حضور سخت یک فریاد

حضور سخت یک فریاد

نویسنده : Sanaz.Sh

دست و پایم بی دلیل سرد شده اند

همچو قلب و شور و احساسم

در این تاریکی مطلق

عروج آه، سکون بغض، سقوط اشک به بحرانم کشانیده

باز هم زندانی محکوم

سر به دیوار حصار خویش می‌کوبد

چگونه پس رها گردم

که زندانی و زندانبان خودم هستم

چگونه می‌توان با واژه‌های کهنه و کوچک

 حضور سخت یک فریاد را در دفترم آرم؟

شروع خشم و اندوهی که ناگه می رسد از راه.

نمی‌دانم چه در این عمق تنهاییست؟

که دستانش گلویم را، دلم را، می‌فشارد تا طلوع مرگ

چرا رنگ صداقت نیست در نقاشی دنیا؟

چرا مردم همه سردند؟

همه مردند

و من تنها میان این همه تصویر، در حال فنا هستم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
خییییلی زیبا بو ممنون امیدوارم همیشه موفق باشی:)))
naser_j
naser_j
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
زیبا و پر از واژه ها و تعبیرات ناب و دوست داشتنی
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٢/٠٧
١
٠
خیلی قشنگ بود ، یاد شعرای اخوان ثالث افتادم ، موفق باشی :)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
شعر بسیار پراحساس و زیبایی سرودی ساناز عزیز اما اگه بند چهارم رو به سه بند میشکستی، به زیباتر شدن ظاهر و فرم شعرت کمک بیشتری میکرد. و ضمنا نکته ای که به نظرم رسید اینه که بهتر نیس تکلیف خودمونو در شعر مشخص کنیم؟ مثلا در این شعر بنظر میاد تو بین فرم سپید نیمایی و پست مدرن سرگردان شدی و بهتر بود که در یک قالب، شعرت رو خلق می کردی. موفق باشی :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٠٩
٠
٠
بله من هم با شما موافقم. از نگاه منی که تخصصی در شعر ندارم و صرفا از دیدگاه سبکی( شبه ادبی) می بینم، بین پست مدرن و نیمایی معلق بود. البته که دلنشین بود برام.. موفق باشید خانم ساناز.ش :-)
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
لذت بردم قلمتون مانا :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٢/٠٨
٠
٠
سلام؛ خیلی زیبا و دل نشین. لذت بردم، سلامت باشید.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
نمی خواهم برگردم

حجره بهشت

٩٦/٠٣/٢٧
پرسپولیس بزرگ تر از همه نام هاست

پرسپولیس کبیر

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات