تبریک، شما عوض شده اید! / داستان کوتاه
برگزیده‌ مرحله اول مسابقه نقطه سر خط

تبریک، شما عوض شده اید! / داستان کوتاه

نویسنده : شاهدخت

«مشترک گرامی، تبریک، شما عوض شده‌ اید و دیگر آن آدم مزخرف دیروز نیستید»

این محتوای پیامکی بود که صبح جمعه مرا از خواب بیدار کرده‌ بود و باعث شده‌ بود یک دقیقه تمام بدون پلک زدن به صفحه گوشی خیره بمانم. یعنی چه؟! این مسخره‌ بازی چه معنی داشت؟! گاه-گداری پیامک‌ های تبلیغاتی چرندی برایم ارسال میشد، اما این یکی دیگر نوبرش بود. شما عوض شده‌ اید!! حتی نمی شد اسمش را گذاشت تبلیغات!

حسابی حرصم گرفته‌ بود. توی دلم چند ناسزا حواله‌ ی فرستنده نامعلوم پیامک کردم و با عصبانیت دکمه delete را فشار دادم؛ اما قبل از تایید کمی مکث کردم. واژه "مزخرف" توی گوشم زنگ ‌ زد. یک آن با خودم فکرکردم شاید مزخرف بودن یعنی همین. همین که آدم زود از کوره در برود. یک پیامک بی‌ اهمیت که نباید اینطور آدم را عصبانی کند...من آدم مزخرفی نیستم و این قضیه باید همین حالا به همه ثابت شود!در جواب" آیا برای حذف مطمئنید؟" انگشتم را روی "نه" فشار دادم و نشستم روی تخت.

هوا روشن شده‌ بود و نور خورشید از شکاف پرده به داخل می‌ خزید. پرده را کنار زدم و چشم دوختم به یکی از زیباترین روزهای بهمن ‌ ماه. دیروز همین ساعت، در حالی که مرتب غر میزدم که چرا صبح پنجشنبه؛ در حالی که عالم و آدم تعطیلند من باید بروم دانشگاه، لباس پوشیده‌ بودم و به زمین و زمان بدوبیراه گفته بودم. خورشید هم البته مثل امروز مهربان نبود و من تمام مسیر را تا دانشگاه لرزیده‌ بودم. حتی یکبار با لگد کوبیده بودم توی شکم خودپردازی که پول نداشت. وسط خمیازه کشیدن دوطرف دهانم کش آمد و خندیدم. انصافا دیروز آدم مزخرفی بودم. امروز قرار بود جور دیگری باشم؟!

دست هایم را در هم قفل کردم و کمی کش ‌ و قوس دادم. چشمم افتاد به انگشت‌ هایم. گرفتمشان مقابل صورتم و با دقت نگاهشان کردم. پرسیدم: شما هم دیروز مزخرف بودین؟! توی خیالم هر 10تایشان باهم پاسخ دادند: فراموش کردی؟ دیروز با ما یه پیامک مزخرف فرستادی! نیازی به توضیح بیشتر نبود. دوستم از من کتابی را خواسته بود و من به دروغ گفته‌ بودم که ندارمش. انگشتانم دوباره به صدا درآمدند: مزخرف بودن یعنی اینکه دروغ بگی.

چهره‌ ام درهم رفت. از اینکه به دوستم دروغ گفته بودم پشیمان شدم. موبایل را برداشتم تا دوباره پیامک بزنم و راستش را بگویم. چشمم افتاد به آن متن عجیب که هنوز روی صفحه بود "تبریک، شما عوض شده‌ اید..." خنده‌ ام گرفت. دیروز از اینکه دوستم را پیچانده بودم کلی به خودم ایول گفته بودم؛ و حالا پشیمان شده ‌ بودم.

پیامک را فرستادم و بعد پیش خودم شروع کردم به شمردن تمام کارهای مزخرف دیروزم. سرتاسر روز قبل بخاطر بهم‌ خوردن خواب صبحم اخمو و کسل بودم. جزوه‌ ی امانتی دوستم را فراموش کرده ‌ بودم. از سر تنبلی، ناهار دانشگاه را هم رزرو نکرده ‌ بودم و باید شکمم را با ساندویچهای بدمزه بازاری پر میکردم. نتیجه این شد که تمام بعد از ظهر را بخاطر دل‌ درد روی تختم مچاله شده بودم و به بخت بدم لعنت می‌ فرستادم. پوزخند زدم. ازاین مزخرف تر نمیشد!

امروز اما مثل دیروز نبود. یعنی من اجازه نمیدادم ! من عوض شده بودم و امروز بجای بدخلقی و اخم ، تصمیم گرفته‌ بودم لبخند بزنم، مهربان باشم و راست بگویم. راستش دلم نمی‌ خواست صبح فردا دوباره با چنین پیامکی روبه‌ رو شوم. حتی ته دلم دوست‌ داشتم فردا پیامکی با این مضمون داشته‌ باشم: "مشترک گرامی، آفرین! سعی کنید همیشه مثل دیروز باشید !" باورش سخت بود اما یک پیامک بی‌ نام و نشان توانسته‌ بود صبح جمعه مرا 180درجه با روز قبلم متفاوت کند.

لبخند پت و پهنی روی صورتم جا خوش کرد. پریدم جلوی آیینه و برای خود جدیدم شکلک درآوردم. شاید اگر دیروز چنین کاری میکردم آدم توی آینه کلی حرف زشت بارم میکرد. اما آدمی که امروز توی آیینه داشت ادای مرا در می‌ آورد، یک آدم جدید بود.

===========

ادمین نوشت: چون رعایت اصول ویراستاری و املایی هم بخشی از امتیاز مسابقه است،   تمامی مطالب مربوط به «نقطه سر خط» بدون ویراستاری و تغییر منتشر می‌شود.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
neyosha
neyosha
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
خیلییییییییییییییییییییی قشنگ بود .. افرین شاهدخت :)) تشکـــرات(:
شاهدخت
شاهدخت
٩٤/٠١/١١
٠
٠
تشکرات متقابل :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/١٠
١
٠
خیلی متن قشنگی بود... موضوع بسیار خوبی رو انتخاب کردید، هوشمندانه "جمعه" رو روز تحول گذاشتید بعنوان یک پایان هفته؛ پایان مزخرفی ها. به جز چند اشکالِ کوچیک فاصله گذاری در پاراگرافِ ماقبل آخر، اشکال دیگه ای به چشمم نمیخوره و امیدوارم این مطلب رو توی لیست نهایی برنده ها ببینم... خیلی خوب به تغییر اشاره داشتید، خوب و غیر شعاری. موفق باشید "-))
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
منم همین..اصن اگه جزو سه تای نهایی نباشی دیگه جیم نمیام..خخخخخ
شاهدخت
شاهدخت
٩٤/٠١/١١
١
٠
ممنون از نظرتون جناب شمشیری ... ایکاش اون اشتباهات پاراگراف آخرم می گفتین :) فوفانو من کلا هدفم از شرکت در مسابقه این بود که جدول اعلام برنده ها ردیف آخرش خالی نمونه خخخخخ
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/١١
٠
٠
خواهش میکنم... چند تایی اشکال فاصله گذاری در پاراگراف ماقبل آخر بودش: اجازه نمیدادم ! + بدخلقی و اخم ، + مثل دیروز باشید ! + 180درجه /// در قضاوت و داوری جشنواره ها و مسابقات مربوط به نویسندگی معمولا جدولی شامل هشت تا ده آیتم رو داریم که "رعایت علائم سجاوندی" یکی از اونهاست. همینطور مواردی مثل" شروع خوب، پایان خوب، خلاقیت، کشش، و .... که اگر می بینید من حساس هستم روی ویراستاری ها، بخاطر این نیست که از بقیه آیتم ها مهمتره؛ خیر! شخصا معتقدم یکی از "اولین گامهای" نویسنده خوب شدن همین رعایتهاست... وگرنه مصداق های زیادی دارم که نویسندگان بزرگی هم هستند که هنوز و پس از سالها کار مطبوعاتی یا تالیف کتاب، در رعایت علائم نگارشی و ویراستاری متون شون بشدت کم دقت اند و حتی اشتباهات املایی فاحشی دارند؛ هستند خداگواهه... کم هم نیستند متاسفانه... معتقدم باید برای "محکِ دقت و چشمِ بینا" مون از همین علائم شروع کنیم. شما قلم توانایی دارید و بارها هم اثبات کردید... بهمین دلیله که روی متون شما حساسیت به خرج میدم و مو رو از ماست بیرون میکشم چون میدونم که براتون مهمه و بکار می بندید... متاسفانه شاهد هستید که در اطراف خودتون پزشکان زیادی رو داریم که علاوه بر اینکه "خط تحریری" زیبایی ندارند، از نوشتن یک نامه اداری ساده هم عاجزند و در همه مشاغل هم همینطور. دقیقا بهمین خاطر که هرگز "نوشتن" رو جدی نگرفتند... و شما رو کاملا متفاوت با بقیه می بینم و میدونم و بهمین دلیل کمی حساس ترم.. حلالم کنید :-))
شاهدخت
شاهدخت
٩٤/٠١/١١
٠
٠
لطف دارین آقای شمشیری :) اتفاقا از این مدل افرادی که گفتین زیاد دیدم متاسفانه ! و البته تعریف از خود نباشه من خطم خوبه خخخخخ بازم ممنونم :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/١١
١
٠
خواهش میکنم.. در همین آخرین کامنتِ پاسخ شما به من هم بعد از کلمه ی متاسفانه، یه فاصله اضافه زدید و بعدش علامت تعجب رو گذاشتید! :دی من چکار کنم از این دقت شما خانوم دکتر؟ هوم؟ خودتون بگید؟ چهار روز دیگه فقط کافیه یکی از این فاصله های اشتباه رو، زمانِ چاک دادنِ شکم یه بیمارِ بدبخت اعمال کنید! اونوقت میخواهید چکار کنید؟ نظام پزشکی آیا میاد ریشه یابی کنه که از زمانِ نویسندگی در جیم شما عادت به فاصله های اضافه داشتید؟ هرگز نمیاد! ببینید با مریضِ مردم چکار کردید خب؟ خخخ! دقت کنید شمارو بخدا! :دی
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١١
٠
٠
خخخخ روش تدریستون خیلی باحاله اقای شمشیری :دی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/١١
١
٠
ممنونم خانوم فوفانو! لطف دارید بمن. آخه همینطوری میشه که آمار تلفات و خطاهای پزشکی مون بالا میره دیگه! هیچکی هم نیس ریشه یابی کنه! :دی امیدوارم مسئولین رسیدگی کنن چون من واقعا فرصت نمیکنم هر روز یه صندلی بذارم جلو در اتاق عمل و به ایشون فاصله گذاری ها رو یادآوری کنم! باور کنید روش درستی هم نیست! :دی (شاهدخت خانوم بزرگوار، مزاح منو ببخشید؛ روزهای آخر تعطیاته و تازه من دارم کم کم از دپرسیِ حوالیِ روز تولدم خارج میشم... و ناخواسته ترکش هام خورده به شما فعلا! :دی)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/١١
٠
٠
اصلاحیه: تعطیلاته
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٢
٠
٠
روز تولدتون دپرس میشید ؟ چرا ؟ :-/ ..فضولی منو ببخشید..اگه دوس ندارید جواب ندید :-" ..در لفافه : شاهدخت جایزه کوفتت شه :دی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
اصلاحیه: :-))
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
عالی بود. دوسش داشتم.
شاهدخت
شاهدخت
٩٤/٠١/١١
٠
٠
اونم شما رو دوس داره شک نکنین :دی :) ممنون از نظرت :)
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
خیلی عالی :) بسی لذت بردم شاهدخت جان :) اینکه آدم امروزش بهتر از دیروزش باشه خود موفقیته :) خیلی هم روونه و شیرین وشته بودی :) موفق باشی :)
شاهدخت
شاهدخت
٩٤/٠١/١١
٠
٠
ممنونم ! روونی از خودتونه :دی
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
عالی بود شاهدخت خیلی خوب و روان نوشتی:)))
شاهدخت
شاهدخت
٩٤/٠١/١١
٠
٠
:)
Mahboubeh-A
Mahboubeh-A
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
ان شا ا... همیشه خوب خوب باشی شاهدخت جانم :))))))))))))
شاهدخت
شاهدخت
٩٤/٠١/١١
٠
٠
باعشه :دی
faranak_b
faranak_b
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
خیلی جذاب و قشنگ بود. بسی لذت بردم. موفق باشی :)
شاهدخت
شاهدخت
٩٤/٠١/١١
٠
٠
خواهش میشه :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
سلام؛ از خوندن نوشتۀ شما لذت بردم و عیدتون هم مبارک!
شاهدخت
شاهدخت
٩٤/٠١/١١
٠
٠
سلام .. عید شمام مبارک :) خونوک بود که چطور لذت بردین ؟! خخخخخخ
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/١١
٠
٠
چرا خونوک؟ شکست نفسیه؟ خیلی هم خوب!
شاهدخت
شاهدخت
٩٤/٠١/١١
٠
٠
الِکی گفتم !! :دی
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/١١
٠
٠
:)
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
مبفق باشی قابل! :))))))))))))
شاهدخت
شاهدخت
٩٤/٠١/١١
٠
٠
موچکرم شیعههههه :)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
پرده را کنار زدم و چشم دوختم به یکی از زیباترین روزهای بهمن ‌ ماه. /بهمن ماه همه روزاش زیباست خانم شادخت ! :) ، البته می گن قرار ازین به بعد تو جیم بجا وزیر بگن بهمن !) مثلا من بهمنشو زدم ! بهمن داره میاد :)!
شاهدخت
شاهدخت
٩٤/٠١/١١
٠
٠
خخخخخ ریا نشه من می خواستم روحیه تون به عنوان یک تازه کار خراب نشه !!! می بینم که موفق شدم :دی
Zohreh_Sh
Zohreh_Sh
٩٤/٠١/١١
٠
٠
خیلی قشنگ و دلنشین بود.سپاس
شاهدخت
شاهدخت
٩٤/٠١/١١
٠
٠
:)
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/١١
١
٠
فوق العاده بگم کم بود ... یه لحظه با خودم فکر کردم، به دیروزم و فرداهام و از اینکه آدم مزخرفی باشم خیلی ترسیدم .
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/١٣
٠
٠
ايده جالبي بود! مرسي:)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠١/٢٠
٠
٠
تیتر جذاب ، و ارتباط خوبی با خواننده مطلبتون برقرار می کرد !به عنوان انتخاب سوم ، به این رای می دهم :)!
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤