کاش عمو نوروز ننه سرما را ببیند!

کاش عمو نوروز ننه سرما را ببیند!

نویسنده : f_mim

کمتر از هشت ساعت دیگر به پایان ِسال ِغمگین ِ 93 مانده بود. برای دیگران نمی‌دانم ولی برای من یکی که غمگین بود و سخت. هیچ وقت این همه غم را یکجا ندیده بودم!

94 داشت آهسته و با طمأنینه می‌آمد. فکرش را بکنید امسال ننه سرما موقع آمدن عمو نوروز بیدار باشد ! خیلی با مزه است نه؟!

بعد برایش چای بریزد، با هم حرف بزنند و دلتنگی این همه سال ندیدن را با هم تقسیم کنند و ذره ذره یخ ِ دلتنگی در گرمای دیدارشان آب شود.

چه سال خوبی می‌شود اگر امسال عمو نورز وقتی برسد ببیند ننه سرما بیدار است .

+ همه گفتند مبارک و ما هم می‌گوییم. سال نوی‌تان مبارک. خوب باشد برای‌تان.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
naser_j
naser_j
٩٤/٠١/١٩
٢
٠
ننه سرما سالهاست که دلتنگ دیدار عمو نوروز است و هرسال بل خودش می گوید امسال به دیدنش خواهم رفت،اما با دیدن شکوفه های باز شده بادام و چهره نگران کشاورز یک سال دیگر حمل می کند!!!! امیدوارم سال 94 سال شادی باشه واسه شما همه ونیز من
naser_j
naser_j
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
هر سال به خودش / یک سال دیگر تحمل
faranak_b
faranak_b
٩٤/٠١/١٩
١
٠
ننه سرما و عمو نوروز... :) جالب بود. ورودتون به جیم مبارک... منتظر نوشته های بعدی شما هستیم...
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
اوووم ننه سرما و عمو نوروز... حدیث شب و روزن٬ عمو نوروز تلالو ننه سرما رو نخواهد دید و ننه سرما به لحظه ی طلوع عمو نوروز نمیرسه :)))) چی نوشتم :)))))))
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠١/٢٠
٠
٠
اگه این دو تا همدیگه رو ببینن 2نیا به پایان میرسه .... و تموم ....( در افسانه ها گفته شده )
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠١/٢٠
١
٠
برای منم سال 93 سال خوبی نبود :(
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٠
١
٠
ایشالا سال 94 سال بهتری باشه برای همه... :-))
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات