حالا چی بپوشم!
غرولندهای یک بی‌اعصاب

حالا چی بپوشم!

نویسنده : درنانهنگ

این مردها هم عجب موجودات بی‌رحمِ بی‌ذوقِ بی‌سلیقه‌ای هستند، پررو پررو به چشمان آدم زل می‌زنند و نیش‌شان را تا بناگوش باز می‌کنند و افاضه فضل‌شان گوش فلک را کر می‌کند که: 

- حالا انگار می‌خوای کجا بری! خوبه دیگه همون قرمزه! 

واه واه چقدر چِندِش، انگار نمی‌بینند چطور جاریِ آدم با چشمانِ از کاسه درآمده‌اش منتظر چنین فرصت‌هایی است که ناک اوتت کند. اصلا مردها را چه به زن گرفتن. والا به خدا. بنشینند ورِ دلِ مامان جان‌های‌شان و دست از سرِ ما موجوداتِ حساسِ عاقلِ با شعور بردارند. شوهر می‌خواهیم چه کار! همین دیروز که رفته بودم پاتختیِ مریمِ خاله فتانه، چنان پُزی می‌داد به آن مبلمانِ زِپِرتی‌شان که بیا و ببین! من هم برای این‌که حسابی بِچِزانمش مخصوصا صبر کردم تا همه ساکت شوند بعد بی‌مقدمه گفتم: 

- اِ ... من عین همینا رو کلاهدوز* دیدما! گفتی تُرکن؟

 البته که بی‌جواب نماندم و کسری از ثانیه زل زد به تخم چشم‌هایم و همان‌قدر بلند گفت:

- آره خب! شاید شبیهش باشن! نه که مرتضی یه پاش اینجاست یه پاش اون ور؛ هیچوقت دس خالی نمیاد خونه! 

واقعا که! آدم از فامیل شوهرش هم بکشد از دختر خاله خودش هم نیش بخورد. تقصیر خودم شد که دلم سوخت و سرویس سفیدِ جدیدم را نینداختم سر و گردنم؛ وگرنه زبانش هفت متر دراز نمی‌شد دختره سِر تِق! مسعود خاک بر سر هم که نمی‌کُند یکبار هم شده به جای این همه اصفهان شیراز، ببردم آن ورِ آب. چیِ من از بقیه کمترست؟ مامانم همیشه می‌گفت نصف دانشکده پزشکی خواستگارم بودند، البته بعدش همیشه عادت داشت بزند توی حالم:

- نه که بابات هشت سال رئیس هیات علمی بود، همه دلشون میخواست واسه جا شدنشون تو گروه هم که شده، یه جورایی با پدرت فامیل بشن! یه وقت به خودت نگیریا! هر وقت تونستی یه قرمه سبزی رو خوب جابندازی که بوش تا هفت تا کوچه اون ور تر بره یعنی خانوم شدی!

خب وقتی مادر آدم اینطوری حمایتت می‌کند مگر توقعی از قوم الظالمین یا همین مریمِ بی‌شعور می‌توانی داشته باشی؟ هیچوقت یادم نمی‌رود اولین باری که جلوی فامیل شوهرم، مسعود از همان سمتِ پذیرایی با صدای بلند صدایم کرد خانم مهندس، چه حس غریبی داشتم. چه می‌دانستم این‌قدر بی‌مزه و خود شیرین است که تا سرم را برمی‌گردانم طرفش فورا بگوید:

- نه عزیزم! تو که هنوز یازده واحدت مونده، منظورم با خانم مهندس سمانه بود.

دخترِ عتیقه جاری‌ام را مهندس صدا می‌کرد. او هم با آن دماغ عملی‌اش چنان با اطوار جواب می‌داد که انگار ما همه جیگر بودیم و نمی‌دیدم چقدر چیز تزریق کرده زیر گونه‌هایش. دلم می‌خواست همین بُرس ریملم را فرو کنم وسطِ چشم‌هایش تا بفهمد در جواب مسعودِ من حق ندارد بگوید «جوووونم دکتررر...» اَه! دختره پررو! همه شوهر دارند من هم شوهر دارم. کِی می‌خواهد بفهمد وقتی می‌پرسم چی بپوشم یعنی لابد نظرش برایم مهم است دیگر! حالا چندر غاز هم بدهد که یک سِتِ جدید بخرم که چه بهتر؛ نداد هم به جهنم، فقط بفهمد! خیلی درد دارد با این همه بی‌ذوقی و بی‌سلیقگی‌اش باز هم جلوی جمع متلکش را من باید بشنوم:

- این پانته‌آی من خوش سلیقه‌ترین زنِ دنیاست بخدا! از همین انتخابِ شوهرش معلومه، نیس؟

واه واه که چقدر چندش هستند این مرد جماعت. کی فکر می‌کرد تا این سن و سال صبر کنم برای شاهزاده گور به گور شده سپیدپوشم و بعد چنین موجودی سراغم بیاید. خسته‌ام از این دنیا. هیچ‌کس مرا درک نمی‌کند.

====================

پی نوشت: *کلاهدوز نام خیابانی است در شهر ما که در آن تا دلتان بخواهد مبل درجه یک تولید می‌شود!

کامران شمشیری، آخرین روزهای اسفند 93

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
سلام:ماشاا... چقدرفعالید.دلتون لبریزشادی وجیب مبارک پراسکناس.ممنون خدایارتان
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
سلامممم! سال نو مبارک استاد... ممنونم.. شاد باشید :-))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
سلام... ممنونم از لطف شما... ایشالا برای شما هم سالی شاد و پرپول باشه :-))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
سلام:قربان شما.کامتان شیرین بادعزیز.
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
دیگه واقعنی کارتان لازم شدین مستر شمشیری!حالا شما هم گردن باریک تر از مو نسوان گیرتان نیامد هی یقه این جماعت مظلوم را میگیرین!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
نه بابا اتفاقا یه جورایی عرض ارادت بود این مطلب! :-))
مینام
مینام
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
خخخخخ زیبا بود....قلمتون مستدام اقای شمشیری
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
خیلی ممنونم.. خوشحالم که خوشحال میکنم دوستان رو!
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
[لبخندپهن]حالا من جی بپوشم؟ اون سرویس سفیدمم بندازم تا چششون درآد، ایشش (((:
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
ایشش شما منو گرفت! ممنونم.. :-))
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
عکس خیلی خووووبه خیلی ...
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
مرسی... آره انتخاب خیلی خوبیه..:-))
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
تا حالا دوتا متن تو یه روز ازتون منتشر نشده بود..چه حسی دارید الان؟ذوق زدگی؟:دی ..من با وجود طنز بیش از حد غلیطی که داشت :دی تعادل رو توش دیدم و حس نکردم که میخواید به زنا توهین کنید برعکس یه سری متن های طنز که کارشون به توهین میکشه..من این برداشتو از این متن کردک که اگرم کسی داره این کارا رو میکنه صرفا به خاطر اینکه خودش رو برتر نشون بده نیست..فقط چون رفتارای بقیه رو میبینه و خسته میشه از این همه درک نکردن اونم رو به این کار میاره..یعنی یه چرخه رو من حس کردم این تو که توش همه مقصرن چون تسلیم بقیه میشن..و خب البته وقتی تسلیم میشن اون برتری طلبی هم بهشون اضافه میشه..چون میخوان حالا که تو این چرخه افتادن بهترین ادم این چرخه باشن!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
١
٠
برداشتتون خیلی خوب بود خانوم فوفانو... مرسی واقعا...:-)) /// احساس این ربات های بیچاره رو دارم که در آنِ واحد هم باید کامنت تحلیلی بده، هم کامنت تایید کنه، هم مطلب بخونه، هم زنده بمونه! خخخ! مرسی... از اینکه حالمو پرسیدید و احساسمو! :دی
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
خخخخخ..تا شما باشید واسه مسابقه داوطلب نشید :دی..ولی عوضش امروز که تموم شد با خوبی یادش میکنید و یکی از بهترین خاطره هاتون همین امروز میشه بعدا..اینو مطمئنم :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
و یه پیشنهاد..متن های مسابقه رو بذارید شب یا فردا بخونید و نظر بدید براشون..فعلا به کار ادمینیتتون برسید..دیر نمیشه نگران نباشید :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
منظورم متن های مسابقه نقطه سر خطه !
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
١
٠
دقیقا الان دیگه دارم همین کارو میکنم! ساعت 9 شب به بعد میرم سراغ متن های مسابقه و تحلیلها.. مرسی از راهنمایی تون.. :-))
m-nik110
m-nik110
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
کامنت من کی خورد؟؟؟خخخ
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
کامنت شما هستش که! کامنت دیگه ای پشت خط ندارید
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
خخخخ...جالب بود واقعا مشکلی که تقریبا حالا دیگه اقا و خانم نداره ؛حالا چی بپوشم ؟:)))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
دقیقا همینطوره... مرد و زن نداره دیگه! مرسی از حضورتون :-))
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
واسه من توی این متن یه عالمه محبت و شور و شوق نهفته بود نمی دونم چرا ولی این حسا بهم دست داد
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
آره خب، درسته که غرولند بودن اما تهش شوق و شور داشتند و راوی کینه ای نداشت از نظر منِِ نویسنده... مرسی که متفاوت دیدید :-))
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
:-/ مگه میشه کسی از چیزی بناله و شوق و شور داشته باشه ابه این چیزایی که باعث اذیتش شده؟ :دی ..اینکه کینه نداشت رو هستم..ولی شوق و شور رو اصن نمیتونم حس کنم هر کار میکنم..مشکل از منه شاید :-/
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
خواهش میکنم کامران خان :)
خاصـ استم
خاصـ استم
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
سلامن علیکم سال نوتون مبارک! توصیه میکنم این خوندن این متنو به همسر گرامتون هم پیشنهاد بدین! :دی در هرصورت ممنون از شما! بیچاره این جماعت مظلوم!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
مرسی... توصیه شما رو اصلا و ابدا نمی پذیرم! خخ! هیس! صداشو در نیارید!
translator
translator
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
معضل بزرگیه این چی بپوشم :/
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
واقعاااااااااااا! فاجعه ایه واسه خودش!
حاج بهنام
حاج بهنام
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
این مطلب واقعا زیبا بود! با تشکر حاج بهنام برادر حاج بهمن
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
ممنونم حاج بهنام عزیز... خوشحالم که خوشتون اومده.. :-))
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
گفتيد كلاهدوز مبلاش چنده؟ قيمت مناسبه؟ :)) / مرسي.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
البته منظورم جسارت به کسبه محترم شون و یا تولیدکنندگان زحمت کش نبود... اما خب ... بگذریم! :-)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
منم قصد خريد دارم نه جسارت:))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
با توجه به اینکه همونجا تولید میشن در کارگاههاشون(البته کارِ ترکِ اصل هستند ها!)، طبعا قیمت مناسب تری داره.. فکر میکنم حداقل یک سوم اختلاف قیمت رو بتونید احساس کنید...:-))
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
اینو که دیگه معلومه به قلم آقای شمشیریه :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
مرسی عزیزم.... اون یکی هم زیرش امضام بودش :-)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
لذت بردیم جناب شمشیری مثل همیشه عالی :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
مثل همیشه لطف دارید قربان... یا حق :-))
آذر صدارت
آذر صدارت
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
باحــــــــــــال بود!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
ممنون از تشریف فرمایی شما خانم صدارت بزرگوار... خوشحالم پسندیدید.. :-))
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
نمره 9 میدم از 10 عالی بود(10 ها مال مطالب گروه خودمانه)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
مرسی از لطفتون.. و مرسی از اعتماد بنفس شما.. :دی
v-qavam
v-qavam
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
الان دقیقا یک ساعته که این مطلب روبرو م بازه و نمیدونم چی بنویسم فقط خیلی خیلی خوشحالم همین:) قلم زیباتون مستدام
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
خیلی خیلی لطف دارید جناب قوام.. شادیهاتون مستدام :-))
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
خخخخ آقا خعععلی باحال بود.واقعا کیف کردم.و البته منم موافقم خانم و زن زندگیه کسیه که بتونه قورمه سبزی مشتی درست کنه وگرنه چی بپوشمو که همه بلدن خخخخ بازم میگم عالی بود جناب شمشیری.لذت برم
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
خیلی خیلی خوشحالم که ارتباط برقرار کردید... ممنونم بزرگوار :-))
neyosha
neyosha
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
و باز هم سید و قورمه سبزی خخخ
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
این سید آخرش شب عروسیش به همه قورمه سبزی میده خخخ
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
افاضه فضل‌ خطرناکی بودا :)) مرسی ...شیک نوشتین...قلمتآن مستدآم (^_^) یه شعر بلد بودما چون عین خودزنی بود نمیذارمش :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
مرسی... :-)) ولی کاش مینوشتیدها! کسی این اطراف نیس؛ یواشکی بنویسید! :دی
neyosha
neyosha
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
خخخخخخ باحال بود :)) تشکـــــرات(:
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
لطف دارید.. خوشحالم که پسندیدید:-))
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
اصلنم خانما اینقد حسود نیستن دیگه....هر خط که پائین تر می اومدم بیشتر موهامو میکندم..:/..ولی واقعا قلمتون خیلی خوبه...اگه درباره آقایون مینوشتین الآن میگفتم خیلی خیلی خیلی عالیههه..ولی الآن میگم خیلی عالیه...ممنون..:)..قلمتون مــآنـــآ ^_^
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
:دی مرسی! قصدم آسیب رسوندن به موهای شما نبود خدا میدونه! مرسی که حضور دارید دختر مهربان مشرقی :-))
Vania
Vania
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
نسبت به اون یکی طنازیش بیشتر بود..خب مگه چیه؟! هی گیر میدین به خانوما ها!تازگیا..خب راس میگه دیگه اون شخصیت نوشتتون دیگه..براش مهمه چی بپوشه..البته چشم و هم چشمی اصلا خوب نیست. و اینقدر حساس شدن روی چی پوشیدن همهم..آدو از کار وو زندگی میندازه..مرتب تمیز بپوشیم خوبه دیگه.. اینجاشم دوس داشتم" کِی می‌خواهد بفهمد وقتی می‌پرسم چی بپوشم یعنی لابد نظرش برایم مهم است دیگر! حالا چندر غاز هم بدهد که یک سِتِ جدید بخرم که چه بهتر؛ نداد هم به جهنم، فقط بفهمد! " راستی شما چر انقد درمورد خانوما می نویسین؟ اونم انقدر دقیق؟ یه جوریم میشه!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
ممنون از لطفتون... آخه حدودا 17 ساله که بخشی از کار و زندگیم شده تحقیق و مطالعه درباره حقوق و رفتارشناسی زنان شرقی، مشخصا ایران. به همین دلیل شخصیتِ اول اغلب فیلمهام و نوشته هام زنان هستند چون مسلطم به دیدگاه هاشون. ممنونم از حضور مستمر شما در یادداشتهام.. مرسی :-))
Vania
Vania
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
اینو یادم رفت..خدا قوت و قلمتون پر جوهر!:)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
بزرگوارید خواهرم.. ممنونم از اظهار لطف :-))
عبادی فر،حاج علی
عبادی فر،حاج علی
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
کلکت کنده است!دعا هم کارساز نیس! من میدونم چه عواقبی واست داره این یادداشت فجیعت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
خب تو که خودت میدونی و اینقدر هم مهربونی... هوامو داشته باش پس... باشه؟ :دی
MONA-R
MONA-R
٩٤/٠١/٠٦
٠
٠
خخخخخخخخخخ خیلی باحال و بامزه بود :) بعداز مدتها بالاخره یه مطلب طنز قشنگ خوندم :)خسته نباشید جناب :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
خوشحالم که خوشتون اومد... ممنونم :-))
شاهدخت
شاهدخت
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
خخخخ اون تیکه مهندسه عالی بود !! ینی اگه آقا صابر همچین کاری با من کنه می زنم فک مکشو میارم پایین =)) خیلی خوب بود آقای شمشیری !! جالبه که انقدر خوب با روحیات این دسته از خانما آشنایی دارین خخخخ
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
خوشحالم که خوشتون اومده...! ممنونم از اظهار لطف شما... در مورد ایشون هم کمی با آرامش برخورد کنید! :دی
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
خخخخ اول آروم باش بعدم اگه کمک خواستی تارف نکن دریغ نداریم ما دوستان جیمی خخ:دی
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
وااااااااای عالی عالی عالی خخخخ خیلی خوشم اومد چقدر قشنگ توصیف کرده بودین.لذت بردم
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
لطف دارید.... خوشحالم که پسندیدید.. :-))
ملیحه سلطانی
ملیحه سلطانی
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
داشتیم؟نه خداییش داشتیم؟:/
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
آره داشتیم! کجاش اغراق بود؟ نه خداییش کجاش زیاده روی بود؟!!! :دی
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/٠٧
٠
٠
همه ش عالی بود فقط نمیدونم چرا قهرمان داستان میخواست برس ریملشو فروکنه توی چشم سمانه خانوم؟ باید مستقیم و با یه پرتاب دارتی بزنه به مردمک چشم دکتر مسعود (^_^) درستشم همینه.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
:دی خشونت تو مرامِ قهرمانهای داستان های من نیست!
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/١١
٠
٠
پس چرا به فکر فروکردن ریمل افتاد اصصصن؟ :دی
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠١/١٠
٠
٠
خخخ خیلی بامزه بود. ولی همچین زنی هم نوبره والا! خخخ فک کنم توی وجود همه ی ما یه همچین زنی پنهان شده که روز مهمونیا یه دفعه ظاهر میشه. خخخ مرسی :)
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤