کلنگ از آسمان افتاد و نشکست

کلنگ از آسمان افتاد و نشکست

نویسنده : صدیقه حسینی

یکی از فانتزی‌های من این است که برای مراسم کلنگ زنی دعوت شوم! حالا کلنگ ِهر چه که می‌خواهد باشد. شده حتی مراسم کلنگ زنی یک دکه روزنامه فروشی، اشکال ندارد؛ خوب است!

فقط اجازه بدهند کلنگ ِروبان زده را من توی فرق سر زمین بکوبم و همه دست بزنند و اجازه بدهند با کلنگ، سلفی بگیرم و بگذارم توی فیس بوک و اینستاگرام و زیرش بنویسم: من و کلنگ(!) همین الان یهویی... و یک نفر بیاید کامنت بگذارد که: درود بر شرافتت آریایی... کلنگ از آسمان افتاد و نشکست!

بله! من همین را می خواهم. حتی اگر آن دکه مثل بقیه چیزهای دیگر فقط کلنگش زده شود و هرگز ساخته نشود. من خوب می‌فهمم کلنگ ِچیزی را زدن چه لذتی دارد. آن‌قدر خوب و وسوسه انگیز است که هنوز این یکی را نساخته‌اید کلنگ را بر می‌دارید و دیوانه‌وار می‌دوید و خود را به مراسم بعدی می‌رسانید و تا کلنگ را به زمین نکوبید روح‌تان آرام نمی‌گیرد.

جنون کلنگ زنی در رگ‌هایتان جاری می‌شود و با گوشت و پوست و حتی خدا را چه دیدید با استخوانتان در هم می‌آمیزد! و آن وقت کار به جایی می‌رسد که وقتی مادرتان می‌پرسد: لباس‌هایت را اتو کرده‌ای؟! می‌گویید:نه! ولی کلنگش را زده‌ام! مادرتان می‌پرسد: قورمه سبزی را چه طور؟ بار گذاشته‌ای؟! می‌گویید: آن را که همان دیشب کلنگش را زدم! حالا بعدا بار می گذارم

و آن وقت است که لبخند رضایت بر لب‌های مادرتان نقش می‌بندد. چرا که وقتی کلنگ می‌زنید نصف بیشتر راه را رفته‌اید. یعنی آن قسمت از راه که بیشتر به چشم می‌آید و دهان پرکن است! و باقی‌اش دیگر چه اهمیتی دارد؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٢/١٤
٢
٠
واقعا باقیش دیگر چه اهمیتی دارد ,مهم اینست که خوب کلنگ بزنیم و خوب سخنرانی کنیم هر روز هر روز ...
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
هر روز هر روز هر روز تر مرسی از حضورتون
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٢/١٤
٠
٠
=)) عالی بود. :))
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٢/١٤
٠
٠
ایضا تایید میشه...فوق العاده بود حتی به نظرم
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
هر دوتون به شدت به من لطف دارید
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/١٤
٠
٠
چه بامزه و خلاقانه! :)
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
مرسی از حضورت هدی عزیز :-)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٢/١٤
٠
٠
متاسفانه بدجور صدق ميكنه اين قضيه تو پروژه هاي اطرافمون! (گاها خودمون!!)
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
بله متاسفانه :/
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٢/١٤
٠
٠
به قول مامانم اگه همه ی این کلنگ ها رو تو یه نقطه میزدن تا الان به چاه نفت میرسیدن !!!
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
وای خیلی خندیدم راست میگه مامانت
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
آخ آخ آخ. از اون به در میگی دیوار بشنوه ها بودااااااااااا :)))
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
این دیوارا مگه میشنون ؟! دیوار موش داره موشم گوش داره ولی دیوارا مث این که گوش ندارن
مرتضی
مرتضی
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
کلنگ مطلب نوشتن رو هم زدین که اومدین نوشتین یا نه؟
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
کلنگ متن نوشتن خیلی وقته زده شده ناخواسته
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
خیلی جالببببببببببببببب بود ولی به نظرم دکه روزنامه فروشی انقدهاهم بیارزش نیستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
من که نگفتم بی ارزشم گفتم حالا به یه دکه هم قانعه ... نسبیه دیگه
admincheh
admincheh
٩٤/٠٢/١٥
١
٠
کلنگ زندگی ام را چه کسی زده است ؟..
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
احسنت احسنت.چی جمله ی فلسفی جالبی :دی
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
واقعا .... خیلی خوب بود
Cold
Cold
٩٤/٠٢/١٥
١
٠
:)) از متنای نیش دار طنز خوشم میاد.....خسته نباشید خیلی خوب بود
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
مرسی از شما
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
از اون تیپ یادداشت های مورد علاقه من! مرسی :-)
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٢/١٥
٠
٠
مرسی دوست همیشه همراه ... :-)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
نمی خواهم برگردم

حجره بهشت

٩٦/٠٣/٢٧
پرسپولیس بزرگ تر از همه نام هاست

پرسپولیس کبیر

٩٦/٠٣/٢٩
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
تبلیغات
تبلیغات