دانه‌های برف / شعر
برگزیده‌ مرحله اول مسابقه نقطه سر خط

دانه‌های برف / شعر

نویسنده : n_moshfa

(1)

دانه های ریز و خشک برف،

باد تند

یک بهشت برین در زمین

(2)

گام های من

یادِ تو

سیلیِ آبدارِ من به من!

(3)

حرف های دلم با خدا

وحشت از کم شدن... بد شدن!

توبه و گم شدن، در دعا

چشم های خیس

دانه های ریز و خشک برف

باد تند

گام های منُ خدا

==============

ادمین نوشت1: چون رعایت اصول ویراستاری و املایی هم بخشی از امتیاز مسابقه است،   تمامی مطالب مربوط به «نقطه سر خط» بدون ویراستاری و تغییر منتشر می‌شود.

ادمین نوشت2: این مطلب تیتر نداشت، تیترش را خودمان اضافه کردیم برای خالی نبودن عریضه!

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Z_MAHBOOB
Z_MAHBOOB
٩٤/٠١/١٢
٢
٠
خیلی زیبا بود دوست عزیز واقعا بار معنایی زیبایی داشت اگر اشتباه نکنم باید موضوع تغییر اونجایی باشه که میگین "یاد تو سیلی آبدار من به من" گاهی باید بی رحم بود... نه با دوست، نه با دشمن ، بلکه با خودت... و چه بزرگت میکند آن سیلی که خودت می زنی به صورتت...!
n_moshfa
n_moshfa
٩٤/٠١/١٤
١
٠
ممنونم. دقیقا شروع تغییر از سیلیِ آبدار آغاز میشه که تغییر در افکار و احساس هست و در نهایت به تغییر از حس های زمینی به حس آسمانی منجر میشه. ممنون از حسن نظر شما.
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١٢
١
٠
زیبا بود. براتون آرزوی موفقیت می کنم.
n_moshfa
n_moshfa
٩٤/٠١/١٤
٠
٠
سپاس، به امید رسیدن به بهترین ها برای شما.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠١/١٢
١
٠
سلام زنده وپاینده باشید.زیبابود.دلتون شاد
n_moshfa
n_moshfa
٩٤/٠١/١٤
٠
٠
سلام؛ سلامت باشید و پر از آرامش همیشگی.
n_moshfa
n_moshfa
٩٤/٠١/١٤
٠
٠
سلام؛ سلامت باشید و پر از آرامش همیشگی.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠١/١٤
١
٠
سلام:متشکرم
naser_j
naser_j
٩٤/٠١/١٢
١
٠
یه شعر خوب به دل نشست واقعا
n_moshfa
n_moshfa
٩٤/٠١/١٤
٠
٠
تشکر، دلتون همیشه شاد و پر امید.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/١٢
١
٠
دلنشین بود.. خداقوت :-))
n_moshfa
n_moshfa
٩٤/٠١/١٤
١
٠
ممنون؛ زنده باشید، در پناه مهربان خدا
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/١٦
١
٠
شیک نوشتین...قلمتون مستدآم (^_^)
n_moshfa
n_moshfa
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
سپاس، شاد و سلامت باشید.
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات