پندهای یک سگ

پندهای یک سگ

نویسنده : Mostafa_h

آدم ها دو دسته‌اند: آدم بزرگ‌ها و آدم کوچولوها.

- واق واق!

آدم کوچولوها همگی دیوانه‌هایی هستند که به هیچ وجه نباید به طرف‌شان رفت. ولی به بعضی از آدم بزرگ‌ها می‌شود اعتماد کرد، البته... این قضیه هیچ اثبات منطقی ندارد و ممکن است بدترین آدمی که می‌شناسید، یک روز جلوی‌تان یک تکه ران کامل مرغ بیندازد و به همین ترتیب هم شاید روزی بهترین آدمی که می‌شناسید، با یک لگد شما را چند روزی زمین گیر کند. در یک کلام: این موجودات اصلا تعادل و حد متوسط ندارند! پس بهترین توصیه‌ای که می‌توانم به شما هم نوعان خودم داشته باشم، این است که تا حد امکان خودتان برای خودتان شکار کنید، و اگر هم نمی‌توانید، سراغ کیسه‌هایی که آدم‌ها هر شب دم در خانه‌های‌شان می‌گذارند بروید؛ معمولا به اندازه یک هفته غذا گیرتان می‌آید. برخورد مستقیم با این موجودات را در انتهای لیست اولویت‌های رفع گرسنگی‌تان قرار بدهید.

- واق واق!

فرزندان من! بگذارید چند مثال از این بی‌تعادلی‌های آدمی را که همه را یا به چشم خود دیده و یا از دوستان قابل اعتمادی شنیده‌ام، برای‌تان بیاورم تا بیشتر متوجه خطر این موجودات بشوید.

آن‌ها موجوداتی هستند که روزانه، ده‌ها تن از یکدیگر را به سادگی تکه تکه می‌کنند؛ موجوداتی که سالانه میلیون‌ها درخت را از بین می‌برند و هر روز هم حیوانات بیشتری را می‌کشند. هر روز، آسمان تاریک‌تر از دیروز دیده می‌شود، فکر می‌کنید چرا؟ به خاطر کارهای عجیب و غریبی ست که همین آدم‌های خودپسند و مغرور انجام می‌دهند!

و تازه، فقط این نیست! آن‌ها دیگر حد و حدودی برای ایجاد رابطه با یکدیگر هم قائل نیستند! باور نمی‌کنید اگر به شما بگویم به تازگی چه شنیده‌ام، اما گویا در میان‌شان افرادی هم هستند که با هم جنس خود، آمیزش می‌کنند و هیچ باکی هم از خشم طبیعت ندارند! و با وجود همه این اعمال، هنوز هم با وقاحت خودشان را اشرف مخلوقات می‌نامند! من نمی‌دانم اگر کار اشرف مخلوقات به این‌جا رسیده است، پس بقیه مخلوقات خداوند اکنون دست به چه اعمالی می‌زنند که ما از آن خبر نداریم.

- واق واق!

پس پند مرا خوب به خاطر بسپارید: تا حد امکان، از نسل آدم دوری کنید!

خوب، جلسه ی سوم انسان شناسی هم تمام شد! همه، نفری یک استخوان بیایند بالا!

- واق واق!

- واق واق!

- اَوووو...!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
.... ممنون از شما حقایق تلخی رو گفتین
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
قربان شما + :(
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
سلام؛ خیلی خلاقانه بود، مرحبا به شما، نوشته های شما خوب هستند. سلامت باشید و قلم بزنید.
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
نظر لطفتونه. + ایشالا + :لبخند
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
خیلی عالی بود...خلاقانه و زیبا...منم با نظر جناب میرزا موافقم،نوشته هاتون زیبا هستن امیدوارم بازم کارای زیباتونو ببینم...ممنون...موفق باشین
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
:)) مرسی، خانوم خادمی. مشعوفمان نمودید! :))
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
چه نگاه جالبی...... :)
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
چشماتون جالب می بینه، تشکرجات! :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
داریم دیگه :(
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
:( به خاطر اینکه داریم و :) به شما!
راتا
راتا
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
:-(
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
هعی :(
هاچ
هاچ
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
یعنی میگین ما سگِ خوب و سگِ بد نداریم؟
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
نمیدونم، بهش فکر نکردم تا حالا ... :))
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
جالب بود ! سگه گرون حساب نمی کرد ؟؟
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
:)) خرجا فقط واسه ما که نرفته بالا! :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٣/١٣
١
٠
جالب بود خیلی :) همه رو لای هم پیچیدین رفت :دی کلنی راجع به هیچ کی و هیچ چی نباید صرف تجربه های قبلیت با بقیه قضاوت کنی چون همه ی جهان با محتویاتش پیوسته در حال تغییره :) این تیکه رو بیشتر باقی متن دوست داشتم ( آدم کوچولوها همگی دیوانه‌هایی هستند که به هیچ وجه نباید به طرف‌شان رفت. ولی به بعضی از آدم بزرگ‌ها می‌شود اعتماد کرد، البته... این قضیه هیچ اثبات منطقی ندارد و ممکن است بدترین آدمی که می‌شناسید، یک روز جلوی‌تان یک تکه ران کامل مرغ بیندازد و به همین ترتیب هم شاید روزی بهترین آدمی که می‌شناسید، با یک لگد شما را چند روزی زمین گیر کند. در یک کلام: این موجودات اصلا تعادل و حد متوسط ندارند! ) و همینطور اخرش که فهمیدیم سگه هم محض رضای خدا پند به بقیه نمی داد بلکه اونم دنبال نون دراوردن بود :)) میگم اینجوری که اینا غذاهاشونو میدن به این اخرش مجبور میشن برن سراغ ادما برای رفع گرسنگی که ؟ :)) کلا نمیشه ازشون فرار کرد :)
هاچ
هاچ
٩٤/٠٣/١٣
٢
٠
از کنکور چه خبر؟ :دی
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/١٣
٣
٠
همین که کار، تونسته یه مقدار مخاطب رو درگیر کنه، من راضیم! به این یکی، هشت و نیم میدم از ده، یعنی تا اینجا از همه ی کارها بیشتر مورد پسندم قرار گرفته. چه از نظر نوشتاری و چه از نظر مفهوم :))
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
هاچ : =) میخوام بشینم این ده روز اخرو بخونم اگه بشه :دی ، اقا مصطفی : دو تا از مطلباتونو نخوندم فک کنم ولی اگر بخوام میون اونایی که خوندم بگم باید منم اعتراف کنم که موافقم با شما :) این متنتون واقعا از همه لحاظ جالب بود. جالب ترین خصیصه اش هم این بود که با این که همش در حال پند دادن بود راوی داستان ولی اصلا حس شعاری بودن به ادم نمیداد و این عالیه :)
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/١٤
١
٠
مرسی خانوم هاچ! :))) فوفانو خانوم، شما هم مرسی حمایت :)) + اگه واقعن کنکوری هستین، امیدوارم موفق باشین :)
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

قبیله عشق

٩٦/٠١/٠٣
دلم به حالش می سوزد

اسفند سوخته!

٩٥/١٢/٢٨
تبلیغات
تبلیغات