روز بعد از تو / شعر
برگزیده‌ مرحله اول مسابقه نقطه سر خط

روز بعد از تو / شعر

نویسنده : nassim_b

روﺯِ بعد از تو عشق، تعطیله..

غیر تو کی اهمیت داره؟

بعد تو هیچ چی مثل سابق نیست

عشق، بعد از تو معصیت داره

 

هی سلام میرسونی از دور و

از خودم حالمو نمیپرسی

هیچ موقع بی تو گرمم نیست

برف میباره زیر این کرسی

 

بعد تو من عوض شدم اما

تو هنوز با کسی نمیجوشی

شال و مثل همیشه میبندی

مثل سابق لباس میپوشی

 

بعد تو من عوض شدم حتی

بر خلاف همیشه غمگینم

توی آینه نگاه میکنم و 

تو رو پشت سرم نمیبینم

 

واسه من هیچ چی مثل فاجعه نیست

بس که درگیر روزمره گی‌ام

فاجعه یعنی حس دلتنگیم

دفن شه، زیر روزمره گی ام

 

رنجها قوی ترم کردن

هیچ تغییری اتفاقی نیست

وقتی دنبال رد پای توام

هیچ تصویری اتفاقی نیست...

 

ﻣﻄﻤﺌﻦ تر درا (درها) رو میبندم

بعد تو من به باد شک دارم

هی تو آینه نگاه می‌کنم و 

چند تا تار سفید و میشمارم

 

فال حافظ رو باز میکنم و

معنی فال من: «سفر باتو !» 

باید آماده ی سفر باشم

من قبول دارم این خرافات و  !

 

روﺯِ بعد از تو عشق، تعطیله

غیر تو کی اهمیت داره؟

بعد تو هیچ چی مثل سابق نیست

عشق، بعد از تو معصیت داره...

============

ادمین نوشت: چون رعایت اصول ویراستاری و املایی هم بخشی از امتیاز مسابقه است، تمامی مطالب مربوط به «نقطه سر خط» بدون ویراستاری و تغییر منتشر می‌شود.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠١/٠٦
١
٠
سلام:سال نو مبارک.موفق باشید.
nassim_b
nassim_b
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
سلام.متشکرم..عید شما هم مبارک و ایام به کام:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
سلام:زنده باشید.
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/٠٦
١
٠
از دوبيتي دوم لذت وافري بردم! مرسي:)
nassim_b
nassim_b
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
سلام.ممنون که خوندید:) خوشحالم که این پارت رو دوست داشتید:)
nassim_b
nassim_b
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
سلام.لطف شماست:) خوشحالم که این بند رو دوست داشتید:)
gh_hasani
gh_hasani
٩٤/٠١/٠٦
١
٠
شعربااحساسی بود.
nassim_b
nassim_b
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
لام ، هیچ شعر یا ترانه ای با احساس نیست مگه اینکه با احساس خونده بشه:) ممنونم.
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠١/٠٦
١
٠
عشق، سلام، شال، آینه، در و خیلی کلمات جالب دیگه، مهمونهای همیشگی شعرهای شما هستن. حالا بعد از خوندن تعداد زیادی از شعرهای شما، بدون دیدن اسمتون کنار اون اشعار می تونم حدس بزنم که اون ابیات از ذهن زیبای شما تراوش کرده، اعتراف های ساده، بیان احساس بی آلایش، استفاده از احساسات عادی اما با چاشنی شعر، ابیات شما رو از دیگران متمایز می کنه. شاید به عنوان عادت همیشگی باید یکی از ابیات رو به عنوان بهترین انتخاب کنم و اون ابیات (فال حافظ رو باز میکنم و/معنی فال من: «سفر باتو !» /باید آماده ی سفر باشم/ من قبول دارم این خرافات و!) خواهند بود.
nassim_b
nassim_b
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
سلام دوست همیشه همراه، آقای عبداللهی بزرگوار:) من فکر میکردم از چتر و پیاده رو و عابر زیاد استفاده میکنم! نگو اینهایی که بهشون اشاره کردید هم بسامد بالایی دارند:) باورتون میشه؟ میدونستم از این بند استقبال میکنید:) چون شما هم از نوشته هاتون مشخصه که قبول دارید این خرافات و! :) یک دنیا ممنون از این همه خوبی:) سپاس...سپاس و سپاس:)
y-naeemi
y-naeemi
٩٤/٠١/٠٦
٢
٠
بسیار شعر زیبایی بود لذت بردم! از نظر محتوایی که حرفی ندارم در مورد شعر زیباتون اما از نظر فنی به عنوان یک مخاطب عام شعر فکر میکنم دقت به یکی دو مساله ی خیلی کوچیک نکردین یا شایدم من اشتباه میکنم!به نظر میرسه شعر رو با عجله نوشتید و آن شعریتون بهتون کمک کرده که این شعر زیبا خلق بشه ولی با توجه به ابیات زیباتون می تونست بهتر از این هم باشه اگر ویرایش فنی می شد! نکته ی اول اینه که شعر محاوره ای تفاوت های بسیار عمیقی با ترانه داره!توی شعر زیبای شما گاهی این قضیه رعایت نمی شد و شعر محاوره ای شما تبدیل به ترانه میشه!به طور مثال(بعد تو هیچ چی مثل سابق نیست) اگر در قالب شعر محاوره ای باشه باید بگم وزن و تعداد هجا رو رعایت نکردین اما اگر بر مبنای ترانه باشه و بتونیم بگیم(هیچی) با توجه به اینکه موسیقی وجود نداره قالب سایر ابیات رو بهم میزنه!یکی دوتا نکته ی ریز دیگه هم به نظرم رسید ولی ترجیح میدم این شعر زیبا چون کاملا مشخصه از دل بر اومده درگیر پیچیدگی های دستوری دست و پا بسته و محدود نشه!با ارزوی موفقیتتون در این مسابقه
nassim_b
nassim_b
٩٤/٠١/٠٧
٢
٠
سلام، وقتی کامنت طولانیتون رو دیدم با خودم گفتم این کامنت خیلی با ارزشه برام؛ چون براش وقت گذاشته شده و این خیلی برام اهمیت داره.../ میدونید شعر و ترانه رو همیشه چی توصیف میکنم؟ شعر، بارانه...باران معطل کسی نمی مونه...بادان، وقتی باریدن گرفت باید سریعا خودت رو بهش برسونی...پابرهنه حتی...! وقتیرشعر سراغ من میاد بهم فرصت پیدا کردن قلم و کاغذ نمیده...! اگه تو این حالت ، شعر رو بنویسی اسم شعرت میشه "شعر جوششی" و این نوع شعر، از دید منتقدان ادبی اهمیت خیلی بیشتری داره نسبت به شعر کوششی...این ترانه وقتی سراغ من اومد که اصلا انتظارش رو نداشتم...ترانه اومده بود و من باید ثبتش میکردم...فرصت اونقدر کم بود که خودکار پیدا نکردم و توی تبلتم ثبتش کردم و اتفاقا عصر همون روز از سایت جیم ایمیل دریافت کردم و به این فراخوان دعوت شدم و چون موضوعش با موضوع فراخوان یکی بود تصمیم گرفتم که علاوه بر آکادمی، توی سایت جیم هم ثبتش کنم.../در رابطه با "شعر محاوره ای" باید بگم که "شعر محاوره ای" نام دوم ترانه هستش:) ترانه=شعر محاوره ای! این دو به هیچ عنوان دو هویت متفاوت نیستند...دو اسمند در قالب یک جسم...شاید منظور شما زبان ترانه هستش که باید بگم زبان ترانه در این مصرع، به هیچ عنوان با بقیه ی مصرعها متفاوت نیست..زبان من کلا تو ترانه هام محاوره است! چون ترانه یعنی شعر محاوره ای! من وزن رو خیلی خوب میشناسم اما وقتی ترانه میگم به هیچ عنوان تقطیع نمیکنم...وزن برای ترانه=سلول انفرادی برای ترانه سرا....هیچ کس تو سلول انفرادی نمیتونه پاش رو از گلیمش بیشتر بکشه! و این یعنی نقص...بزرگانی مثل ایرج جنتی عطایی رسما از ترانه سراها درخواست کردند که در قالب ترانه، وزن رو رعایت نکنند تا ملودی های جدیدی هم ظهور کنند! ...من 18سال به وزن پرداختم حتی تو مجموعه شعرم
nassim_b
nassim_b
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
سلام، وقتی کامنت طولانیتون رو دیدم با خودم گفتم این کامنت خیلی با ارزشه برام؛ چون براش وقت گذاشته شده و این خیلی برام اهمیت داره.../ میدونید شعر و ترانه رو همیشه چی توصیف میکنم؟ شعر، بارانه...باران معطل کسی نمی مونه...بادان، وقتی باریدن گرفت باید سریعا خودت رو بهش برسونی...پابرهنه حتی...! وقتیرشعر سراغ من میاد بهم فرصت پیدا کردن قلم و کاغذ نمیده...! اگه تو این حالت ، شعر رو بنویسی اسم شعرت میشه "شعر جوششی" و این نوع شعر، از دید منتقدان ادبی اهمیت خیلی بیشتری داره نسبت به شعر کوششی...این ترانه وقتی سراغ من اومد که اصلا انتظارش رو نداشتم...ترانه اومده بود و من باید ثبتش میکردم...فرصت اونقدر کم بود که خودکار پیدا نکردم و توی تبلتم ثبتش کردم و اتفاقا عصر همون روز از سایت جیم ایمیل دریافت کردم و به این فراخوان دعوت شدم و چون موضوعش با موضوع فراخوان یکی بود تصمیم گرفتم که علاوه بر آکادمی، توی سایت جیم هم ثبتش کنم.../در رابطه با "شعر محاوره ای" باید بگم که "شعر محاوره ای" نام دوم ترانه هستش:) ترانه=شعر محاوره ای! این دو به هیچ عنوان دو هویت متفاوت نیستند...دو اسمند در قالب یک جسم...شاید منظور شما زبان ترانه هستش که باید بگم زبان ترانه در این مصرع، به هیچ عنوان با بقیه ی مصرعها متفاوت نیست..زبان من کلا تو ترانه هام محاوره است! چون ترانه یعنی شعر محاوره ای! من وزن رو خیلی خوب میشناسم اما وقتی ترانه میگم به هیچ عنوان تقطیع نمیکنم...وزن برای ترانه=سلول انفرادی برای ترانه سرا....هیچ کس تو سلول انفرادی نمیتونه پاش رو از گلیمش بیشتر بکشه! و این یعنی نقص...بزرگانی مثل ایرج جنتی عطایی رسما از ترانه سراها درخواست کردند که در قالب ترانه، وزن رو رعایت نکنند تا ملودی های جدیدی هم ظهور کنند! ...من 18سال به وزن پرداختم حتی تو مجموعه %
y-naeemi
y-naeemi
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
بله قطعا شما تجربه و اطلاعات شعریتون بسیار قوی تر از منه ! من خودم مثل شما وقتی شعری به ذهنم می رسه سریع تو گوشیم یادداشت میکنم و این برای تمام شاعرها صدق می کنه اما این مساله رو که می گین منتقدها بیشتر می پسندن شعری رو که " جوششی " باشه نه " کوششی" باید بگم هرچند سواد شعری بسیار کمی دارم اما در هر صورت در چند جشنواره رسمی به عنوان داور حضور داشتم و این حرف شما درسته اما شعر جوششی به این معنا نیست که شاعر بدون ویرایش هرچه به ذهنش می رسه رو که "آن" اولیه محسوب میشه به عنوان شعر به مخاطب ارائه کنه ! البته باز هم میگم شعر شما بسیار خوب بود اما در مورد اینکه ترانه با شعر محاوره ای تفاوتی نداره بهتره در موقعیت های بهتری بحث بشه و نوسط اساتید بزرگ چون بنده سواد چندانی در این زمینه ندارم ! موفق باشید
nassim_b
nassim_b
٩٤/٠١/٠٨
٠
٠
ممنون از همراهیتون...بحث من این نیست که دانش کی بالاتره! من فقط خواستم تفاوت ترانه و شعر رو بدونید..والا من منظورم از اولویت داشتن شعر جوششی این نبود که هر چی که اون لحظه به ذهنمون رسید و نوشتیم رو بصورت خام و بدون تغییر جایی ثبت کنیم...شما فرمایش کردید که با عجله نوشتید و من هم عرض کردم که همینطوره...با عجله ثبتش کردم و منظور من از ارجحیت شعر جوششی کلیت یه اثر بود. صد البته که جزییات رو باید در نظر داشت و ترانه رو بارها باید چکش کاری کرد...خود من برای بعضی مصراعها چندین مصرع جایگزین رو کاندید میکنم..و هیچوقت جوششی ها رو هم بصورت خام ثبت نمیکنم..کاش بصورت کلی ترانه رو نقد نمیکردید و به من میگفتید که چه قسمتهایی از کار ، ضعیفه....من الان دقیقا منظور شما رو متوجه نشدم...باز هم ممنون از حضورتون.
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
خیلــــــــــــــــی هم قشنـــــــــــگ (^_^) قلمتون مستدآم.
nassim_b
nassim_b
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
سلام، ممنون عزیز:)
t_niva
t_niva
٩٤/٠١/٠٦
٢
٠
هی سلام میرسونی از دور و از خودم حالمو نمیپرسی هیچ موقع بی تو گرمم نیست برف میباره زیر این کرسی این جا رو بیشتر از بقیه دوست داشتم
nassim_b
nassim_b
٩٤/٠١/٠٧
١
٠
سلام، تشکر میکنم:) سپاس که من و خوندید...
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
خیلی روون و خووووب بود. به دلم نشست. موفق باشید ((:
nassim_b
nassim_b
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
سلام..ممنون از انرژی مثبتتون:) شما هم موفق باشید دوست عزیز:)
nassim_b
nassim_b
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
سلام ، هیچ شعر یا ترانه ای با احساس نیست مگه اینکه با احساس خونده بشه:) ممنونم.
nassim_b
nassim_b
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
در اصل، این جواب کامنت دوست خوبمgh_hasani بود!
nassim_b
nassim_b
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
سلام، وقتی کامنت طولانیتون رو دیدم با خودم گفتم این کامنت خیلی با ارزشه برام؛ چون براش وقت گذاشته شده و این خیلی برام اهمیت داره.../ میدونید شعر و ترانه رو همیشه چی توصیف میکنم؟ شعر، بارانه...باران معطل کسی نمی مونه...بادان، وقتی باریدن گرفت باید سریعا خودت رو بهش برسونی...پابرهنه حتی...! وقتیرشعر سراغ من میاد بهم فرصت پیدا کردن قلم و کاغذ نمیده...! اگه تو این حالت ، شعر رو بنویسی اسم شعرت میشه "شعر جوششی" و این نوع شعر، از دید منتقدان ادبی اهمیت خیلی بیشتری داره نسبت به شعر کوششی...این ترانه وقتی سراغ من اومد که اصلا انتظارش رو نداشتم...ترانه اومده بود و من باید ثبتش میکردم...فرصت اونقدر کم بود که خودکار پیدا نکردم و توی تبلتم ثبتش کردم و اتفاقا عصر همون روز از سایت جیم ایمیل دریافت کردم و به این فراخوان دعوت شدم و چون موضوعش با موضوع فراخوان یکی بود تصمیم گرفتم که علاوه بر آکادمی، توی سایت جیم هم ثبتش کنم.../در رابطه با "شعر محاوره ای" باید بگم که "شعر محاوره ای" نام دوم ترانه هستش:) ترانه=شعر محاوره ای! این دو به هیچ عنوان دو هویت متفاوت نیستند...دو اسمند در قالب یک جسم...شاید منظور شما زبان ترانه هستش که باید بگم زبان ترانه در این مصرع، به هیچ عنوان با بقیه ی مصرعها متفاوت نیست..زبان من کلا تو ترانه هام محاوره است! چون ترانه یعنی شعر محاوره ای! من وزن رو خیلی خوب میشناسم اما وقتی ترانه میگم به هیچ عنوان تقطیع نمیکنم...وزن برای ترانه=سلول انفرادی برای ترانه سرا....هیچ کس تو سلول انفرادی نمیتونه پاش رو از گلیمش بیشتر بکشه! و این یعنی نقص...بزرگانی مثل ایرج جنتی عطایی رسما از ترانه سراها درخواست کردند که در قالب ترانه، وزن رو رعایت نکنند تا ملودی های جدیدی هم ظهور کنند! ...من 18سال به وزن پرداختم حتی تو مجموعه شعرم ، وزن رو در نظر گرفتم اما تو ترانه هام هیچ وقت درگیر مفاعیلن مفاعیلن نیستم! چون در نظر دارم با عبور از وزن ، سبک بسازم...هرچند تو این ترانه ایراد وزنی چشمگیری رو مد نظر نداشتم اما ترانه سرا برخلاف شاعر، مختاره که وزن رو بشکنه تا درهای تازه ای به روی سازندگان آهنگ و ملودی گشوده بشه.../برنده شدن حس خیلی خوبیه:)) اما حداقل برای سرودن این ترانه قصد دیگه ای داشتم...یک دنیا سپاس از همراهیتون و تشکری ویژه بابت صرف زمان و حوصله برای این ترانه ی بی مقدار:)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠١/٠٧
١
٠
ماشالله ده بار به هر نظر جواب دادیدا!!!! می دونم چرا! چون صبر نداشتید که تایید بشن. خیال کردید به دست ادمین نرسیده! ادمین هم که کم نذاشته هم جواب شما رم 120 بار تایید کرده!
nassim_b
nassim_b
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
:)))سلام...نه! دیشب که پاسخ میدادم بصورت خودبه خود مشخصاتم یعنی اسم کاربریم پاک میشد و وقتی روی گزینه ی ارسال کلیک میکردم هیچ پیغامی مبنی بر ثبت پاسخم دریافت نمیکردم! این بود که چندین بار وارد حساب کاربریم شدم و چند بار پاسخ دادم نگو اینا همه ثبت شدند...!.از ادمین یا ادمینهای احتمالی تقاضا دارم در صورت امکان پاس%
nassim_b
nassim_b
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
و چند بار هم این پیغام خطا رو داد: Internal Server Error/ The server encountered an internal error or misconfiguration and was unable to complete your request/ jeem.ir
Farzane_v
Farzane_v
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
خیلی زیبا بود:))))
nassim_b
nassim_b
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
سلام.ممنون:) سیستم من ظاهرا با مشکل مواجه شده...پاسخها یا نصفه ثبت میشن یا باید چند بار ثبتشون کرد...نمیدونم چرا؟
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٧
٢
٠
من توی شعر صاحب نظر نیستم... همینقدر میتونم بگم که خیلی خیلی به دلم نشست و بی اختیار منو یاد شاعر بزرگمون یغما گلرویی انداخت... شاعری که هیچوقت روی خوش ندید... . موفق باشید.. فکر میکنم شما هم یکی از کاندیدای برتر باشید... موفق باشید.:-))
nassim_b
nassim_b
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
سلام آقای شمشیری. ..ممنونم از این همه لطفی که به این ترانه ی بی مقدار داشتید...میدونید وقتی تو جامعه تو هر شاخه ای از هنر فعالیت کردی و علی رغم کسب شهرت ، دیدی داره بهت خوش میگذره و همه چی طبق میلت پیش میره باید به صداقتت توو اون حرفه شک کنی...مثلا شما اگه فیلمساز مشهوری شدین یا نویسنده ی صاحب نامی شدین ولی بدون هیچ مشکلی کاراتون مجوز گرفت و تو رسانه ها تبلیغتون رو کردند شک نکنید با مردمتون رو راست نیستید...من معتقدم هنرمند خوب هنرمندیست که اگه بخواییم ازش تصویری رو نقاشی کنیم اولین تصویری که به ذهنمون میاد تصویر یه انسان آزاده باشه که از دهانش مشتی گره خورده بیرون اومده باشه....نه گل و بلبل...! در غیر اینصورت اون هنرمندنماییست که اثر هنریش براش فرقی با عابربانکش نداره...یغما رو همه دوست دارند چون از "من شخصی" خودش دست کشیده و به "من مردمی" رسیده...حالا اگه این وسط از بیمهری های مملکتش چند تا شلاق هم بخوره چون برای آرمانهاش خورده، لذت میبره و این فرق شاعرای درباری با شاعران آرمانگرایی مثل یغمای یاغی دوست داشتنیست...:) ممنون از حضورتون استاد شمشیری بزرگوار.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٨
٠
٠
سلام به شما.. خیلی خیلی خوشحالم کردید با این پاسختون.. چه عالی که چنین بینش والایی دارید، حرف بیشتری نمیزنم و فقط دقیقا کپی پیس میکنم همون قسمت از جملات شما رو که منو بشدت ذوق زده کردند، ... که بزرگوارانی مثل شما رو میبینم و باهاشون آشنا میشم؛ دقیقا این جملات: دیدی داره بهت خوش میگذره و همه چی طبق میلت پیش میره باید به صداقتت تو اون حرفه شک کنی... + بدون هیچ مشکلی کاراتون مجوز گرفت و تو رسانه ها تبلیغتون رو کردند شک نکنید با مردمتون رو راست نیستید.../ براتون بهترین هارو آرزو میکنم... ایشالا همیشه همینقدر فعال و پر انرژی باشید... باشید تا پرچمِ آزادگی همیشه برافراشته بمونه... تا زخمِ شونه هایِ آزاده هامون زودتر خوب بشه و یا حداقل بیش از این سر باز نکنه... مرسی، مرسی :-))
nassim_b
nassim_b
٩٤/٠١/٠٨
٠
٠
ان شاله که بزودی شاهد اتفاقهای خوبی که بهشون اشاره کردید باشیم...آقای شمشیری بزرگوار شما لطف دارید، من هم خوشحالم که با اساتیدی مثل شما آشنا شدم...در اسرع وقت آثار ارزشمندتون رو میخونم و از دانشتون استفاده میکنم...ممنون از محبتتون:)
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠١/٠٨
٠
٠
سلام ... خسته نباشید نگاهتون به تغییر رو دوس داشتم اما اشکالات وزنی زیادی توی کار هست که متاسفانه از روونی کار کم کرده برای مثال واسه من هیچ چی مثل فاجعه نیست یا رنج ها قوی ترم کردن در بیشتر قسمت ها به اندازه ی یک کلمه یا یک حرف کم و زیاد داره مصرع ها اما کار نگاه خوبی داشت حتی اون قافیه ی باتو و خرافاتو هم خوب توی کار نشسته و من دوسش داشتم همیشه هات موفق دوست من
nassim_b
nassim_b
٩٤/٠١/٠٨
٠
٠
سلام دوست عزیز، لطف کردید که خوندید...ممنون از حسن نظرتون...خب این شعر نیست، ترانه است...:) متاسفانه این قالب اونقدر مظلوم واقع شده که حتی مخاطبان خاص و خیلی از شاعران خوب کشورمون هم تفاوتهای ترانه با شعر رو نمیدونن و اون رو با شعر اشتباه میگیرند..../ عزیزم من برای شما زیاده گویی نمیکنم و قسمتهایی از تعریف ترانه رو که از ویکی پدیا کپی کردم براتون ابنجا قرار میدم، مطالعه کنید:) باز هم از همراهیتون تشکر میکنم:)/این متن رو از ویکی پدیا گرفتم: در دوران معاصر، قافیه‌دار بودن و سازگار بودن شعر با عروض دیگر از پیش‌شرط‌های ترانه بودن یک شعر نیست...(برش1)/ بعضی به اشتباه ترانه را معادل شعر می دانند. حال آنکه شعر چه در قالب شعر کلاسیک و چه در قالب شعر آزاد یک اتفاق ادبی صرف است که احساسی را با کمک کلمات و خیال پردازی به خواننده منتقل می‌کند که در هر دو سبک کلاسیک و آزاد مقتضیات و قواعد خاص خود را دارد(برش2)/اول تا آخر یک ترانه می تواند با تغییر ریتم و وزن همراه باشد یا حتی در مواقعی بدون وزن باشد و یا هر نوآوری که ترانه سرا و آهنگ ساز برایش در نظر بگیرند مهم این است که مجموعه کار یک اثرِ قابل قبول از آب در بیاید(برش3)/در ترانه الزامی به رعایت پارامترهای شعری نیست و مهم این است که ترانه بتواند با موسیقی مورد نظر یک ترکیب دلنشین ایجاد کند.(برش4)/منبع:ویکی پدیا
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
من کامنتتون رو الان دیدم .... تعاریفی که شما نوشتید تا حدی درسته و من هم به این موضوع آگاه هستم اما این فقط در صورتیه که ترانه روی ملودی نوشته شده باشه یا با موسیقی ترکیب شده باشه اون وقت ما می تونیم ترکیب این دو رو با هم ببینیم و نظر بدیم و دیگه به ترانه به شکل مستقل نگاه نمی کنیم بلکه چیزهای دیگه ای مثل موسیقی نحوه ی اجرا و حتی لحن خواننده وارد بحث میشه اما فعلا ما با ترانه ای مواجهیم که تلاش کرده در قالب های معمول شعری نوشته بشه و روی موسیقی هم نوشته نشده بنابراین معلوم هست که خارج شدن از وزن به خاطر موسیقی و از روی آگاهی ترانه سرا نبوده ضمن این که این شکست های وزنی کمکی هم به ترانه نکرده و فقط از روانی اثر کم کرده بهرحال بحث بر روی شعر و ترانه بسیاره اما این نوع اشکالات وزنی رو نمیشه با این جمله که این شعر نیست ترانه ست توجیه کرد شما یا یه قالبی رو می پذیرید و به قوانینش احترام میذارید یا نمی پذیرید وقتی کل شعر در یک وزن و قالب شعری مشخص نوشته شده و در بیت هایی این وزن شکسته میشه دیگه این موضوع قابل توجیه نیست بگذریم... امیدوارم موفق باشید :-)
nassim_b
nassim_b
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
خاتم! ترانه هایی که روی ملودی نوشته میشن خیلی کم پیش میاد که 32وزن معمول رو دنبال کنند! ملودی به هیچ عنوان به وزنهای مرسوم پایبند نیست....من روی موسیقی متن یه فیلم ترکی ترانه نوشتم و بعد از تموم شدن ، خوندمش و دیدم به هیج عنوان وزن نداره!! پس صاحب نظران اگر از وزن ترانه حرف میزنند منظورشون دقیقا ترانه هاییست که قبل از خلق ملودی نوشته شدن...اونجا تنها چیزی که مد نظره، رعایت قافیه است و روان بودن کار ، نه وزن!! ترانه ی من با ریتم یکسانی داره پیش میره...اگر شما فکر میکنید روان نیست به خاطر اینه که خوب نخوندینش...من این ترانه رو وقتی میخونم اونقدر روانه که جای هیچ بحثی توش نیست...شکستن وزن در ترانه اگر به روان بودن کار ضربه نزنه به هیچ عنوان عیب نیست..حسن هم میتونه باشه دوست من...پس شما مطمئنا روان خوانی نکردید...جاهایی که از ترانه سرا میخوان وزن رو رها کنه و احساس رو در اولویت قرار بده یا ازش میخوان که بدون وزن ترانه بنویسه تا ملودی های جدیدی ظهور کنند دقیقا منظورشون ترانه هاییست که هنوز سوار بر ملودی نشده...وگرنه چرا باید از کشف ملودی های غیر تکراری دم بزنند؟، من برعکس شمایی که خارج از حیطه ی احساس من ایستادید و ترانه ام رو سرسری خوندید معتقدم احساسی که در تک تک مصرعهام وجود داره برخاسته از عمق جان منه و به ترانه هم کمک زیادی کرده...جاهایی هم که وزن شکسته شده عمدیست دوست گرامی...این جمله از استاد ایرج جنتی عطاییست و دقیقا منظورش به ترانه هاییست که روی ملودی نوشته(((نشده اند)))/ "این ‌قدر بعضی‌ از این‌ وزن ‌ها تکراری‌ شده‌ که‌ رو ذهن‌ آهنگسازها هم‌ سنگینی‌ می‌کنه‌ و اگر بگیم‌ ملودی‌ بساز تا ما روش‌ شعر بنویسیم‌، بدون‌ این‌ که‌ بخوان‌ ذهنشون‌ دنبال‌ آهنگ‌ اون‌ وزن‌ شعری‌ میره‌ که
nassim_b
nassim_b
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
ادامه: "این ‌قدر بعضی‌ از این‌ وزن ‌ها تکراری‌ شده‌ که‌ رو ذهن‌ آهنگسازها هم‌ سنگینی‌ می‌کنه‌ و اگر بگیم‌ ملودی‌ بساز تا ما روش‌ شعر بنویسیم‌، بدون‌ این‌ که‌ بخوان‌ ذهنشون‌ دنبال‌ آهنگ‌ اون‌ وزن‌ شعری‌ میره‌ که بارها به‌ کار گرفته‌ شده‌. ای‌ کاش‌ می‌شد جوون‌ هایی‌ که‌ کار ترانه‌ می کنن‌ این‌ اوزان‌ عروضی مستعمل‌ رو کنار بذارن‌ و شروع‌ کنن‌ به‌ بی وزن کار کردن‌ یا وزن‌ های تجربی‌ و ترکیبی‌ درست‌ کردن‌…" (ایرج جنتی عطایی)/ همونطور که میبینید ایشون از ترانه سراها خواستند که ترانه هایی رها از قید وزن و هجا و...بنویسند تا ملودی های جدیدی ظهور کنند و این یعنی روی حرفشون با اون دسته از ترانه هاییست که روی ملودی نوشته((نمیشوند)).من این ترانه رو توی مسابقه شرکت دادم و این برام افتخار بزرگیه اما از نوشتن ترانه هام هدف دیگه ای دارم که برام خیلی خیلی مقدسه:) برای همین زیاد دوست ندارم از ترانه هام دفاع کنم چراکه معتقدم ترانه اگر زیبا باشه خودش از خودش دفاع میکنه و اگر زیبا نباشه خودش حیثیت خودش رو میبره:) /ممنون از محبتتون:)
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
شما خیلی عصبانی هستید و در برابر نقدها موضع می گیرید البته آشنایی ای هم با من ندارید و این برخوردها طبیعی ست خب فکر کنم با این برخورد جای ادامه دادن نیست شاد باشید
nassim_b
nassim_b
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
من همیشه از تقد سالم و بدون بغض استقبال میکنم:) وقتی از علامت لبخند * :) * استفاده میکنم یعنی دارم با لبخند و با لحنی دوستانه تایپ میکنم.شما مجددا پاسخ منو با لحنی دوستانه بخونید متوجه میشد...بازم ممنون:)
شاعر
شاعر
٩٤/٠١/٢٦
٠
٠
چند جا اشکال وزنی داشت؛ وزن از ارکان اصلی شعره و به هیچ وجه قابل توجیه نیست. از آقای شفاعی به عنوان داور انتظار بیشتری می ره!
nassim_b
nassim_b
٩٤/٠١/٢٨
٠
٠
دوست عزیز! من "ترانه سرا" هستم...وقتی شرکت کردم توی ایمیل هم به این نکته اشاره کردم...میتونم هزاران شعر بنویسم که درصدی از وزن خارج نشده باشه؛ حتی بدون استفاده از اختیارات شاعری...اما برای ترانه هرگز چنین خبطی نمیکنم.آقای شعاعی اتفاقا برعکس تصور شما داور باسوادی هستند که تفاوت قالبها رو به خوبی درک میکنند! قشنگ نیست که آدم با اسم کاربری خودش کامنت نگذاره و با نقاب با دیگران صحبت کنه..احتمالا جزو شرکت کننده ها بودید و از اینکه شعرتون مقام نیاورده از من عصبانی هستید اما باید بدونید که من ترانه ام رو شرکت دادم فقط برای اینکه دوستانی توی جیم دارم که میخواستم غافلگیر بشن تا خوشحالشون کنم و این هدف مقدسی بود فراتر از هدفهای مالی و رقابتی..اگر اعتراضی هست لطفا جای دیگه ای مطرح کنید:) عذرخواهی میکنم که باعث عذاب روح شما دوست شاعر شدم:) موفق باشید.
nassim_b
nassim_b
٩٤/٠١/٢٨
٠
٠
اصلاح میکنم:آقای شفاعی.
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/٠٤
٠
٠
اگه این برگذیده مسابقات بشه..که صد حیف به شاعرهای پر افتخار جیم..اونها هم شعر میگن..اینها هم شعر میگن این برگ
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/٠٤
٠
٠
اگه این برگذیده مسابقات بشه..که صد حیف به شاعرهای پر افتخار جیم..اونها هم شعر میگن..اینها هم شعر میگن
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/٠٤
٠
٠
شعر نیس مثل ترانه های رپه
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨