وارد طلا فروشي مي‌شوي و بعد از كلي بالا و پايين كردن در نهايت انگشتري را انتخاب مي‌كني. مبلغ انگشتر را پرداخت مي‌كني. خود را به ايستگاه اتوبوس مي‌رساني. داخل اتوبوس كل ملت را در كمين كيفت مي‌بيني. تا اين‌كه به ايستگاه مقصد مي‌رسي.

سر كوچه چشمت انگشتر داخل طلا فروشي را رسد مي‌كند، ميخكوب مي‌شوي! وارد مي‌شوي و قيمت انگشتر را مي‌پرسي. انگشتر را روي ترازو مي‌گذارد و آن‌جاست كه مي‌فهمي چه كلاهي سرت رفته. مي‌پرسي اين انگشتر گران و ارزان هم دارد و در جواب مي‌گويد قيمت طلا به وزن است. كارت مغازه را بر مي‌داري و دوباره بر مي‌گردي.

آقا شما اين انگشتر را گران حساب كرده‌ايد.

كدام انگشتر ؟

همين انگشتري كه يك ساعت پيش خريدم سر كوچه‌مان ارزان‌تر مي‌دهد.

خوب از سر كوچه‌تان مي‌خريدي! چرا آمدي اين‌جا؟

من اين را نمي‌خواهم.

اين دست دوم حساب مي‌شود. قيمت دست دوم هم مشخص است.

مشاجره بالا مي‌گيرد. مرد مسني كه تازه وارد مغازه مي‌شود از هر دو مي‌خواهد آرام باشند و موضوع را جويا مي‌شود. و از روي كارت شماره مغازه را مي‌گيرد و يك سوال مي‌كند: عيار انگشتر چند است؟

در مغازه را مي‌بندي و خارج مي‌شوي. دوباره جلوي مغازه سر كوچه از پشت ويترين به انگشتر چشم مي‌دوزي. هيچ فرقي نمي‌كنند. با خود مي‌گويي كاش اول اين را ديده بودم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/١٨
١
٠
اصلا يه وضعيه!!! ما ميريم اونور شهر خريد، از اونور شهر ميان اينجا خريد!!! چرا؟؟؟؟ / مرسي :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
سلام ... چه وضعيه
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٤/٠١/١٨
١
٠
میگن :« از طلافروش، طلا بدزدی و به خودش بفروشی، ضرر کردی!»
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/١٨
٢
٠
عجب نکته ای! من هم دل بسیار بسیار پر دردی دارم از این صنف نازنین!
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
سلام ... ضرر نكردي ولي بقول علما چيزي عايد شما نمي شود
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠١/١٨
١
٠
یعنی قیمت طلا جاهای مختلف با هم فرق می کنه؟
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
سلام ... فرق نمي‌كند ولي عيار و نوع ساخت فرق دارد
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/١٨
١
٠
طلاش 24 بوده یعنی ؟:)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/١٨
١
٠
مثل همیشه دو کلمه حرف حساب رو زدید نازنین برادرم... عین حقیقت بود متاسفانه. ممنونم از نگاه جسورانه شما... :-) (رسد : رصد)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
سلام ... حرف حساب و كتابي است
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠١/١٩
١
٠
من کلامیونه خوبی باطلاندارممممممممممممممم ولی قلم شماهمیشه استوارررررررررررررررررر
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
سلام ... طلا سرمايه است
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/١٩
١
٠
خدا رو شکر از طلا خوشم نمیاد که بخواد از این بلاها سرم بیاد :دی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
سلام ... براي پس انداز خوب است
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
چه پس اندازی ؟ وقتی میفروشیش ازون چیزی که خریدی کمتر گیرت میاد ، آدم همون پولشو بذاره بانک چندرغاز سود بره روش بهتره تا بدش طلا و بذارش تو خونه و هر آن بیم اینو داشته باشه که دزد ببرش !
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
سلام ... به بركت سودهاي بانكي در ايران است كه تورم را داريم تجربه ميكنيم. انشاالله كه اين موسسه‌ها و بانكهاي سود انداز ريشه‌كن شوند
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
سلام ... 21
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/١٩
١
٠
سلام... ارادتمند شما. همیشه لذت بردم از خوندن متون مختصر، مفید، خالصانه و بی ریای شما.
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
سلام ... من نسبت به اظهار لطفي كه نسبت به من داريد بي‌نهايت سپاسگذارم.
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
بله...چه میشه گفت :؟/
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
در لحظه‌ای عاشق‌ات شدم

لحظه های ناب

٩٦/١٠/٢١
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠