سلسله گیسو / شعر

سلسله گیسو / شعر

نویسنده : ali-y

برهاندم از ویلِ سلاسل، خم یک مو

زان سلسله در سلسله در سلسله گیسو

سودای تو را سرّ سویدای دلم کرد

آن خنده افکنده در افلاک، هیاهو

با معجزه پهلو نزند سحر، ولیکن

دست از ید بیضا برد آن نرگس جادو

آنجا که به تاب آوری‌اش زلف، که باشد

بودا که برد راه بدان حلقه هندو

سرمست هبوطم منِ سرگشته که این خاک

عرشی‌ست که در فرش، به مینو زده پهلو

با جان به لب آمده‌ام سر به سر آیم

روزی که بسایم به غبار قدمت رو

ای آنکه گشایشگری از گوشه چشمی

دل را گره کور مینداز به ابرو

***

ای دل سپر تیر بلا باش و رضا باش

شاید که نبودیم به اندازه آهو

==========

شاعر: سید مجید باقری- وبلاگ مسطار

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٤/٠١/٢٦
٠
٠
وزنش رو خیلی دوست می داشتم. محتوا هم هم...
پسر ساده
پسر ساده
٩٤/٠١/٢٧
٠
٠
سلام جواب نظرتون رو پایین تر عرض کردم
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/٢٦
٠
٠
یاد این بیت افتادم با دیدن عنوانش " سلسله ی موی دوست حلقه ی دام بلاست هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست "
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠١/٢٦
٠
٠
خوب بود :)
پسر ساده
پسر ساده
٩٤/٠١/٢٧
٠
٠
سلام تشکر
پسر ساده
پسر ساده
٩٤/٠١/٢٦
٠
٠
سلام_ ممنون_ بله حق با شماست
پسر ساده
پسر ساده
٩٤/٠١/٢٦
٠
٠
سلام _ ممنون كه خوندين
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/٢٦
٠
٠
خیلی خوب بود و دلتنگ تر شدم برای امام جانم ...
پسر ساده
پسر ساده
٩٤/٠١/٢٧
٠
٠
سلام. امیدوارم در دنیا و آخرت همراهشون باشیم
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠١/٢٦
١
٠
خیلی خوب بود :) مخصوصا بیت آخر "ای دل سپر تیر بلا باش و رضا باش/شاید که نبودیم به اندازه آهو" حالا هی دل ما رو خون کنید من مشهد میخوام :((
پسر ساده
پسر ساده
٩٤/٠١/٢٩
١
٠
سلام. بنده هم از بیت آخر خیلی خوشم اومد... ان شاالله زیارت اولیاء خدا در دنیا و شفاعتشون در آخرت نصیبتون و نصیبمون بشه ... ممنون
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
چه دعای خوبی ممنون انشاالله برای همگیمون :) بازم ممنون بخاطر شعر زیبا
باقرى
باقرى
٩٤/٠٩/٢٤
٠
٠
سلام عليكم. ديدم از شعر بنده استفاده كرده ايد به ياد حضرت سلطان؛ رعايت امانت هم فرمودين با ذكر نام و منبع.سپاس دارم براى ترويج اخلاق و از همه عزيزان التماس دعا صفحه ديگرى از بنده در اينستاگرام هست كه با جستجوى نام به آن خواهيد رسيد انشاءالله. مأجور باشيد
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
می خواست زندگی کند

خفه اش کردیم

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات