کیلی لی لی لی!

کیلی لی لی لی!

نویسنده : zizigolu

نترسین، عروسی خودم نیست!

+ دیشب عروسی پسر همسایه‌مان بود، همین بغلی، سمت چپ! ماشین‌شان را گذاشتند در حیاط ما. یعنی خونه‌مان شناسایی بشود جایش را عوض می‌کنم، وبم را هم نابود می‌کنم!

+ آمدم یک سرک کشیدم از پنجره ماشین داخلش را دید زدم، چه چیزها که ندیدم!  بقیه‌شان بماند ولی رانی و چای سبز و نوشابه انرژی‌زا از همه‌اش جالب تر بود! هی می‌گویم این‌ها از صبح هزار جا رفتند چرا خسته نشدند! 

+ یکی از زجر کشیدن‌های دنیا چیست؟

دوغ خوردن با نی!

درش را باز کن بده بالا! دیگر نی چه صیغه‌ای است؟!

مجبور شدیم حالت شیک و مجلسی خود را حفظ کرده و رسما دهن خود را سرویس نموده و دوغ را با نی خوردیم! 

عروسی بود!

+ یعنی جوری رقصیدند که مجردها همه دل‌شان هوس کرد، متاهل‌ها را هم یاد گذشته و خودشان انداختند!

+ ساعت 11 و خورده‌ای بود و آخرهای مجلس توی تالار. ما آمدیم خانه. بعد این‌ها همه یکهویی ساعت 2 و خورده‌ای نصف شب مرد و زن ریختند توی خانه داماد و به واسطه این هجوم ناگهانی نت‌مان قطع شد!

حالا ماندم 11و خورده‌ای تا 2 و خورده‌ای، این‌ها دقیقا کجا بودند و چه‌کار می‌کردند!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
واقعا عالی بود :) خیلی خلاقانه و متفاوت ... خیلی ... و کاش یکی دو اشکال املایی رو هم قبل ارسال چشمتون خورده بود و رفعشون می‌کردید (بقلی=بغلی، دروش=درشو) بازم مرسی :)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
:))))))))))) خیلی خوب بود مرسییی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٢/٠٧
١
٠
سلام؛ باز یک متن خالص از طرف شما، جدای از نکاتی که خانم قاسمی فرمودند که امیدوارم در نوشته های خالصانتون رعایت کنید. :)
admincheh
admincheh
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
توقع داری از سنگفرش خیابون خونه تون رو شناسائی کنیم ؟=)
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
آخ آخ واقعا دوغ خوردن با نی خیلی بده ، دوغ رو باید سر کشید :)))) جوری رقصیدند که مجردها دلشان هوس کرد =))))) عالی بود ! :)))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٠٧
١
٠
متن متفاوتی بود، باهاش ارتباط برقرار کردم و به جز همون نکاتی که خانم قاسمی فرمودند، حرف دیگه ای نمی مونه. ساختاری رو انتخاب کردید که همین فرم نوشتار رو می طلبه و بنابراین پراکنده گویی ها و جامپ های زمانی و بصری، اشتباه محسوب نمیشن. موفق باشید :-)
گل پری
گل پری
٩٤/٠٢/٠٨
٠
٠
خیلی عالی بود ..تشکر
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٢/٠٨
٠
٠
ممنون قشنگ بود،امیدوارم همیشه موفق باشید:)))
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/٠٩
٠
٠
عروسی یک زمانی برام خیلیییییییییییی جالب ب ودولی الان یک جورایی متنفرمممممممممممممم
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات