می‌نویسم «الف»
سروده خودم

می‌نویسم «الف»

نویسنده : saiideh70

می نویسم «الف»

تو بخوان آغاز

یک شروع،

امید

می‌بینی!؟

فلسفه بهار

همین چند کلمه ساده است 

پس ببخش و فراموش کن و بگذار

احوال دلت،

بهاری شود...

=============

پ.ن : چه مجازی چه غیر مجازی امیدوارم تک تک لحظه‌هاتون بوی بهار بده.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
چقد پر از حس خوب بود :) خیلی حالمو خوب کرد شعرتون ممنون :)
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
ممنون از لطف بیکران شما !
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
ممنون من هم همین آرزوی خوب رو سمت شما میفرستم دوست عزیز:)
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
:)
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
مرسی چقدر خوب بود بوی بهار می داد :) ^_^ لحظه های شما هم سبز و بهاری :)
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
تشکر ....
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
چه قشنگ بود و عمیق... حالمو خوب کرد.. مرسی :-))
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
خواهش میکنم کامران خان ... لطف دارین :)
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
موفق باشی خیلی خوب بود
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
مرسی .... شما هم موفق باشین :)
S_Alami
S_Alami
٩٤/٠١/٢٢
٠
٠
مویوم امیدواروم لحظه هاتان بوی چایی سبز بده
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
باز خوبه گفتن چایی سبز نگفتن کیسه ای :)))))
Narjes_sf
Narjes_sf
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
کوتاه ولی پر از حس های خوب!شادمانیو بهم تزریق کرد!ممنون...
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
سپاس...
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
زیباوکوتاه وعالیییییییییییییییییییی
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
خیلی خیلی ممنون....
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
خوب بود:)موفق باشین
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
تشکر...همچنین
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
سلام؛ چیزی ندارم که تقدیم کنم الا یک دست مریزاد ساده و خالصانه؛ ممنون.
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
علیک سلام .... تشکر خیلی فراوان جناب :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
یکی از دلایلی که باعث میشه خیلی نویسندگی رو دوس داشته باشه اینه که میتونه حس های خوبو به بقیه منتقل کنه. الان شما از نوشتن این شعر چه حسی داری؟ ایا با من همحسی و موافقی که هیچ حسی بهتر از دادن حس های خوب به مخاطبات لذت بخش نیس؟ ^___^ بازم بنویس. تند تند بنویس. منتظر باقی مطلبا و شعرات هستم ^__^
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠١/٢٣
١
٠
اوهوم این اشنراک کذاری احساسات خیلی خیلی لذت بخشه.... چشم به روی چشم تند تند مینویسم :)))))
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
سعیده جان شعرت رو خیلی بیشتر پردازش کن. هنوز شعر نیست. مثل یه پروانه که توی پیله س منتظره تا تو پیله شو بشکافی. بیشتر شعر بخون خصوصا شعر پست مدرن و هایکو. موفق باشی عزیزم :)
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
ممنون عزیز دلم.... چشم به روی چشم ....
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
کوتاه و دلنشین
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
tnx
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
تبلیغات
تبلیغات