هجرت از تو / شعر
برگزیده‌ مرحله اول مسابقه نقطه سر خط

هجرت از تو / شعر

نویسنده : سایت جیم

الهام محمودی

چمدانِ کوچکم را می بندم

کفش های کتانی ام را به پا می کنم

ماتیک عنابی ام را کمی روی لب ها و کمی زیر گونه می مالم ، تا رنگ شرم را بر صورتم نبینی...

...

بلیط ترن را به مرد سیاه پوش نشان می دهم

و آرزو می کنم دست تکان ندهی

تا ندانی

جوانی ام در امتداد ریل های قطار گذشت

...

واگن زندگی ام اما همیشه پر است از مردهای جورواجور

مردهایی با بوی دریا ، بوی قهوه ، بوی ماشین ، بوی نان گرم ، بوی جنگل مرطوب و بوی هیزم سوخته...

صندلی که خالی می شود ، مسافر جدید از پله ها بالا می آید..

=====================

ادمین نوشت: چون رعایت اصول ویراستاری و املایی هم بخشی از امتیاز مسابقه است،   تمامی مطالب مربوط به «نقطه سر خط» بدون ویراستاری و تغییر منتشر می‌شود.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
naser_j
naser_j
٩٤/٠١/١٥
٠
٠
رفتی با چمدان کوچکی خودم برایت خریده بودم و کتانی های که هدیه تولدت بود ماتیک عنابی را نه ولی بلیط ترن را هم من خریده بودم وامید وارانه دست تکان دادم چون امید داشتم که برگردی امیدم با همان قطاری که تو را برد رفت و جوانی ام در ایستگاه راه آهن گذشت قطار هر روز آدم های زیادی را با خودش می آورد اما هیچ کدامشان بوی تو را نمی دهند و من از همان روزی که رفته ای کنار خودم روی این نیمکت فلزی و سرد ایستگاه جای برایت نگه داشته ام جای که فقط با خودت پر می شود(الکی مثلا منم شاعرم) (پا تو کفش شاعرا)
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠١/١٥
٠
٠
این تیر آخر عجب تیری بود (((: جمله ی آخر خیلی خوب بود...امیدوارم جز نفرات برتر باشید.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/١٥
٠
٠
چه احساس ناب و زلالی موج میزد توی این شعر...مطالب منتشر شده امروز تقریبا همگی جزو بهترین ها بودند. براتون آرزوی موفقیت میکنم :-))
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠١/١٥
٠
٠
در عین زیبایی خیلی تلخ بود امیدوارم نگاهتون اینقدر تلخ نباشه دوست خوب آرزو میکنم جزو برنده ها باشین
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
سلام برایتان آرزوی موفقیت دارم.جاودان باشید.
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
من نگرفتم چی شد...انگار اینروزا دوهزاریم دیر میافته.... به هرجهت غمگینانه بود :؟/ قلمتآن مستدام (^_^) به امید موفقیت.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤