صدای قدم‌های عید
برگزیده‌ مرحله اول مسابقه نقطه سر خط

صدای قدم‌های عید

نویسنده : رضا ریاحی

صدای قدم‌های عید می‌آید.

صدایی که مژده از بوی خوش بهار را دارد و من با چمدانی به رنگ خزان و مملوء از سردی زمستان به استقبالش می‌روم.

گویی قرار است درگوشم زمزه‌ای بی‌قراری کند. می‌خواهد همراه بهار شوم و چون آمدن احوال نو، احوالم را احوالپرسی کنم!

از همنشینی با خزان و خاطراتش، رنگ به رخسار ندارد و باید با بهار آشنایش کنم.

یک تقییر، جوشش شکوفه‌ای است در دل این جسم خشک. پس من نیز تحویل حال نو را برای خود خواهم چید!

تقییر را چگونه آغاز کنم؟؟

شاید از افکارم که سازنده‌ی هر تقییری است. افکاری که حرف‌هایم می‌شود و حرف‌هایی که اعمالم می‌شود و اعمالی که زندگی را با بهار نو همراه می‌سازد و همسفر.

افکارم که بهاری شود، همه چیز را تقییر می‌دهد. اولویت‌هایم در رقابت قرار می‌گیرند. گاها اولی‌ها به آخر و بالعکس و این مسابقه‌ای است که با ابزار تقییر، انسان می‌سازد.

دیدگاهم به محیط پیرامون خود می‌تواند زیبایی ببیند و خلق کند. می‌توان از این پس، هرلبخند خورشید را با لبخند پاسخ داد و هردقیقه را با عشق زندگی کرد و از آن لذت برد.

تقییر، جاشنی زندگی است و جز این، رفته رفته ساکن می‌مانیم و در خود حل می‌شویم.

جاشنی تقییر، شخصیت مارا که دربردارنده افکار، ظاهر و شیوه‌ی زندگی‌ست را رغم می‌زند.

اما این شیوه‌ی زندگی زنجیری ایست که حلقه های آن وابسته و مکمل هم هستند و یک تقییر کوچک، تاثیر بر بلندای حلقه‌های این زنجیر می‌گذارد. افکار سالم، باعث ایجاد رضایتمندی در خویش می‌شود و من با صداقت و راستی، با صبر و شکیبایی، آینده ای خواهم ساخت روشـن.

با همین تقییرات کوچک، تحصیل و کارم برایم سرگرمی می‌تواند باشد نه یک اجبار. دوستانم بهترین‌ها خواهند بود و من برایشان بهترین. خانه، تفرجگاه من و خانواده شناسنامه‌ی واقعی من خواهد شد.

وقتی ما نسل دردودل های مجازی می‌شویم که با بی‌تفاوتی قرارداد بسته باشیم. یک تنوع، یک تقییر همیشه چاره ساز بوده، هست و خواهد بود.

تیک و تاک ساعت، نوید از آغاز بهار را می‌دهد و تیپ و تاپ قلبم، نوید از آغاز یک تقییر و زندگی کردن برایم تفریح می‌شود وقتی زیبایی ها را ببینم، چرا که ایمان دارم خدا زیباست و زیبایی کردن را دوست دارد. پس بایک تقییر، زندگی کردن را تلخ قضاوت نکنیم.

راستی، حالا که تحویل سال نو نزدیک است، می‌خواهم اولین تقییر را بدهم، اینکه "تقییر" را "تغییر" بنویسم و توهم اولین تغییر را در خود اینگونه آغاز کن، که تا به آخر نرسیده‌ای زود قضاوت نکنی؟؟

از شنبه دیر است و منتظر آمدن تغییر نباش، خودت آن را بساز که حضرت سعدی می‌فرماید:

یا بفرما به سرایم، یا بفرما به سر آیم

غرضم وصل تو باشد، چه تو آیی چه من آیم

گاهی شوق به عوض شدن، معشوق ما می‌تواند باشد.

یا مُقلّبَ القُلُوبِ وَ الاَبصار                                  

یا مُدّبراللَیّلِ وَ النَهّار

یا مُحّوِلَ الحَولِ وَ الاَحوال                                                  

حَوّلِ حالَنا ِالی اَحسَنِ الحال

=============

ادمین نوشت1: چون رعایت اصول ویراستاری و املایی هم بخشی از امتیاز مسابقه است، تمامی مطالب مربوط به «نقطه سر خط» بدون ویراستاری و تغییر منتشر می‌شود.

ادمین نوشت2: این مطلب تیتر نداشت، تیترش را خودمان اضافه کردیم برای خالی نبودن عریضه!

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٤/٠١/٠٨
٠
٠
افکارم که بهاری بشود همه چیز را تغییر میدهد:))) زیبا بود تشکر.
r_riahi
r_riahi
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
تشکر فاطمه خانوم
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٨
٠
٠
خیلی قشنگ بود جناب ریاحی... دست مریزاد... فقط چند تا نکته کوچولو: 1.کاش در اواخر یادداشت همچنان زاویه دیدتون رو بدون تغییر ادامه میدادید تا انتها. بخصوص وقتی قراره توصیه ای بکنیم(که چه بهتر مستقیما نکنیم)، از همون "دوم شخصِ جمع" که بدرستی استفاده کرده بودید اینکار رو میکردید؛ بعبارتی خودتون رو از مخاطب جدا نکنید، بگید: ما بهتره اینکارو بکنیم... تا اینکه بگید: اینکار رو بکن. 2.این یادداشت می تونست کمی کوتاهتر هم باشه، در حدِ 100 کاراکتر جای قیچی کردن داره دوست خوب من. 3.خط سوم یک اشکال کوچیک تایپی هست و البته یکی دو مورد هم اشکال فاصله گذاری... /// در کل محتوای خیلی خوبی داشتید... موفق باشید و امیدوارم مراحل بالاتر ببینم شما رو :-))
r_riahi
r_riahi
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
خیلی ممنونم جناب شمشیری عزیز از وقتی که گذاشتید و تشکر از راهنمایی‌های ارزشمندتون
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/٠٨
٠
٠
من یه کامنت تقریبا مفصل نوشته بودم که نمیدونم کجا رفته!!؟؟ // استفاده از غلط اندازی "تقییر" خیلی هوشمندانه و زیبا بود و ای کاش بقیه متن رو هم میشد با همین دیده تحسین نگاه کرد!! اما متنی که من خوندم، توقع من از قلم همیشگی جناب ریاحی رو اصلا برآورده نکرد! موضوع میتونست بسیاربهتر از این پردازش بشه و به نظر من (علیرغم شعرها و متنهای پخته و خوب قبلی) این متن بیشتر شبیه یه انشا بود و نصیحت نامه!! ایرادات املایی و تایپی هم خیلی زیادتر از معمول بودن و دقت شما رو زیرسوال برده بودن! کاش قبل ارسال یه بار دیگه می خوندیدش! // موفق باشید.
r_riahi
r_riahi
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
خیلی ممنونم از وقتی که گذاشتید خانوم قاسمی و تشکر میکنم از دیدگاهتون /// درادامه عذرخواهی میکنم و قبول دارم مثل همیشه نیست، مطمئنا شرایط فردی درزمان، روی نوشتن تاثیر گزاره و ممنون میشم به ایرادات املایی موجود اشاره کنید /// سپاسگزارم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠١/٠٩
٠
٠
سلام ودرود بر جناب ریاحی عزیزکم پیدائید؟زیبا قلم زدیدوبرایتان آرزوی بهترینها را درسال نو دارم. عیدتون سعید.
r_riahi
r_riahi
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
سلام جناب حسنی عزیز، کم سعادتی از ماست استاد عزیز /// خیلی لطف کردین و براتون آرزوی سالی پربرکت رو دارم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠١/١٦
٠
٠
سلام: قربان شما آقارضای عزیز. شادکام باشید.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣