کجایی مولا؟
یک پست ناگهانی

کجایی مولا؟

نویسنده : zizigolu

فرهنگ‌مان طوری شده که حضرت آقا باید از عمو پورنگ تقدیر کند! آن هم برای این‌که آخر برنامه‌اش می‌گوید «واسه ظهور امام زمان دعا کنیم.»

چرا؟! چون کسی نیست. بیایید با خودمان رو راست باشیم. نمی‌خواهم کامنت بدهید که من بدم و به یاد امامم نیستم و فلان و بهمان. فقط فکر کنیم. خدایی‌اش چقدر به یاد امام‌مان هستیم؟!

نمی‌خواهم کلیشه‌ای حرف بزنم و با یک «اللهم عجل لولیک الفرج» بگویم آقا جان به یادتم.

امام‌مان زنده است. حضرت مهدی که بیاید همه جا، همه جا سرسبز می‌شود. هیچ بیابانی نیست. همه آدم‌ها خوبند، عالی‌اند، عشقند اصلا.

همه عالم اند، دانای کل هستند، کف دست‌شان را نگاه کنند تمام علم‌شان می‌آید جلوی چشم‌شان. اصلا لازم نیست بروند و چیزی یاد بگیرند در مدرسه! و عشق و حال ندادن امتحان و کللا «دائم الغو امتحان» اند!

حالا مهدی(عج) بیاید به نظرت تو در جبهه او هستی یا در جبهه مقابل؟ به ائمه محبت داری؟ به کدام‌شان؟ اصلا مگر می‌شود محبت علی(ع) و حسین(ع) و فاطمه(س) در وجودت باشد و بشوی دشمن امامت؟

مهدی(عج) تو را با جان و دل پذیراست جانم. مهدی(عج) تو را عاشق است. تو را به جان مهدی بیا و دلش را نشکن، بیا از چشم‌هایش با گناهت جوی خون جاری نکن.

مهدی جان، من به فدایت،کجایی مولا؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
سلام؛ دردِ دلتان لاجرم بر دل من هم نشست. درد عشقی کشیده ام که... جهت تعجیل در ظهورش صلوات فراموش نشود.
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
سلام...درودبرشما...الهم عجل لولیک الفرج...نفس نمی کشدزمین ،تپش نداردآسمان/اگرنباشدتظر،مهدی ی صاحب الزمان...
راتا
راتا
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
الهم عجل لولیک الفرج
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
:-).... امامم مرا میشناسد......
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
خیلی دلنشین بود...با اینکه ساده بود ولی مشخص بود حرف دلتون و یا شاید درد دلتون بود...واقعا به نظر منم این خیلی بهتره که در دلمون قلبا اماممونو دوست داشته باشیم و به کسی نگیم تا اینکه همه کار بکنیم ولی فقط از روی ظاهر...ممنون...امیوارم قلمتون همچنان پایدار باشه و موفق باشین
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
اوهوم :/
پربازدیدتریـــن ها
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
حال عجیبی داشتم

اولین قرار عاشقی

٩٦/٠٥/٣١
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
صدای نفس هایمان را می شنیدیم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت دوم

٩٦/٠٥/٣١
نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت؟

توحش ناشی از بی‌ پولی

٩٦/٠٥/٢٩
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
کوچه تان خالی از آن ها مباد!

معصوم نیوز

٩٦/٠٥/٢٨
همین برایم کافیست

نشانه عاشقی

٩٦/٠٥/٢٨
چند خطی برای خاتونم...

تفاوت شخصيت

٩٦/٠٥/٣٠
کجای دنیا را قرار است بگیریم؟

قدرتی به نام عرف

٩٦/٠٥/٣٠
خرده شیشه دارند

ارتباط دوستی و آینه های قدی

٩٦/٠٥/٢٦
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
شعری سروده خودم

غیرت

٩٦/٠٥/٢٩
شعری سروده خودم

پلک بزن

٩٦/٠٥/٢٨
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
همین امروز دست بکار شو

فردا تا ابد دیر است

٩٦/٠٥/٢٩
نمی‌دانم مرا چه شده است؟

آگه بخوان...

٩٦/٠٥/٢٥
در پی خودکشی خواننده راک

رستگاری چستر

٩٦/٠٥/٣٠
تبلیغات