آه من قلة الزاد و طول الطریق* / وبگردی

آه من قلة الزاد و طول الطریق* / وبگردی

نویسنده : غنچه نوشکفته

روانشناس‌ها می‌گویند سه سالگی بلوغ اول بچه است، یک جور مقدمه برای بلوغ اصلی که در دوران نوجوانی اتفاق می‌افتد. سه سالگی وقتی است که بچه برای اولین بار سوالاتی اساسی مربوط به خودش و محیط اطرافش مطرح می‌کند. جنسیتش را کشف می‌کند و می‌فهمد که با بچه‌های ناهمجنس خودش تفاوت‌هایی دارد. در مورد شخصیت‌های کتاب داستانی که داری برایش می‌خوانی افاضاتی می‌کند که ممکن است مخت سوت بکشد و در مورد چیزهایی برایش سوال پیش می‌آید که قبلا کوچک‌ترین توجهی درموردش نداشت.

کودک در سه سالگی اولین گام‌هایش را برای ورود به جهانی بزرگ‌تر از دنیای غریزه‌هایش برمی‌دارد.

.....

این روزها وقتی در جواب بقیه که سن دخترم را می پرسند، می‌گویم سه سالش است، لبخندی تحویلم می‌دهند و می‌گویند پس بزرگ شده. بله دخترم بزرگ شده و ما از این بزرگ‌شدن سخت خوشحالیم. ما که "اعتیاد" های دوران نوزادی و نوپایی را هرچند با مشقت اما موفقیت آمیز پشت سر گذاشته‌ایم. اعتیاد به شیر مادر، پوشک، خوابیدن در اتاق پدر و مادر و ...ترک شده‌اند و ما حالا داریم مزه‌ی بزرگ شدن را می‌چشیم. هم من و هم دخترم که با پشت سر گذاشتن عادات دست‌وپا گیر گذشته، دارد ورود به عالم بزرگ‌تری را تجربه می‌کند.

......

چند ماهی بیشتر تا سی سالگی ندارم. با خودم می‌گویم وقتی آدمیزاد اولین سوال فلسفی زندگی‌اش را در سه سالگی مطرح کند، احتمالا در سی سالگی باید خیلی قله‌ها را فتح کرده‌باشد. پس چرا سال‌هاست که در همین دامنه‌های پایین دست دور خودم می‌چرخم؟ پاسخ ساده است. مگر جز این است که در تمام این سال‌ها به ازای هر اعتیادی که ناگزیر و (تازه آن هم به اقتضای جبر طبیعت) ترک کرده‌ام، چندین اعتیاد جدید پیدا کرده‌ام؟

اعتیاد به رفاه، اعتیاد به خواب آرام، اعتیاد به مقبول بودن در چشم خلق، اعتیاد به پیمودن مسیرهای آسان و هموار، (صرف‌نظر از راه بودن یا بیراهه بودن‌شان)، اعتیاد به "عادت" و اعتیاد به دنیا...دنیا....دنیا.

........

سی سال گذشت. حالا من از قله دورم و به مرگ نزدیک. مهربان‌تر از مادر! می‌شود مرا از دنیا بگیری؟

عنوان حدیثی از امیرمومنان علیه‌السلام : " آه از کمی توشه و درازی راه."

=============

منبع:

http://nazre-moud.blogfa.com/post-307.aspx

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/١٤
٠
٠
انتخاب خیلی قشنگی داشتید... مرسی، خداقوت :-))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠١/١٤
٠
٠
سلام ودرود برشما: برایتان آرزوی موفقیت وپیروزی دارم. ایزد رحمان یارتان باد.
مامان بزرگ ها
مامان بزرگ ها
٩٤/٠١/١٤
٠
٠
سلامت باشید:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
واقعنم :(
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات