تکه‌های کوچک صورتی / وبگردی

تکه‌های کوچک صورتی / وبگردی

نویسنده : وبگردی
مچ دستم را می‌گیرد و می‌پیچاند. باز مرا دم یخچال خفت کرده. با هر پیچی که به دستم می‌دهد من هم همراه دستم می‌پیچم و جیغ می‌کشم. یواشکی می‌گوید: یا هر چی برداشتی نصفش رو بده به من یا به مامان می‌گم. می‌گویم به خدا هیچی برنداشتم ولی هر کار می‌کند مشتم را باز نمی‌کنم. بلاخره مامان نمازش تمام می‌شود و از اتاق نشستنی بیرون می‌آید. «چتونه. چیه؟ مصطفی دستش رو ول کن.»
مصی مرا کت بسته تحویل مامان می‌دهد. می‌گوید «باز شیرینی برداشته. تو مشتشه.» مامان با عصبانیت می‌گوید ببینم؟ بغض توی گلویم را قورت می‌دهم و می‌گویم بخدا چیزی برنداشتم. دوباره داد می‌زند: «دستت رو ببینم». و دست‌هایم را که از فشار دست‌های مصی سرخ شده سمت مامان می‌گیرم و مشت کوچکم را که حسابی عرق کرده باز می‌کنم. دست‌هایم خالی ست. اشک  تمام صورتم را پر کرده. مصطفی سرش را پایین می‌اندازد و با شصت پا نان خشک‌های کف آشپزخانه را پخش و پلا می‌کند. مامان جفت‌مان را دعوا می‌کند و در آشپزخانه را می‌بندد تا جای شیرینی‌ها را عوض کند. دستم را مالش می‌دهم و گریه می‌کنم. مصطفی آرام می‌گوید: حالا مگه چی شده. با بغض می‌گویم: «خیلی درد می‌کنه فک کنم شکسته» و باز گریه می‌کنم. «کو ببینم؟» دستم را عقب می‌کشم. صدای زنگ بلبلی توی خانه می‌پیچد. مصی می‌رود سمت در حیاط. من هم که از دستش خلاص شده‌ام دست می‌برم توی آستینم و شیرینی پودر شده را سریع می‌اندازم توی دهنم و بعد با همان چشمان پر از اشک می‌دوم سمت سوراخ توی دستگیره آشپزخانه. فقط خدا کند که دیر نشده باشد!
========
پیشنهادی: فوفانو
منبع: http://korsakoff.blogfa.com/post-53.aspx
برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/١٧
٣
٠
ای بابا داشت دلم میسوخت براش :دی
d_delnia
d_delnia
٩٤/٠١/١٧
٣
٠
جالب بودددددددددددددددد ماجراهاداریم بااین تنقلات عیدددددددددددددددددددد
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/١٧
٣
٠
سلام... این انتخاب هم حرف نداشت؛ علی الخصوص که پیشنهاد بانو فوفانوست. فقط شست پا درستش هست. وبگردی هاتون مستدام!
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/١٧
٢
٠
خیلی قشنگ بود .. رفتم دوران بچگی .. ممنون فوفانو جان بابت انتخاب خوبت :))
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
اقا برا چی اسم منه زدین اون بالا؟ ریا شد که :دی من از همین تریبون از هر کی از من تشکر کرد یا بعدا میکنه میگم که خواهش میکنم چون حوصله ندارم دونه دونه جواب بدم :دی ولی تعلیق رو حال کردین وجدانا؟ خودم که کیف کردم وقتی به اخر متن رسیدم، شما رو نمیدونم
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/١٧
٢
٠
تعلیقش که بله، اما این شیرینی کجای آستین جا گرفته برام سواله :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٧
١
٠
این برا خودمم سوال بود ولی خب حالا بهتره زیاد تو جزییات نریم که بهمون بچسبه متنش :دی ولی خب به نظرم میتونه نزدیک ارنجش باشه. اونجا تنها جاییه که به نظرم شیرینی بدون افتادن میتونه قایم شه خصوصا اگه کوچیک باشه.
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/١٧
٢
٠
به چشم، وارد جزئیات نمیشم. دست شما هم بابت این انتخاب درد نکنه :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٧
٠
٠
:)
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠١/١٧
١
٠
یعنی عاشق تعلیقتم :)))
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠١/١٧
٢
٠
خیلی خوووب بود مرسی
naser_j
naser_j
٩٤/٠١/١٧
٢
٠
من یه سری به یخچال بزنم بعد میام ادامه نظرم رو می نویسم
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠١/١٧
٢
٠
چه زرنگ :))) باریکلا :))
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/١٧
٤
٠
خوب بود، مرسي :))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/١٧
٣
٠
خیلی قشنگ بود... ممنونم خانم فوفانو برای این پیشنهاد و معرفی خوب :-))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠١/١٧
٢
٠
سلام: جالب بود. سپاسگزارم
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
تبلیغات
تبلیغات