عشق فراتر از اینهاست جانم...

عشق فراتر از اینهاست جانم...

نویسنده : zizigolu

بعضی وقت‌ها آدم‌ها یک روزهایی که در ظاهر مثل بقیه‌ی روزهاست یک چیزهایی می‌بینند، می‌شنوند و درک می‌کنند که دنیا برایشان مثل قبل نیست، آن روز را میشود جشن گرفت، اصلا عید نامید.

روزهایی که می‌شود عشق را درک کرد.

اینکه دلت می‌خواهد با تمام وجودت طوری که تمام آدم‌های دنیا بفهمند فریاد بزنی که چقدر خاطرشان را میخواهی، چقدر آن‌ها را عاشقی و تا چه اندازه برایشان می‌میری. کسانی می‌گذرند از چیزهایی که دوست دارند که تو مات و مبهوت میمانی در قدرت عشق... تویی که تا همین لحظه بیزار بودی از هر چه عشق و عاشقی ست و زخم خورده بودی از تمام محبت‌هایی که کردی...

این روزها را می‌شود خندید، بلند خندید، به دنیا و به روی آدم‌هایی که امروزت را ساختند. و بلند بلند گریست به حال خودت؛ که تا بحال این چیزها را درک نکردی؛ که 21 پاییز گذشت و ندیدی؛ که ساده از همه چیز گذشتی که نفهمیدی، این‌ها را نشناختی...

++ این نوشته تقدیم به پدر عزیز و مادر مهربانم که ایثارگرانه زندگی ام را با عشق ساختند :) عشقی که هیچوقت سرد نخواهد شد.

گر چه هیچوقت اینجا را نخواهند خواند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
خیلی زیبا بود.ممنون
خانوم دنجرز
خانوم دنجرز
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
چقد خوب بود ، چقد حالمو خوب کرد :)
Cold
Cold
٩٤/٠٢/١٩
١
٠
خیلی با احساس بود...خدا سایه پدر مادرتون رو هم از سرتون کم نکنه....روزهای عاشقیتون بیشتر از پیش :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/١٩
١
٠
زلال و صادقانه بود.. سرشون سلامت :-)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
متن قشنگی بود ... ایشالا در کنار پدر و مادرتون شاد شاد شاد باشین .... و عشق ...
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٢/٢٠
١
٠
خیلی به دلم نشست ممنون..خدا سایه پدر و مادرتونو بالای سرتون نگه داره
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
منم واقعاممنون ازمامان وبابای گلم که به جای اینکه عشقشون کمتربشه هرروزبیشترمیشه حرف هرروزبابام ب مامانم اینه که هیچ وقت به اندازه امروز دوست نداشتممممممممممممممم زیبابودمتنتون قلمتون سبزززززززززززززززززززززززز
همطاف یلنیز
همطاف یلنیز
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
سلام سلام و اما عشق... حرف بيشتري دارد.
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
تبلیغات
تبلیغات