نصف شب‌ها در زیر زمین نمانید!

نصف شب‌ها در زیر زمین نمانید!

نویسنده : zizigolu

دیشب ساعت حدودا 4:30 نه با خودکار البته که بامداد! خواهرم توی واتس اپ pm داده بیا پایین؛ بدو...

من بالا بودم، رفتم می‌بینم اسیر چنگال یک مارمولک است تو زیر زمین! آن هم به چه بزرگی! حالا من بدو، مارمولک بدو!

بالاخره کشتمش در حالی که محتویات معده‌اش ریخته بود بیرون و زبانش هم البته!

جایش هم مانده روی دیوا ! (آیکون زیزیگلو در حالی که بازو گرفته)

خواهرم می‌ترسید با کلی جیغ جیغ از دور ازش عکس گرفت ! سعی کردم با کلی افکت درستش کنم تا مفیوض بشوید!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
:/
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
طفلکی...... چه پایان غم انگیزی داشته
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
مارمولک بد است! والسلام! :|
S_SadeghAmiri
S_SadeghAmiri
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
واتس اپ قاتل بود یا زیزیگلو؟ مسئله این است!
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
سلام؛ احترام به متون مخصوصِ مخصوصِ خودتون :)
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
چندشم شد :-( منم تا حالا چند بار سوسک کشتم اما افتخار کشتن مارمولک رو نداشتم چون از دم مارمولک میترسم.
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
خدا وکیلی چه طور دلت اومد مارمولکو بکشی؟؟؟!!!اصلا تا حالا بهش دقت کردی؟؟؟وقتی میگیریش تو دستت با اون دستای کوچیکش انگشتتو میگیره و زل میزنه تو چشات آدم دلش میخواد بچلوندش!!!جدی چه طور دلت اومد بکشیش؟؟؟
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
وایییییی.......هم گناه داشت هم یه جوریه خب.......امان از دست شما!
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
:| مارمولک خیلی وحشتناکه :( مخصوصا وقتی زل میزنه تو چشات احساس میکنی دایناسورا زنده شدن :((
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
الان این عکسه مارمولکه !!؟؟؟؟
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات