار هم عالی. حال شاید بگویید اسب زین شده چیست افسار پاره چیست؟ توضیح می‌دهم.

اسب زین شده چه می‌باشد اصلا؟ اسب زین شده در واقع قطعنامه‌های ۱۷۳۷ و ۱۷۴۷ و ۱۸۰۳ شورای امنیت و تحریم بانک مرکزی و قطع خدمات سویفت و تحریم خرید نفت از ایران می‌باشد. افسار پاره هم تلاش تیمی مجرب و مورد حمایت و اعتماد مقام معظم رهبری است، برای رفع همین قطعنامه و تحریم‌ها، یا به اصطلاح کاغذ پاره ها. اسب زین شده دلاری است که دولتی ۱۰۰۰ تومان تحویل می‌گیرد و ۴۰۰۰ تومان تحویل می‌دهد. افسار پاره دولتی است که دلار ۴۰۰۰ تومان تحویل می‌گیرد و دلار را ۳۳۰۰ می‌کند. اسب زین شده تورم ۵۰٪ است و افسار پاره تورم ۱۵٪ است. اسب زین شده ماه‌ها مذاکره بدون نتیجه در بغداد و الماتی و ... است، افسار پاره به نتیجه رسیدن و تعامل با جهان در کمتر از ۲ سال است. هنوز می‌توان این جمله را بیشتر معنی کرد. خب بلاخره شاید تعریف ما با ایشان فرق دارد دیگر. بالاخره هر گلی بویی دارد.

در پایان من نوکر همه هموطنان می‌باشم، چه مخالف چه موافق. اصلا زنده باد مخالف من. (خخخ جو گیر شدیم.)

این‌ها فقط انتقاد بود با کمی چاشنی طنز. سپاس از همه هوطن‌های عزیز.

شب و روزتون لیموویی

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
naser_j
naser_j
٩٤/٠١/٢٩
١
١
به نظرم لازمه نقد نگاه بی طرفانه است مخصوصا در مورد سیاست اونم سیاست دو قطبی من تو نقد شما بی طرفی ندیدم به نظرم نتونسته بودین تعصب تون رو نسبت به جناح مورد علاقه کنار بگذارید و بعد به نقد بپردازید این یاداشت بیشتر به من خواننده توجیه طرفداری ازیک طیف سیاسی رو می رسوند تانقد یک رفتار سیاسی
S_Alami
S_Alami
٩٤/٠١/٢٩
٢
٠
هر کس دیدگاه خودشو داره.سپاس :)
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
چه دل پری داشتید از مسایل هسته ای :)در مورد مباحث فنی و متن پر از ابهام بیانیه ی لوزان ,مذاکره جناح های موافق و مخالف واقعا شنیدنی بود !
S_Alami
S_Alami
٩٤/٠١/٣٠
٠
٠
دیگه چیکا کنیم دوستان کهکشانی و کیهانی اینجوری کردن مارو.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٩
٢
٠
طنز تند و تیزی داشتید علیرغم اینکه سعی کردید لایت بنویسید. البته که بد نیست و لازمه این فضای فعلی هستش و دقیقا سمت مقابل هم حتی بسیییییییار ادبیاتی تندتر از اینها رو در مطبوعات متبوع خود که بعضا القاب و اسامیِ کهکشانی و کیهانی هم دارند(!) منتشر میکنند. گاهی وقتها نجابت رو میذارند بحساب نادانی یا حماقت.. پس من به شخصه ایرادی نمی بینم گاهی ابروها رو درهم داد و تند حرف زد.... شاید بیدار بشن... چون معتقدم قطار سریع السیرِ آگاهیِ مردم رو هیچ ترمزی متوقف نخواهد کرد و هرگز حرکتی رو به عقب نخواهد داشت./// چهار پنج مورد اشکال ریزِ تایپی داشتید که به وضوح ناشی از بی دقتی بود و نه ناآگاهی./// بنویسید، باز هم بنویسید.. موفق باشید :-))
S_Alami
S_Alami
٩٤/٠١/٣٠
٠
٠
به به خیلی خوب درک کردین.سپاس گزارم :)
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠١/٣٠
٠
٠
مو صبتی ندرم جماعت شاعره چی به سیاست :دی
S_Alami
S_Alami
٩٤/٠١/٣١
٠
٠
همیره بوگو :دی
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٣٠
٠
٠
منم ک اصلن آدم سیاست نیستم...داشتم فقط رد میشدم...گفتم یه خسته نباشیدی هم خدمتتون عرض کنم :) قلمتآن مستدآم (^_^)
S_Alami
S_Alami
٩٤/٠١/٣١
٠
٠
بازم رد بشین از این ورا
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤