مثل آب، مثل باد، شبیه به زندگی
برگزیده‌ مرحله اول مسابقه نقطه سر خط

مثل آب، مثل باد، شبیه به زندگی

نویسنده : سایت جیم

الهه افراسیابی

چیزهای زیادی عوض شده. یکی همین پنجره‌ی کوچک اتاقم که پیشترها منظره‌ی قشنگِ نصف و نیمه ای از کوههای شمالی تهران داشت و حالا دو تا ساختمان مسکونی نمی‌دانم چند واحدی را قاب می گیرد. یک روز چشم باز میکنی و می بینی لیوان‌های شکلات داغ جایشان را داده اند به فنجان های قهوه و نسکافه. چشم‌هایت رفته اند پشتِ قاب عینک. دست خطت عوض شده، انحنای حروف، شکل دست گرفتن خودکار. تی شرت‌های ارغوانی جای صورتی‌های سابق را گرفته‌اند. به پیاز داغ قرمه سبزیت یک قاشق رب اضافه شده و تو هنور تویی هستی که فقط قدم هایش را به بلندی سابق بر نمی‌دارد، کلمه های همیشگی تصاویر ذهنی تازه‌ای برایش تازه می‌کنند، نویسنده های دیگری را دوست دارد. فرق داری با گذشته‌ای که بوده ای، به خاطر می آوری و هنوز هستی ثابتی داری. تغییر این شکلی است. یک بسته‌ی روبان پیچِ ناگهانی نیست یا دکمه ای که تصمیم بگیری فشارش بدی و ناگهان...بومب! همه چیز شکل تازه بگیرد. مثل آب، مثل باد، یک مدامِ آرام است که یک روز ناگهان متوجهش می شوی. مشغول روزمرگی و درس و کاری، بعد یادت می افتد چیزی هست که پیشتر نبوده یا چیزی نیست که همیشه بوده. چیزی شبیه به دوست داشتنِ مدامِ فلانی که یک روز می تواند تمام شود. یک جایی که حواست نیست. یک جایی که مدام بودنش را قبول کرده ای. از یک جایی به بعد هیچ چیز شبیه گذشته نیست. می تواند بهتر باشد یا نباشد اما این شکلی است که گذشته شکل می‌گیرد. وقتی که چیزها شروع می‌کنند به تغییر کردن. باران می بارد، برف می‌آید یا نمی‌آید. روزها، هفته ها، فصل‌ها می‌گذرند. گنجشگ ها آواز می خوانند، ماهی‌ها شنا می کنند، فلامینگوهای صورتی به مناطق گرمسیر بر می‌گردند و سپیدارها قد می‌کشند و آدمی عوض می‌شود. تغییر می‌کند،"‌دیگری" می شود.

===========

ادمین نوشت: چون رعایت اصول ویراستاری و املایی هم بخشی از امتیاز مسابقه است،   تمامی مطالب مربوط به «نقطه سر خط» بدون ویراستاری و تغییر منتشر می‌شود.  

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/١٠
٥
١
یکی از بهترین یادداشتهای این چند روزه رو خوندم، خوندم و لذت بردم... قلمتون همیشه سبز خانم افراسیابی... :-))
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/١١
١
١
چه تغییر ِ یواشی بود لذت بردم :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٤
١
٠
همین که ایشون میگن :)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/١٣
١
٠
اوهووووووم همينطوره! مرسي :)
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠