لطفاً با ادب باشیم!

لطفاً با ادب باشیم!

نویسنده : m_javadi

وقتی اینروزها در خیابان قدم میزنیم خواسته یا ناخواسته گوشمان پر میشود از الفاظ رکیک و نامناسبی که افراد مختلف به طنز یا جد، نثار هم میکنند. الفاظی که تا همین ده سال پیش فقط از افراد کوچه و بازار انتظار میرفت ولی رفته رفته سطح انتظارات آمد پایین و این طبقه از جامعه جای خود را به قشر فرهنگی، اداری، کارمند و دانشگاهی هم دادند. در مورد فحش و ناسزا بحثی ندارم چون وسط دعوا که حلوا خیرات نمیکنند! اما سر صحبت من با کسانی است که به خیال خودشان با این لحن محبت روا میدارند برای یکدیگر و وقتی میپرسی چرا اینگونه سخن میگویی؟

میگویند خودمانی‌تر است، دوستانه‌تر است، صمیمی تر است! اما ببخشید پس ادب و نزاکت کجا رفته؟ در فرهنگ فارسی معین "ادب" را اینچنین معنا کرده اند: 1-هنر 2-معاشرت 3-روش پسندیده 4-شرم و 5-حرمت.. این آخری بنظر من مهم است، وقتی ما ادب را در کلاممان برداریم انگار داریم حرمت ها را حذف میکنیم! وقتی حرمتی نباشد دیگر قبحی نمی ماند. قباحت هم که از میان رود، هرکی به هرکی میشود، و این هرج و مرج، مردم را عوض میکند و عوض شدن الزاماً همیشه به معنی بهتر شدن نیست. پس لطفاً با ادب باشیم..!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی ت خ
مرتضی ت خ
٩٤/٠١/٢١
١
٠
آقای جوادی ممنون حرف دل بود خدا کنه به دل خیلیها هم بشینه
m_javadi
m_javadi
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
شما لطف دارید، دل به دل راه داره دیگه :-) ممنون از حضورتون
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/٢١
١
٠
جانا سخن از زبان ما ميگويي :)‌مرسي :))
m_javadi
m_javadi
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
ممنون از حضورتون ، بسی باعث دلگرمی ماست!
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/٢١
١
٠
بعله تو مدرسه ی ما چندین نمونه اش رو از نزدیک دارم میبینم. با یکیشونم که یه بار صحبت کردم همینو گف که من فقط با رفیقای صمیمیم اینجور حرف میزنیم پس عب نداره :| ~ فک کنم جریان از جایی شروع شد که انقدر از عزیزم استفاده های بیهوده کردن که بعدش ترجیح دادن روششون رو عوض کنن تا محبت واقعیشونو از محبت الکی که همون عزیزم گفتن باشه نشون بدن :-/ :|
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/٢١
١
٠
اصن کلا ما مردم عادت داریم یا از این ور بوم بی افتیم یا از اون ور بوم :/ حدواسط بلد نیستیم :))))
m_javadi
m_javadi
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
چی بگم والا... احتمالاً همون قضیه خز کردنه! "عزیزم" رو خز کردن که رسیده به اینجا. ولی آخه اینا بین خانوادشون هم همینطوری هستن نسبت زیادیشون..
m_javadi
m_javadi
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
ممنون از حضورتون :-)
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/٢١
١
٠
آخ از این درد ... واقعا همچین چیزی فاجعه اس :(
m_javadi
m_javadi
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
بعله متاسفانه :-( فاجعه پنهان
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠١/٢١
١
٠
مرسی...کی بشه خدم خوب شم....:دی
m_javadi
m_javadi
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
انشاالله همگی با هم! :-) ممنون از حضورتون
admin
admin
٩٤/٠١/٢٢
٣
٠
حیا وقتی کم بشه توی جامعه خودش رو توی همه چیز نشون میده؛ از ادبیات گفتاری بگیرید تا نوع پوشش
m_javadi
m_javadi
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
اینکه میگن حیا زنو مرد نداره همینجاها معلوم میشه
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
با همین گوشام شنیدم تو کافی شاپ پسره به مخاطب خاصش گفت توله سگ خودمی :|||| عایا توله سگ چیز خوبیست؟ ینی این دهه هفتادیا کل ادبیات رو به باد فنا دادن. نگین نه. از وقتی این جوجه ها سر از تخم در آوردن اینجوری شده :|
هاچ
هاچ
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
اتفاقا منم تو یه کافی شاپ شنیدم پسره داشت با دختره حرف میزد! بهش میگفت خفه شو و این حرفای نا بخردانه(ببخشید مجبور شدم مثالشو بگم)... دختره هم هیچی نمی گفت. در حالیکه باید یکی می خوابوند توی گوش پسره و می گفت برو تربیتتو درست کن! بچه پر رو! هرچند همشون مثله همن که این حرفا بهشون سخت هم نمیاد!
m_javadi
m_javadi
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
بعله! کاملاً درست میفرمایید شما. بیشتر البته تربیت خانوادگی ، سواد و معاشرات با دوستان مسبب هست تا دهک تولد!
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/١٩
٠
٠
جمع نبندید..
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
یادداشت و حرف قشنگی زدید... موافقم :-))
m_javadi
m_javadi
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
ممنونم از لطفتون، اولین پستم بود. نظر شما کلی مارو دلگرم کرد واسه پست بعدی. مرسی که افتخار دادید :-)
پسر ساده
پسر ساده
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
سلام، با ادب بودن و احترام متقابل رو حفظ کردن بیشتر موجب صمیمیت میشه
m_javadi
m_javadi
٩٤/٠١/٢٤
٠
٠
بعله موافقم کاملاً.
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤