اولین لاخ سبیل

اولین لاخ سبیل

نویسنده : Mostafa_h

به پسر رعنا و شاخ شمشاد داخل آینه خیره شدم. مثل همیشه، نتوانستم جلوی تحسین خودم را بگیرم:

- به به، چه پسری! چه قد رعنایی، چه صورت زیبایی، چه چشم شهلایی! اصلا چه سری، چه دمی، عجب پایی!

و در همین هوا بودم که ناگهان با «آن» رو به رو شدم. خشکم زد. گلویم خشک شد و چشم‌هایم گشاد شدند. آنجا، زیر بینی قلمی و بالای لب‌های شکری‌ام، در زمین سفید و مسطحی که تا همین دیشب چیزی رویش نبود، اکنون یک تار موی ظریف و نحیف مثل یک جوانه گیاه، سر برآورده بود. با همه کوچکی‌اش، آن‌قدر بود که انحنای ابلهانه‌ای به طرف سوراخ‌های بینی‌ام پیدا کند. با خودم گفتم:

- پیر شدی، فلانی!

و به طور غیر منتظره‌ای، دستم به طرف آن میهمان ناخوانده رفت و شروع کردم به بازی کردن با تار موی سبیلم. سبیل... اولین باری بود که این لفظ برای خودم به کار برده می‌شد. نمی‌دانستم باید به خاطر بزرگ شدنم خوشحال باشم یا به خاطر اتمام دوران کودکی، ناراحت!؟ اصلا نمی‌دانستم وجود این تار مو، واقعا برای من سبیل می‌شود یا نه!

- نکنه سبیلم فقط از یه طرف دربیاد؟ نکنه رشدش زیادی سریع باشه، بره بالا تو دماغم یا برعکس، پایین تو حلقم؟ نکنه...

و «مالیخولیای سبیل» تا آخر شب، که آن را با خواهرم درمیان گذاشتم، ادامه داشت. خوشبختانه خواهرها تخصص عجیبی در انتقال آرامش به برادرها دارند، یا لااقل من که اینجوری فکر می‌کنم.

*

اکنون که بیشتر از چهار سال از این «اولین بار» خاص زندگی پسرانه‌ام می‌گذرد، کم کم دارم به این نتیجه می‌رسم که سبیل و ریش، موهبت‌های زیبایی هستند که به ما داده شده‌اند تا از جنس مخالف، تمییز داده شویم.

ضمن عرض احترام به همه دوستانی که ریش و سبیل خود را از دم می‌زنند، این‌جانب یک پسر با ریش و سبیلی ناتمام هستم و از این بابت خوشحالم!

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
قشنگ بودوبامزه:)
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
تنکیو :))
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢١
٣
٠
همانطور که قیافه منو می بینی بنده هم با ریش و سبیلی نه ناتمام، بلکه تمام و کمال هستم و اگه الانِ بنده رو ببینید، از هر چی ریش و سبیله متنفر میشید. متنتون خوب بود و منو بردید به خاطرات گذشته که روزی با زغال/ذغال، ریش و سبیل میذاشتم و آرزو داشتم زود بیاد، و الانم که اومده به اندازۀ دنیا دوستشون دارم.
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
کلا چیز خوبیه، خوشم میاد :))
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
قشنگ بود آقا مصطفی...... :))
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
نظر لطفتونه :))
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٣/٢١
١
٠
=)) شما هم با این ریش و سیبیلاتون کشتین مارو. پارسال که سیبیل مد شده بود خیلی خوب بود. قیافه پسرا خیلی بامزه شده بود. شیک بود :)) امسال که ریش مد شده همه شک هیولا شدن. کله های کچل با سه متر ریش :|
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/٢١
٣
٠
:| واسه کله ی کچل و ریش پسرا + :)) برای کامنت شما!
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
:))) مام هنوز کامل پر نشده داریم حال میکنیم با خودمون....تو 1 سال گذشته انواع و اقسام مدل هارو روی ریش وسبیلم امتحان کردم :D...حس خوبی داره :))
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
ایشالا به همین زودیا تکمیل میشه، جناب کلد. ولی من که هنوز به مرحله ای نرسیدم که بتونم روش مدل بذارم!! :))
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
جناب کلد چیه دیگه؟ :|...2،3 سال بیشتر فرقمون نیس بابا :D کلد صدام کن
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
باوشه، کلد جان! :))
princess Puffer
princess Puffer
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
چه بامزه :)) خواهرای خوبی دارین قدرشونو بدونین! من اگه داداشم چیزی راجبه ریشش بهم بگه یا از خنده یه بلایی سر خودم میارم یا هم اینقد نظرای بیخود میدم که اون بیچاره دیگه از هرگونه مشورتی باهام منصرف میشه :-D
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
^_^ تشکر
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
خخخ..هیچی خواستم بگم عکس مطلبتون شبیه عکس مطلب من بود..در مرود مطلبتون هم نظر خاصی ندارم جز :|
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
حالا برا چی :| ؟ + مرسی کامنت :))
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
هیبچی هموجوری:)
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
:))
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
خوب نوشته بود اولین خاطره از اولین سیبیل :)
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
:))
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
راستی با توجه به تحصیلاتتون، ما رو نظرای شما حساب ویژه ای باز می کنیم ها! :))
فاطيما
فاطيما
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
يه چي بگم ناراحت نشين...پسرا وقتي تازه ريش سيبيل در ميارن خيلي زشت ميشن :/
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/٢٢
٣
٠
با این جمله الآن غم عجیبی بر دلم سایه افکند!... :( نه شوخی کردم :)) اگرم می خواستم ناراحت بشم، همون پنج سال پیش ناراحت می شدم، الآن دیگه خیلی وقته از ریش و سبیل خود راضی می باشم! :)) ضمن اینکه نظر شما هم محترمه، فاطیما خانوم. ^_^
فاطيما
فاطيما
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
خدا رو شكر ناراحت نشدين :)خواهش ميشه :)
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
هفت از ده!
k_kanani
k_kanani
٩٤/٠٣/٢٥
٢
٠
بله ريش نماد يه پسر ايرانيه و به نظر من پسر ها بايد ريش داشته باشن ولي: بابا تورو خدا ريش ميگذارييييييد حد اقل يكم كوتاه باشه نه سه متر بابا ادم ميبينتون سكته ناقص ميزنه حالا شمارو نمي دونم ولي من چند مورد تو خيابان ديدم حنا هم ميزنن ريششون هم اندازه قدشونه!!!!! والا:)
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/٢٥
٢
٠
نه خدائیش من اینجوری دیگه نیستم! در حد معقولش منظورم بود دیگه!! + کامنتتونو که تموم کردم خندیدم، از بابت خنده ی اهدایی ممنان! + :))
kiana_k
kiana_k
٩٤/٠٣/٢٥
١
٠
خودمم الان خوندم خنده ام گرفت
kiana_k
kiana_k
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
خب خدا رو شكر سما اينطوري نيستي اگر بودي ديگه براتون كامنت نميذاشتم ( الكي مثلا من هزارتا كامنت ميذارم.
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
:))
kiana_k
kiana_k
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
شما
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
:))
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات