من خوبی را بدون بدی نمی‌خواهم!

من خوبی را بدون بدی نمی‌خواهم!

نویسنده : فو فا نو

تنفر یک صفت تقبیح شده است که اگر بخواهیم در عالم انسانیت به آن نگاه کنیم می‌بینیم که بسی بسیار عمل زشتی است و آدم را از کار و زندگی می‌اندازد ولی اگر دقیق‌تر به آن نگاه بکنیم می‌بینیم که همین صفت خیلی زشت باعث پیشرفت آدم می‌شود خیلی وقت‌ها! مثلا؟

مثلا من همین الان که داشتم با یک نفر حرف می‌زدم فهمیدم که از رکود متنفرم. به همین خاطر هم هست که تا پدر صاحاب یک نفر را درنیاورم و جواب سوال‌هایم را از او نگیرم و یا تا جواب سوال‌هایم را از اینترنت و مغز و کتاب‌ها و داستان‌ها نگیرم، ول کن معامله نیستم. که تا حالا چندین و چند دفعه افسرده شده‌ام ولی چون از رکود متنفر بوده‌ام آنقدر دست و پا زدم و دنبال جواب گشتم تا توانستم از جا بلند شوم. و این به این خاطر است که من آدم بدی هستم و مثل بعضی‌ها نیستم که آن‌قدر خوب هستند که نمی‌توانند از چیزی بدشان بیاید و به همین خاطر پشت سر هم ضربه می‌خورند و در زمان ایست می‌کنند.

پس خوشا بدی و خوبی که هر دوی‌شان عزیز هستند و باید بدی‌مان را قبول کنیم و دنبال خوبی باشیم و در نهایت هردوی‌شان را کنار هم داشته باشیم تا پیشرفت کنیم.

=========

پ.ن: خدایا بی نهایت از تو ممنونم بابت زندگی‌ای که به ما داده‌ای، با همه خوب و بدش 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Narjes_sf
Narjes_sf
٩٤/٠٢/٠٣
٢
٠
خوش به حال اونایی که نمیتونن ار چیزی متنفر باشن!و البته که هیچوقت در زمان ایست نمیکنن!کاش میگفتی چه جوری با بدی پیشرفت میکنیم.مثلا وفتی بدی کنیم به اشتباهمون پی میبریم و این میشه یه اتفاق خوب در آینده!موفق باشی:)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٢/٠٤
٠
٠
به نظرم فقط 14 معصوم و فرشته هان که اینطورین که تو میگی اگرنه مثال بزن برام چون خودمم خوشحال میشم اگه بتونم از این صفات استفاده نکنم! مثالشو زدم که :دی اوووم به نظرم صرفا فقط اشتباه کردن و پی بردن بهش نمیتونه بهمون کمک کنه چون ما با کلی ادم در ارتباطیم روزانه و همین باعث میشه که یه وقت در مقابل کسی که ادم بدی هم نیست ولی بر حسب شرایط مثلا عصبانیه بدی کنیم. چاره ی اصلیش همون مثالیه که زدم. تنفر از رکود. مثلا از این متنفر شی که چرا ادما هم دیگه رو درک نمیکنن برا همین بری دنبال جوابش که من رفتم و به نتیجه رسیدم که حالا اگه دلت میخواد بدونی جوابشو بیا وبم چون اگه بخوام اینجا بگم دیگه خیلی حرفم طولانی میشه :دی
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠٢/٠٣
١
٠
تنفر خیلی بار منفی‌اش زیاد نیس؟ به نظرم خیلی از صفات می‌تونن هم محرک باشن هم باعث در جا زدن. بستگی داره چجوری ازشون کار بکشیم...
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٢/٠٤
٠
٠
هوووم حرفت همینه که من میخواستم بگم. خوب رسوندمش؟ هوووم زیاده؟ نمیدونم شاید بد اومدن بهتر بود؟ ولی به نظرم دقیقا برای فرار از رکود باید متنفر باشی یا ازش بدت بیاد وگرنه هر کاری هم کنی نمیتونی خودتو از توش بکشی بیرون...
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠٢/٠٤
٠
٠
ا.ه.م منمتوجه منظورت شدم :)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٠٣
١
٠
تنفر روی دیگر سکه عشقه فوفانوی عزیز :) تا همین صفات به ظاهر تقبیح شده نباشن آدمیزاد پیشرفتی نخواهد کرد به شرط اونکه به درستی هدایت بشن و اونوقت از دل همین خاکستر، ققنوسی باشکوه زاده خواهد شد. :) خدا رو شکر کن به خاطر داشتن تمام صفات انسانیت و موهبت بزرگی که پروردگار به تو داده: موهبت پیگیری پرسشها و ناامید نشدن و پرهیز از خمودگی و روزمرگی. :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٢/٠٤
٠
٠
ینی تنفر خوب نیس؟ یا خوبه؟ از رکود منظورمه ها؟ ممنونم از حرفای قشنگی که زدی و درست میگی :) فقط مگه بقیه این سه رو ندارن؟ :/
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٠٤
١
٠
تنفر رو تایید نمی کنم اما میخوام بگم که الزاما بد نیست! از نظر من هر چیزی که ما رو به سمت بهتر شدن هدایت کنه، عالیه! به شرطی که بشناسیمش و هدایتش کنیم و اینو باور کن که ما زمانی در بهترین حالت مسیرمون قرار داریم که از صفات ناپسندمون پل بسازیم برای تبدیل شدن به یه آدم بهتر. و مهمتر از همه اینکه این صفات رو هرگز نباید تقبیح کنیم یا پس بزنیم فوفانو. ما باید بپذیریمشون و با مهربانی با خود واقعیمون روبرو بشیم و قبول کنیم که یه انسان متعادل ترکیبی از همین خصایص خوب و بد هست و نباید خودشو به خاطر فلان صفت بدش سرزنش کنه. باید مدیریتشون کرد نه تقبیح و نه تحسین :) منظورمو درست رسوندم؟ و اگه این تغییرات رو از خودمون شروع کنیم کم کم و کم کم در برابر رفتارهای خشم آور و آزارنده هم واکسینه میشیم و به خودمون و دنیای اطرافمون کمک می کنیم ... ایده آلیست بودن درد بزرگیه فوفانوی عزیز که آدما رو خرد میکنه و البته موهبت بزرگی هم هست چون به آدم هستی دوباره میبخشه به شرطی که خود واقعیت رو بپذیری و باهاش بسیار مهربون باشی ... اشتباهات خودت و دیگران رو درک کنی و درس بگیری و اشکالات رو تحلیل درست بکنی و روند رشد فردی رو با شادی ادامه بدی :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٢/٠٤
٠
٠
اها الان متوجه شدم. پس نباید میگفتم بدی عزیزه یا اینکه میگفتم بد شدم. اوکی البته منظورم تحسینش نبود صرفا میخواستم بگم که نباید بزنید تو سر خودتون در مواجع با بدی ها. میدونی گویا تو یادداشتای اینجوری به خاطر رنجی که سرشون کشیدم ناخواسته با طعنه حرف میزنم یه مقدار که حالا دفعه های بعدی سعی میکنم با دقت بیشتری حرفمو بزنم که سوتفاهم هم پیش نیاد. خیلی ممنونم بابت توضیحاتت ^_^
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٠٤
٠
٠
خوشحالم که تونستم شفافتر کنم موضوع رو برات :) و خوشحالترم که میبینم داری کم کم از سرزنش خودت بخاطر کاستیهای طبیعی یا اکتسابی انسانیت فاصله میگیری. و دقیقا منظور منم همین بود که اگه ما بتونیم تشخیص درستی از وضعیت خوب و بدهامون داشته باشیم و سعی کنیم رفعشون کنیم، اونوقته که همونطور که خودت گفتی بخاطر حرفای دیگران (مثلا در مورد قداست مادرانه یا اون مورد که گفتی گاهی رفتارای آدما ناراحت و خشمگینت می کنن که طبیعیم هست) اونقدر آزرده خاطر نمیشیم و این، معنای همون واکسینه شدنه که نوشتم ... و البته منظور من از زلال بودنت همینه که با خودت و دنیا روراستی و این خیلی به روند رشدت کمک میکنه ولی مراقبت هم لازم داره مثل هر گلی که با مراقبت به شکوفایی میرسه.// اون سه تا صفت که گفتم رو همه دارن فوفانو اما مهم اینه که تو در نهاد خودت فعال نگه داشتیشون و این مثل همون زلال بودن ارزشمنده.
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٠٤
٠
٠
امروز روز آواتارهای خوشگله ظاهرا ^_^ این آواتارت رو من خیلی دوستش دارم. لطفا تا یه مدت اگه میشه عوضش نکن. واقعا انرژی میده به آدم ترکیب رنگهاش. :)
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٤/٠٢/٠٣
١
٠
«تنفر» صفت نیست؛ اسمِ مصدره! باید می‌گفتید :« تنفر داشتن، شاید به نظر، عملی زشت و ناپسند باشد...»** فکر کنم زیر همین مطلب بود (توی وبلاگ‌تون) که نوشتم تو دنیا همه‌چیز خاکستریه!
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٠٣
١
٠
منم با آقای علوی موافقم فوفانوی عزیز. منم برات نوشته بودم که همه آدما خاکستری هستن با تناژهای متفاوت. سپید یا سیاه وجود خارجی نداره. و البته خطاب به آقای علوی هم به نظرم رسید اینو بگم که گمونم منظور فوفانو از بکار بردن واژه "صفت" مفهوم دستوری صفت و موصوف نبوده و به معنای "ویژگی" بوده احتمالا :)
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٤/٠٢/٠٣
١
٠
درسته ولی مثلا ما نمی‌گیم :«تنفر ( یا کینه‌ای بودن) صفت خوبی نیست!» معمولا می‌گیم :«متنفر بودن، صفت تقبیح شده‌ایست...» یا می‌گیم :« تنفر داشتن، (کردار/ خصلت/ عادت ...) تقبیح شده ایست...»
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٢/٠٤
١
٠
من منظورم همین بود که هدی گفتش ولی خب حرف شما درسته سعی میکنم رعایت کنم دفعه بعد :) هدی این که میگی رو قبول دارم ولی اون پستم منظور دار بود و نمیخواستم بگم که ما سیاه یا سفید خالصیم. یه جور طعنه بود اخه همه حرصمو اون روز دراوردن بس که هی میگفتن مامانامون فرشته ان =))
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٢/٠٣
١
٠
نمیدونم چطوری نظرمو بگم ، الان هرجور دارم بررسی میکنم نظری که تو ذهنمه ربطی به متن نداره و برای همین عرصه برای صاحب نظران خالی میکنم :))) :دی
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٢/٠٤
٠
٠
هر چه دل تنگت می خواهد بگو عزیز جان. با جان و دل پذیرا میباشم :دی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٠٣
١
٠
حرفتون رو گرفتم! من هم چیزی شبیه به کامنت خانم قاسمی توی ذهنم هستش بعلاوه این نکته که: با اینکه شما در این یادداشت حرف از "بدی و خوبی" و پذیرش شون زدید؛ اما تا حدودی در پاراگراف میانی رای صادر کردید برای "بعضی ها". با توجه به اینکه دقیقا حرفِ همین یادداشت اشاره به چنین مواردی بود کاش در "پیش فرض ها" هم کمی دست به عصاتر می نوشتید. البته که بد نشده بهیچ وجه و این هم یه جور انتقالِ حس هستش. یکی دو نکته کوچولو هم هستش: بسی بسیار پشت سرهم "نازیباست". بسیار بسیار یا فقط یکبار "بسی" کفایت میکنه. صاحاب هم خیلی شکیل نیست. "صاحب" استانداردتره. نکته خیلی خیلی مهمی که در این یادداشت شما محسوس بود پیشرفت قابل تحسین شما در علائم نگارشی، فاصله گذاری و پاراگراف بندی ست. خیلی خوشحالم که این بار "کم نوشتید" و سالم و تقریبا "بی اشکال". بازهم بنویسید... دل زلالی دارید که به مخاطب هم زلالی می بخشه و شورِ زندگی... موفق باشید خواهرم :-)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٠٤
١
٠
درسته. حق با جناب شمشیری هست و من هم این رو فراموش کردم بگم که "زلال بودن" توست که خیلی ارزشمنده :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٢/٠٤
٠
٠
منظور شما دو بزرگوار از زلال بودن همون صادق بودنه؟ :دی خداروشکر که منظورمو گرفتید :) راجع به اون مورد راستش من یکم لحنم تنده و رک و قبول دارم که حالا نمیدونم این به خاطر شور جوونیمه :دی یا چی ولی خب به نظرم واقعیت همینه چون خودم با انکار این صفات با جایی نرسیدم و فقط افسرده و از خودم متنفر شدم برای همین با خودم گفتم اگه با مخاطبم رک باشم بهتره تا منظورمو تو رنگ و لعاب بپیچونم. اووم بابت اون دو نکته ممنون راستش سر عمد نوشتم اون دو رو :دی اخه خودم همینجوری به کارشون میبرم و به نظرم اینطوری جالب تر به نظر میان ولی چشم از این به بعد سعی میکنم از این ابتکارات به خرج ندم و همون شکل صحیحشو بنویسم =)) و ممنون. این که نوع نوشتن و انتقال مفهومم بهتر شده بیشترش به خاطر کمکای شماس :) البته یادداشت بعدیم مال اسفنده و فکر کنم نگارش و فاصله گذاریای اون خراب باشه :دی -__- پس اگه بعدا دیدینش فکر نکنید پسرفت کردم :دی و اینکه حس میکنم از موضوع این دوتا یادداشت جدیدم زیاد خوشتون نیومده. درسته؟ :دی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٠٤
٠
٠
نخیر اتفاقا هر دو یادداشت آخرتون خیلی محتوای خوب و حرفهای قشنگی برای گفتن داشتند. گاهی وقتها ممکنه اختلاف سلیقه هایی باشه اما دلیل نمیشه مطلب زیرِ سوال بره. و من هر وقت بخوام "غیرفنی" چیزی رو بگم حتما تاکید میکنم که: نظر شخصی من هستش. :-)
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٢/٠٣
١
٠
سفید در کنار سیاهی معنا پیدا میکنه بله :) ولی شاید نه به این خشنی :)) این پستت رو قبلا تو وبلاگت خونده بودم فکر کنم ولی احتمالا یه دستی به سر و گوشش کشیدی :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٢/٠٤
٠
٠
نه اتفاقا دستی به سرو روش نکشیدم =)) و اتفاقا دقیقا به همین خشنیه :دی چون تجربه کردم که میگم. جوابم به عاطفه رو اگه بخونی برا فهمیدن منظورم خوب باشه فک کنم :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٢/٠٤
٠
٠
اواتارشو =)) عجب اواتارایی میذاری دهن ادم اب میوفته :دی
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٠٤
١
٠
وای چه آواتارییییی!! خب آخه چرا با احساسات من بازی میکنی مهسااااااااااااا؟ :(((
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠٢/٠٤
١
٠
ببخشید دیگه :))))
snow-queen
snow-queen
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
آواتارتون با احساسات منم بازی کرد ^_^ :دی
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠٢/٠٤
١
٠
من همین ک هدی گف..ادما خاکسترین..خیلسی جاها بدی لازمه..ولی بنظرم اینک برای پیشرفت ازش استفاده کنیم خوب نیس..من حاضرم خیلی چیز ارو نداشته باشم ولی هیچ صفت بدی هم نداشته باشم..و بگم آدم بسیار تنفرآمیزی هستم:دی..مرسی
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٢/٠٤
٠
٠
خودت داری میگی خاکستری. یعنی اینکه چه بخوایم چه نخوایم این صفات رو داریم و نمیتونیم ازش فرار کنیم. درسته؟ پس چرا میگی " من حاضرم خیلی چیز ارو نداشته باشم ولی هیچ صفت بدی هم نداشته باشم " البته داری میگی حاضرم یعنی میدونی که نمیشه درسته؟ چون منم به این نتیجه رسیدم که نمیشه. ارزوی پیامبر شدن داشتم ولی نشد. نمیشه. به هیچ عنوان نمیشه تمام صفت هایی که ما بهشون میگیم بد رو تو خودمون خاموش کنیم. ببین فکر کنم متن رو با دقت نخوندی. این صفات تو عالم انسانیت اره برا پیشرفت خوب نیستن ولی برا بهتر کردن مغزت چرا. منم که نوشتم اولش که :/ البته که منم برا همین تو دو دلی دست و پا میزدم و همش فرار میکردم چون دلم نمیخواست از این صفات استفاده کنم حتی برای بهتر کردن مغزم ولی خب دیدم اگه نکنم اینطوری بدتره چون یهو ناخواسته به ادمایی بدی میکنم که بد نیستن بلکه فقط برحسب شرایط با من رفتاری دارن که مناسب نیس. امیدوارم توضیحاتم کافی بوده باشه :) ممنون که خوندی و اینکه تو دوست داشتنی هستی نه تنفر امیز :)
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠٢/٠٤
٠
٠
ممنون از تعریفت..من همچون دوس داشتنی نیستم..تو با من تو زندگی حقیقیم نیستی...دوستای نزدیکم واقعن دوستم دارن ولی هرچی از من ملت دورتر هستن و از زندگیم کمتر خبر دارن حس تنفرشون نسبت بمن موج میزنه..رفتارم ی جوریه..نه برای پیامبری ب قول تو...بجای 20 تا صفت خوب و 5 تا صفت بد ترجیح میدم 15 تا صفت خوب و هیچی صفت بد داشته باشم..و بدی هارو دارم..خاکستری مایل ب مشکی هستم..اما دوس دارم نداشته باشم....چ حوصله ای داری واسه همه انقد جواب مینویسی:دی..خخخخخخخخخخ
raha_sl
raha_sl
٩٤/٠٢/٠٤
٠
٠
چه حرفای خوبی زدی عزیزم...این موضوع خیلی وقته که ذهنمو درگیر کرده! همیشه به تفاوت این دو دسته فک میکنم.. با توجه به تعریفی که از تنفر داشتی دو دسته کردن ادما به این شکل( خوب و بد) منطقیه و البته حالت طعنه امیزی داره که جالبه اما به نظر من در حالت کلی ادمایی که از هیچی متنفر نیستن ادمای خوبی نمیتونن باشن این جور ادما اصلا دلشون برای خودشون نمیسوزه .. به راحتی وقتشونو از دس میدن و برای هیچی غصه نمیخورن چون همچین خصوصیتی دارن وقتشونو راحت برای ساعتها گوش دادن به درددل دیگران یا حتی حرفای مسخره و بیهوده... یا کمک کردن به اونا میذارن .. و به همین دلیل معمولا ادمای خوبو فداکاری شناخته میشن اما ادمایی که دلشون برای وقتشون و خودشونو سرمایه های وجودیشون و خیلی چیزای بزرگتر میسوزه همیشه محکوم به خودخواه بودنن ... من به این موضوع خیلی فک کردم بنظرم همیشه همینطوره و هرچی دلسوزتر باشی ظاهرا خودخواهتری:(
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠٢/٠٤
٠
٠
وای من چقد عجولم :/ نوشته ام این بود. اوهوم . من متوج منظورت شدم :))
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠٢/٠٤
٠
٠
بستگی داره تعریفت از بدی چی باشه فوفانوجان :)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٢/٠٤
٠
٠
تنفر و حسودی از صفت های بدی هستن که خیلی وقت ها باعث پیشرفت هم میشن کلا دنیا با تضاد ها قشنگه دنیای سراسر خیر مطمئنا جذابیت نداشت:)
Miss_shqyq
Miss_shqyq
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
همه چیز بستگی به نوع نگاه ما داره.اصولا همه ی ادم ها اگر ازشون بپرسید میگن از رکود تنفر‌ دارن چون ذات بشر اینجوریه ولی توو بعضیا مثلا علاقه ی به خوابیدن و مدام استراحت کردن به حس تنفرشون میچربه.
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
هنوز نتوانسته ام مرز میان عشق نفرت را بیابم .... شاید این دو باهم طنیده شده اند ...
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
هنوز نتوانسته ام مرز میان عشق نفرت را بیابم .... شاید این دو باهم طنیده شده اند ...
snow-queen
snow-queen
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
منظورت بنظرم اینه!خوب بودن همیشه خوب نیست! و من کاملن موافقم! فقط تو سریالهای بی سر و ته ایرانی و البته هندی!شما میتونید آدمهایی رو پیدا کنید که یا صد در صد خوبن یا صد در صد بد! و بازهم باید برگردیم به این اصل که خوبی و بدی نسبیه!کسی که نسبت به من بده میتونه نسبت به شما خوب باشه و برعکس! راستی فاطمه تو نباشی اینجا یکی نیست یک لیوان آب بده دست آدم :))) فک میکردم فضای اینجا لطیف تر باشه دیدم نیست احساس غریبی میکنم ننه :)))) هق هق :)) +از دانشگاه آن هستم و رمزم یادم نیست تا وارد بشم :))))))
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/٠٥
٠
٠
فوفانوجون اگه ناراحت نمیشی بایدبگ خوب خودتوتوضیح دادی تاکسیوقانع نکنی ولش نمیکنی خوشم میادازاخلاقت که انقدرواصول خودت پایبندی جالببببببببببب بوددددددددددددد
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠٢/٠٦
٠
٠
بدی ها خواه ناخواه هستند تو زندگی ِ آدم، مهم اینه که ازشون استفاده کنیم به عنوان پلی برای رسیدن به خوبی ها و مواظب باشیم دچارشون نشیم.
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٢/٠٧
٠
٠
من اعتقادم بر اینه که خوب مطلق وجود نداره و آدمی یه و خوبی ها و بدی هاش... همه آدما خاکسترین . حتی اگه یه نفر رو ببینی و فکر کنی بدترین موجود روی زمینه و هیچ مثبت و خوبی درش وجود نداره ، مطمئن باش که در اشتباهی :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠