دوای درد تو تغییر است و بس
برگزیده‌ مرحله اول مسابقه نقطه سر خط

دوای درد تو تغییر است و بس

نویسنده : Soraya_Sh

گفته بود: «دوای درد تو تغییر است و بس» بعد هم خداحافظی کرده بود و گوشی را گذاشته بود ! هاج و واج مانده بودم که چه تغییری؟ و نگاهم را به سرتاسر خانه انداخته بودم که شاید ایده ای به ذهنم برسد ، مثلا تغییر در چه چیزی می توانست حالم را خوب کند و این افسردگی ِ چند ماهه را از من دور کند؟ ... میشود فردا شناسنامه ام را بردارم و بروم ثبت احوال و بگویم آقا؟ لطفا سن من را دو سال کوچکتر کنید ، میخواهم اشتباه این دو سال گذشته را جبران کنم ! بعد هم لابد شاد و خندان به خانه برمیگشتم و زین پس به هر که رسیده بودم میگفتم «هی فلانی ... من دوباره 22 ساله شده ام» ، اما چه فایده؟! تغییر یک عدد در شناسنامه که چیزی را به عقب برنمیگرداند ، هزاران سیستم ثبت احوال هم که شهادت بدهند من 22 ساله ام باز هم خودم می دانم که 24 سال عمر کرده ام و اتفاقا دو سال آخر را دچار اشتباه ِ مزخرفی شده ام که حالا تمام ِ شادابی ام را گرفته ! ... بهتر است فکر دیگری کنم مثلا فردا بروم آرایشگاه ِ سرکوچه به زهرا خانم بگویم موهایم را پسرانه کوتاه کند ، ابروهایم را طور دیگری تمیز کند ، یک جوری من را تغییر دهد که هر بار جلوی آینه می ایستم جگرم حال بیاید و این تغییر باعث شود آدم جدیدی را ببینم و این دو سال را فراموش کنم ، اما نه ، هرچقدر هم که موهایم کوتاه باشند و ابروهایم جور دیگر باز هم غم توی چشمهایم تمام این دو سال لعنتی را برایم مرور می کند ، اصلا بهتر است آدم های اطرافم را تغییر دهم ، همه ی آن هایی که می دانند این دو سال بر من چه گذشت را تغییر دهم ، اگر کسی نباشد که سرکوفت بزند و یا خاطرات این دو سال را بازگو کند کم کم تمام ِ آن اتفاقات ِ تلخ را فراموش خواهم کرد و باز هم شاداب میشوم ! یا مثلا یک روز تمام وسایل خانه ام را بریزم توی کامیونی و بروم محله ای ، شهری یا خانه ای خیلی دورتر از اینجا ، جایی که هر صبح که بیدار می شوم پنجره اش هیچ خاطره ی تلخی را به یادم نیاورد ، آه همه ی اینها را که تغییر بدهم باز هم یک روز ، یک اتفاق ِ ساده مرا به گذشته ام برمیگرداند و باز هم من میمانم و غمی که هنوز هم وجود دارد ، چه چیز را تغییر بدهم ؟ غمی که با کوتاه کردن موها و جدا شدن از آدم ها و کوچکتر شدن سن و سالم از بین نمی رود را چگونه می توان سربه نیست کرد؟ ... شاید بهتر است یک چیز ِ اساسی تر را تغییر بدهم ، مثلا نگاهم به زندگی و اتفاقات ِ متفاوتش را تغییر بدهم ! ... زین پس بعد از هر بار شکست خوردن و زمین افتادن دوباره برخیزم و بگویم : آه خدای من ، شکر ، بخاطر تجربه ی جدیدی که به من آموختی !

================

ادمین نوشت1: چون رعایت اصول ویراستاری و املایی هم بخشی از امتیاز مسابقه است، تمامی مطالب مربوط به «نقطه سر خط» بدون ویراستاری و تغییر منتشر می‌شود.

ادمین نوشت2: این مطلب تیتر نداشت، تیترش را خودمان اضافه کردیم برای خالی نبودن عریضه!

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠١/٠٧
١
٠
سلام:برایتان آرزوی سلامتی وموفقیت دارم.جاودان باشید.
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/١١
٠
٠
سلام مرسی که وقت گذاشتید و خوندید .
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠١/١١
٠
٠
سلام:کامیار باشید.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٧
١
٠
خیلی قشنگ بود... دست مریزاد... چرخش دیدگاهِ راوی بسیار عالی بود./ اما فاصله گذاری های شما هم مثل اغلب دوستان درست نبودند خانم ثریای بزرگوار. نقطه یا ویرگول به کلمه قبلش می چسبه و فاصله بعدش قرار میگیره.// امیدوارم این یادداشت قشنگ هم توی لیست نهایی باشه و داوران محترم کمی اغماض داشته باشن بخاطر فاصله گذاری های اشتباه متن. من که شخصا با محتواش ارتباط برقرار کردم. مرسی. :-))
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/١١
٠
٠
مرسی از شما آقای شمشیری راستش من خیلی روی همین اصول و قواعد وقت نذاشتم اگر میدونستم مهمه که باید میدونستم حتما سعی میکردم رعایت کنم منتهی چون روزهای آخر سال واقعا سرم شلوغ بود و بعدش هم رفتم مسافرت فرصت زیادی نداشتم و این کوتاهی رو به گردن می گیرم :) ممنون از نگاه دقیق شما .
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠١/٠٧
٢
٠
به به لذت بردم, منم همیشه سعی کردم نگاهمو نسبت به مشکلات تغییر بدم که میشه یه نقطه عطف تو زندگی ادم, فکر کنم این بهترین راه باشه برای موندن و خوب موندن
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/١١
٠
٠
مرسی ، امیدوارم همگی به تغییرات خوبی رسیده باشیم .
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
ع ا ل ی بود..عاااااااااااالیییییییی...در راستای داستان خانوم فنایی هم بودش..محتوای هر دو یکی بود...موفق باشید :)
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/١١
٠
٠
من تازه برگشتم از سفر و مایلم تمامی مطالب دوستان رو بخونم :)
Narjes_sf
Narjes_sf
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
خیلی قشنگ بود،موفق باشید!
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/١١
٠
٠
متشکرم از نگاه شما .
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
همون تغییر که دوای دردمونه سخت ترین چیزه. تغییر تو افکار تغییر تو زاویه دید تغییر تو ناامید نشدن . کاش بتونیم ((: موفق باشید
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/١١
٠
٠
کاش همه موفق بشیم :)
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
تغییر خوبیه، امیدوارم از پسش بر بیای.
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/١١
٠
٠
ان شاءالله همه از پسش بر بیان :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
چه باحال....داستانتون کلا شبیه داستانیه که من فرستادم... اووووووه چه همه عناصر مشترک...آینه ...آرایشگاه...کوتاهی مو....منتهی بایه روایت متفاوت...البته نتیجه گیریمونم یخده فرق میکنه.... خیلی شیک نوشتین....قلمتآن مستدآم (^_^)
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/١١
٠
٠
چه جالب حتما میام می خونمتون :)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
با آرزوی موفقیت شما :)
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/١١
٠
٠
و مرسی از نگاه ِ زیبای شما :)
R_ghazi
R_ghazi
٩٤/٠١/٠٨
٠
٠
عالي بود ، ارزوي موفقيت شما
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/١١
٠
٠
مرسی از شما :)
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/١١
٠
٠
چه جالبــــــــ حتما میام می خونمتون :)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/١٢
٠
٠
استخون دار بود نوشته تون! مرسي:)
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/١٤
٠
٠
مرسی :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣