یک پسر عمه داریم...

یک پسر عمه داریم...

نویسنده : zizigolu

پسر عمه‌ام پاشده رفته مصاحبه برای کار. گفتند خواستی بروی دستشویی، با پای راست می‌روی تو یا چپ؟!

برگشته به‌شان گفته: شما منو قبول کنید با کله میرم!

+ رفته آن جا، از بین 100 نفر، این و 3 نفر دیگر آمدند مرحله بعد برای مصاحبه. شب قبل 3 تیغه زده و صبح هم ادکلن و کت و شلوار و خیلی مجلسی رفته می‌بیند آن 3 تا همه ریشو!

گفت: توی دلم گفتم خدا ریشامو واسه چی زدم؟ حالا چی کنم؟!

همان لحظه اذان را گفتند، آستین‌ها را زده بالا گفته نماز!  گفتند بمان با جماعت بخوان. گفته نه! همین الان اول وقت!

+ رفته داخل اتاق پرسیدند کی نماز خواندی؟ گفته همین الان! گفتند تسبیحات اربعه را بگو. هول شده تشهد خوانده برای‌شان!

+ گفتند راهپیمایی روز قدس رفتی؟ گفته آره! گفتند کی بوده؟ گفته رمضون! آن‌ها: رمضون؟! این: نه ببخشید، ماه مبارک رمضان! آن‌ها: چی خوردی؟! او: هیچی؛ بهمون ناهار ندادن! 

گفتند حالا برو بهت زنگ میزنیم !

+ آمده بیرون زنگ زده به خانمش گفته همه را جواب دادم فقط نمی‌دانم ناهار چه خوردم در روز قدس! او هم گفته خب می‌گفتی با دوستانت رفتی ساندویچ خوردی که بدانند با دوستانت رفتی راهپیمایی! آن یکی از این گیج‌تر!

+ هیچ عیدی به اندازه امسال خسته نشدم و هیچ عیدی به اندازه امسال پذیرایی نکردم. مهمان از تهران، ساوه، اصفهان، شیراز، خرم آباد، اهواز و... خستگی همه‌شان امروز با دیدن پسر عمه‌ام و خانمش درآمد .

+ بعضی وقت‌ها از دیدن بعضی‌ها کیفور می‌شوی و حالت جا می‌آید و کلی می‌خندی

+ الهی لبتان همیشه خندان .

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠١/٢٦
١
٠
مصاحبه واسه کجا بوده دوست عزیز ؟
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠١/٢٦
٠
٠
میخای بری؟! :دی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٦
٠
٠
همین سوالاست... تخصص و عملکرد مرحله بعدی ایشالا!
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠١/٢٧
٠
٠
خودم تقریبا یه ماه دیگه مصاحبه دارم :| استرس دارم ...
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠١/٢٦
٠
٠
همه چیز را ول کرده ایم چسبیده ایم به تظاهر!دین به خدا قبل تر ها چیزهای دیگری بود نه راهپیمایی و نه نماز جمعه و نه دستشویی رفتن با پای راست!!!
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٤/٠١/٢٧
٠
٠
قبل ترها مثلن کی ترها؟ تا بوده همین چیزها بوده وبنده متعقدم اساسن :)) خانه از پای بست ویران است!
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠١/٢٧
٠
٠
دوره ای که مملکت اسلامی نبوده مردم خیلی اسلامی تر بودن منظورم دقیقا این بود!
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/٢٦
٠
٠
ای بابا طفلک تو روز قدس بهش ناهار ندادن :)))) اول متن زبانش گفتاریه ، بعد از چند کلمه شده نوشتاری :/ چرا ؟!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٦
١
٠
شما شاید طنز نوشته باشید اما من از یه نگاه دیگه غصه ام گرفت... بگذریم.. . موفق باشید و لبتون همیشه پرخنده :-)
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٤/٠١/٢٦
٠
٠
واقعا بعضی از سوالات استخدامی و گزینش سخته به دوست من گفتن از روی قرآن بخون و بگو چه سوره ایه?چون قرآن عثمان طه بوده گفته این چه خط سختیه!و نتونسته بخونه
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٤/٠١/٢٧
٠
٠
=)) البته من اینها رو کلی شنیدم و فکر کنم شمام هم الکی مثلا گفتید پسر عمه ام نه؟:))) منظورم روز قدس و دشوری رفتن و اینا
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠١/٢٧
٠
٠
ممنون قشنگ بود.
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٣١
٠
٠
هیع بابا :/
kianaz_k
kianaz_k
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
خخخخخخ چه پسر عمه اي:-)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
نمی خواهم برگردم

حجره بهشت

٩٦/٠٣/٢٧
پرسپولیس بزرگ تر از همه نام هاست

پرسپولیس کبیر

٩٦/٠٣/٢٩
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
تبلیغات
تبلیغات