مردها کاین گریه در فقدان همسر می‌کنند/ شعر طنز
مردها بعد از مرگ همسر چکار می‌کنند؟

مردها کاین گریه در فقدان همسر می‌کنند/ شعر طنز

نویسنده : شکوفه گیلاس

مردها کاین گریه در فقدان همسر می‌کنند
بعد مرگ همسر خود، خاک بر سر می‌کنند !
خاک گورش را به کیسه، سوی منزل می‌برند !
دشت داغ سینه خود، لاله پرور می‌کنند
چون مجانین! خیره بر دیوار و بر در می‌شوند
خاک زیر پای خود، از گریه، هی! تر می‌کنند
روز و شب با عکس او، پیوسته صحبت می‌کنند
دیده را از خون دل، دریای احمر می‌کنند !
در میان گریه‌هاشان، یک نظر ! با قصد خير!
بر رخ ناهید و مینا و صنوبر می‌کنند !
بعدِ چندی کز وفات جانگداز! او گذشت
بابت تسلیّت خود! فکر دیگر می‌کنند
دلبری چون قرص ماه و خوشگل و کم سن و سال
جانشین بی‌بدیل یار و همسر می‌کنند
کج نیندیشید! فکر همسر دیگر نیَند !
از برای بچه‌هاشان، فکر مادر می‌کنند!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
taba_sa
taba_sa
٩١/١٠/٣٠
١
٠
راست گفتی........ ::))))))))))))
مجید
مجید
٩١/١٠/٣٠
٠
١
کار خوبی می کنند
parisa
parisa
٩١/١٠/٣٠
١
٠
چی میگـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/٣٠
١
١
نوچ
مجید
مجید
٩١/١١/٠٢
١
٠
مگه دروغ میگم
parisa
parisa
٩١/١٠/٣٠
١
١
چه بی معرفت......
imanhkt
imanhkt
٩١/١٠/٣٠
٠
١
خب میگی چیکار کنند این موجودات مظلوم و دوست داشتنی ...!
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٠١
١
٠
واقعا.... الان خیلی دلم سوخت به حالشون....... :))))))
a_entesari
a_entesari
٩١/١٠/٣٠
١
٠
امان از این روزگار ............امان
zendegitalabegi
zendegitalabegi
٩١/١١/٠١
٠
٠
آبجی جون اینا مال تو داستاناست الان قضیه فرق کرده
m-nik110
m-nik110
٩١/١١/٠١
١
٠
خیلی جالبناک بود دوست جان!!
زهرا
زهرا
٩١/١١/٠١
٠
٠
تا جای یه آدم نباشیم نمیتونیم راجع به وضعیتش قضاوت کنیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
m-kian
m-kian
٩١/١١/٠١
١
٠
بسی خندیدیم...ممنون
bye
bye
٩١/١١/١٢
٠
٠
D:
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
خخخخخخخخ
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات