غبار روی حرمت كی پاك می‌شود

غبار روی حرمت كی پاك می‌شود

نویسنده : s_mostafa_b

هيچ كس را لياقت آن نيست

كه شود بيش از اين به تو نزديك

در بقيعي و در بقيع جايي

جز براي فرود حوران نيست

مردم اين‌جا كنار اين ديوار

جمع گردند و بعد از آن با عشق

هر يكي يك كبوتر از دل را

مي‌كنند در بقيع تو آزاد

نه!

چه گفتم!؟

يقين به كج رفته است

اين قلم، از نو مي‌كنم انشا...

مادري و كدام مادر هست

كه براند صغير طفلك خويش؟!

...

گر كه يك لحظه بشكند ديوار

مي‌رسد فوج زائرت چون سيل

سيل!

سيل آخر چرا؟

مگر چه شده؟

آتش آيا مگر زبانه كشد؟!

...

دخت خاتم وَ كوثر هستي

شوي مولاي مومنين هستي

بعد، آيا سزاست اين مطلب

كه نشيند به مرقد تو غبار؟

غبار!

وه چه خاكي گرفته‌اي بانو

گم شده زير خاك، جاي مزار!

...

اگر آيد يگانه هستي

آنكه خوانديم و خوانديَش مهدي!

و مزار تو جلوه گردد

از پي ابرهاي جهل و نفاق....

اين سزا مي‌شود كه شيعه كند

بارگاهي و مرقدي برپا

وه! چه مرقد......

چه جاي زيبايي

مرقد مادر است

.....

مرقدي سبز

گنبدي خضرا

چون سراي نبي و ختم رسل!

نه!

طلا...

آري آري يك گنبد

از طلا چون سراي شاه نجف

نه!

درست نيست

پس شايد

...

گنبدت بايد از گوهر باشد

جنس الماس

جنس مروريد

...

تو كه بودي تمام عمرت را

چون دُري در صدف سزا باشد

گنبدي را ز نور و دُرّ و گوهر

بكند شيعه بهر تو برپا

...

گنبد سبز

گنبدي زطلا

گنبد دُرّي تو يا زهرا!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠١/٠٤
٢
٠
بسیار زیبا
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/٠٤
٠
٠
ممنون
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠١/٠٤
٢
٠
خیلی دلنشین بود شعرتون
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/٠٤
٠
٠
متشكرم
م-نص
م-نص
٩٤/٠١/٠٤
١
٠
یا زهرا:)زیبا بود
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/٠٤
٠
٠
يا زهرا / مرسي:)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠١/٠٤
٢
٠
فوق العاده بود. به نظر میاد خیلی وقت و انرژی صرف این شعر کردی . ان شا الله که خود مادر اجرتون رو بده. راستی میشه توی وبلاگ از شعرت استفاده کنم. با اسم خودت
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/٠٤
٠
٠
ممنون/ بدون اسمم هم ميتونيد :)
C_RONALDO
C_RONALDO
٩٤/٠١/٠٤
١
٠
خیلی زیبا بود:)ممنون
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/٠٤
١
٠
خواهش ميكنم نظر لطفتونه:)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٠٤
١
٠
دلنشین بود... :-))
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/٠٤
٠
٠
مراتب تشكر خودم رو اعلام ميكنم: تشكر:))
faranak_b
faranak_b
٩٤/٠١/٠٤
١
٠
خیلی زیبا بود. اجرتون با خود حضرت. فقط این قسمت رو متوجه نشدم : "شوي مولاي مومنين هستي" مخاطب حضرت زهراست و شو یعنی شوهر، مگر اینکه من بد فهمیده باشم!!:دی
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/٠٥
٠
٠
واي عجب سوتي بزرگي دادم!!! ممنون بابت توجهتون،‌ حق با شماست. امكان ويرايش وجود داره؟ :(
faranak_b
faranak_b
٩٤/٠١/٠٥
٠
٠
نه متاسفانه امکانش نیست. ولی انشاالله هیشکی نمیفهمه! بفهمن هم عین من گیر نیستن :)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/٠٥
٠
٠
اتفاقا دوست دارم اين ريز بيني ها رو! حتما هرجا از نوشته هاي من اشكال داشت بهم بگيد خوشحال ميشم. مرسي:)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠١/٠٤
١
٠
سبک جدیدی بود و در نوع خودش تحسین برانگیز! اما کاش در شعرتون از سه نقطه ها استفاده نمی کردید. خود بندهای شعر به قدر کافی به هم متصل هستن و این سه نقطه ها لزومی نداشتن و با حضورشون اتصال زنجیره ها رو به هم می زنن و به شعری به این صافی و زلالی لطمه می خوره. مراقب این نکته های ریز دستوری باشید. می خوام بگم که هر نکته ای مکانی داره و همین نکته ها که در متون ادبی خیلی می تونن کمک کننده باشن و پل بزنن اما در شعر ممکنه پل های ارتباطی رو بشکنن. موفق باشید :)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/٠٥
٠
٠
ممنون :) اين سه نقطه ها جاي جملاتي رو گرفته كه نوشته شده و دوباره حذف شدن، شايد براي همينه كه خودم احساس ميكنم بين هر خط شكاف ايجاد شده!! ممنونم از تذكرتون؛ سعي ميشه تكرار نشه:))
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥