ماجراهای آبنبات قیچی (قسمت سوم)
هميشه پاي كار در ميان است

ماجراهای آبنبات قیچی (قسمت سوم)

نویسنده : f_maveddat
خجالت خوردنی است یا کشیدنی؟
اگر خجالت کشیدنی بود که این جوان‌های قشر معتاد، زحمتش را می‌کشیدند!
به گمانم خجالت خوردنی است! خیلی‌ها خیلی راحت، خجالت و می‌خورند یك آب هم رويش! والا!
از يك نماينده مجلسي پرسيده بودند: مشكل اصلي فرهنگي در كشور چيست؟ گفته بود: ازدواج و كار! (بنده هم نمي‌دانم، بيكاري چه ربطي به فرهنگ دارد). بگذريم، این است که آبنبات قیچی تصمیم گرفته به کالبد شکافی کلمه «کار» بپردازد! اصلا مشکل همه ما ناشی از مشتقات «کار» است!
 
بی کاری ----> معضل است
کم کاری ----> فاجعه است
دست کاری ----> (بدون شرح)
سیا کاری----> شایع است
تب ِ کاری----> زیاد شده است
دور کاری-----> خیلی‌ها هنوز فکر می‌کنند به معنی تعدیل و اخراج نیرو است!
حوزه کاری-----> برای همه قسمت‌ها تعریف نشده است!
ساعات کاری----> تعریف شده ولی اجرا نشده است!
اضافه کاری------> همان جایی که شاعر می‌گويد: خانه از پای بست ویران است/ خواجه در فکر نقش ایوان است!
سوابق کاری-----> که گفتن نداره...
رزومه کاری-----> هم که در اغلب موارد، جمع‌آوری هرگونه اطلاعات غلط درباره خود به‌منظور دستیابی به یک شغل پردرآمدتر
وجدان کاری------>  حالتی است  که پس از نوشیدن هفده دلستر لیمویی پشت سر هم به سراغ آدم می‌آید!
هم کاری ----> از بس کم رنگ است. می‌شود گفت اصلا وجود ندارد!
فرصت‌ کاری -------> به تازگي به جای پژو و یك مدل گلکسی، خود به خود، فقط می‌سوزد!
(یعنی می‌شود گفت، سوخت موتورهای اقتصادی دنیا در آینده نزدیک)
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
z_ghorbani
z_ghorbani
٩٥/٠٥/٠٧
٠
٠
چرا هيشكي نظر نداده اخه ؟!
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٥/٠٧
٠
٠
واقعا چرا؟؟؟
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/٠٨
٠
٠
سلآم؛ اون زمانا به زور 10 نفر تو سایت بودن.....که شاید 9تاشون از ادمینهای سابق وکنونی هستن...کامنت زیاد رسم نبود...نظرات رو هم گاهی پای تخته میدادن...یه احتمال دیگه ام هست که میگه متنه ارزش نظر دادن نداره خب :)
پربازدیدتریـــن ها
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت؟

توحش ناشی از بی‌ پولی

٩٦/٠٥/٢٩
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
کوچه تان خالی از آن ها مباد!

معصوم نیوز

٩٦/٠٥/٢٨
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
همین برایم کافیست

نشانه عاشقی

٩٦/٠٥/٢٨
خرده شیشه دارند

ارتباط دوستی و آینه های قدی

٩٦/٠٥/٢٦
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
کجای دنیا را قرار است بگیریم؟

قدرتی به نام عرف

٩٦/٠٥/٣٠
صدای نفس هایمان را می شنیدیم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت دوم

٩٦/٠٥/٣١
راس ساعت 8

تردید

٩٦/٠٥/٢٤
حال عجیبی داشتم

اولین قرار عاشقی

٩٦/٠٥/٣١
چند خطی برای خاتونم...

تفاوت شخصيت

٩٦/٠٥/٣٠
شعری سروده خودم

پلک بزن

٩٦/٠٥/٢٨
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
تبلیغات