آشنای غریب...

آشنای غریب...

نویسنده : negar_m

ریتم قلبم را با ریتم قلبت تنظیم کرده بودم

خون جریان یافته در رگ‌هایت را حس می‌کردم

مردمک چشم‌هایت برایم آشنا بودند، بیشتر از چشم‌های خودم

راه که می‌رفتی قدم بعدیت را می‌شناختم

دستانت، پیراهنت، همه از بوی من اشباع بودند

اما حالا...

لعنت به حالا...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/٢٥
٠
٠
آخ آخ ...
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠١/٢٦
٠
٠
خوب بعدش؟
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠١/٢٦
٠
٠
خیلی خیلی کوتاه بود نه ازحال قبلتون زیادگفتیدنه ازحال بعدتوننننننننننننننننننننننن
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٦
٠
٠
عقیم گذاشتید این حس خوب رو، این حرف قشنگ و کمی تلخ رو... :-)
faranak_b
faranak_b
٩٤/٠٢/٢٤
٠
٠
سلام دوستم :) تبریک میگم ورودت رو به جیم، خوش اومدی :) منم نظر دوستان رو دارم، ناتمام گذاشتی... ادامه ش بده.
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
بلال فروشی ناموفق

سیگارت بهمن / قسمت دوم

٩٥/١١/٠٣
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
آسوده بخوابید

مبارزان آسمانی آتش

٩٥/١١/٠٢
خشت خشت دلش لرزید

بعد از تو

٩٥/١٠/٢٩
با نام خدا

مرا یاری کن

٩٥/١٠/٢٨
تبلیغات
تبلیغات