اینجا بدون من چه تلخ است... به تلخی جدایی نادر از سیمین!

انگار من که نباشم، دل مجنون لیلی خون است و آقا یوسف، یک حبه قند هم محض دل خوشی ما به دهان نمی‌گذارد.

جرم‌ام چیست که باید از چند متر مکعب عشق دور باشم و هیچ خبری درباره‌ی الی، همان دختر گمشده‌ام نداشته باشم؟!

چرا این اتوبوس شب لعنتی مرا به انتهای خیابان هشتم نمی‌رساند؟!

فکری کن نرگس! هر شب تنهایی آزارم می‌دهد و مرهم‌ی برای دل خون‌ام نمی‌یابم!

دلم یک بایسیکل ران می‌خواهد که مرا به آن طرف پل چوبی، به خانه‌ی دوست برساند و این غم غربت لعنتی را از روحم بزداید.

چه باید کرد؟! دیگر وقت آن است که یکی از ما دو نفر، نارنجی پوش قلب خاک گرفته دیگری شود و جُر دیگری را بکشد!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
عجب ابتکاری، خیلی جالب بود :)
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
«اینجا بدون من» هم باید قرمز می‌شد! و همچنین «"جور" دیگری را بکشد.» صحیح هستش. * نوشته ی زیبایی بود.
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
درسته...
sahar_afra
sahar_afra
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
ممنون، بله درسته، من عذر خواهم:)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
بله همین دو نکته. :-)
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
قشنگ بود از همه این فیلمها فقط یک حبه قندو نصفه دیدم :)
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
چقد فیلم دیدین :دی من فقط جدایی نادر از سیمین و یه حبه قند و تارجی پوش و بای سیکل ران رو دیدم :/
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
سلام؛ بسیار خلاقانه از این اسامی بهره بردید؛ ممنون از شما.
R_ghazi
R_ghazi
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
چه ابتكار جالبي
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
عالی بود:)))خیلی خیلی لذت بردم:)))قلمتون مانا...
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
چقد مبتکرانه عالی:))
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
فیلم باز نیستم اما فیلم بازها رو دوست دارم :) قشنگ بود
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
قشنگ بود : )
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
خیلی خیلی خیلیییییییییییییییییییییییییییی جالبببببببببببببب بوددددددددددددددددد احسنت برشمااااااااااااااااااا
sahar_afra
sahar_afra
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
مرسی از همه ی دوستان. خوشحالم که خوشتون اومده
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
تبلیغات
تبلیغات