آی لاو کت اند چیکن

آی لاو کت اند چیکن

نویسنده : zizigolu

یکی از بچه‌ها، پنجره اتاق خوابگاه را باز کرده و برای نامزدش دست تکان می‌دهد. آن وقت من با این سنم پنجره را باز می‌کنم و با گربه‌های توی کوچه حرف می‌زنم! قربان صدقه شان هم می‌روم!

جوجه رنگی خریدیم! که من نروم با گربه‌های توی کوچه حرف بزنم!

اسمش را گذاشتم حمزه! ولی قرار است تو خوابگاه «شیش کوچولو» صدایش بزنیم! بچه‌ها لاک صورتی زدنش !

از بیرون یک صدایی می‌آمد. بچه‌ها می‌گویند صدای چیست؟ می‌گویم گربه. دقت که می‌کنیم می‌بینیم صدای مرغ است! خدایی‌اش صداهای‌شان شبیه به هم است!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
هان!!!!!!!!!
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
مواظبشون باش گربه های کوچه پشتی یه لقمه ی چپشون نکنن یه وقت:)
هاچ
هاچ
٩٤/٠٣/٠٦
٠
٠
جوجه ی سبزمو گربه خورد. این صورتیه! شاید نخورنش...
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٠٦
٠
١
:-)
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/٠٧
٠
١
راستش زیاد متوجه نوشتتون نشدم....
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٠٧
٠
١
جوجه دوس میدارم :)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٣/٠٧
٠
١
عاخی چقدم نازه
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٤/٠٣/٠٧
٠
١
شیش کوچولو?!!!!! حمزه!!!!!? چه اسمایی!!!!
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠