وجود مخالف هایم آرزوست

وجود مخالف هایم آرزوست

نویسنده : Bluish

همه از وجودِ مخالف‌ها متنفرند. درست است که همه‌جا فریاد می‌زنند که پذیرای همه ‌نوع انتقادی هستند، اما باز هم از وجودِ هر نوع مخالفی متنفرند. آن‌ها نمی‌دانند که مخالف‌ها خوب هستند. درست است که مخالف‌ها حرف‌های آزاردهنده‌ی زیادی می‌زنند؛ اما گاهی اوقات، از آن حرف‌های آزاردهنده‌ی لازم را می‌گویند.

همه نمی‌دانند که همیشه موافق‌ها هیچ‌وقت، هیچ حرفِ لازمی را به‌شان نمی‌گویند. همان همه، هرگز نمی‌فهمند وجودِ مخالف‌ها برای گفتنِ همان حرف‌های گاهی لازم، خیلی خیلی لازم است. و همان همه همیشه فقدانِ حرف‌های گاهی لازم را احساس می‌کنند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/١٨
١
٠
سلام... حرفی که سعی کردید در این چند خط بزنید حرف نداشت. موید باشید.
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
" از آن حرف‌های آزاردهنده‌ی لازم را می‌گویند " این تیکه فکر کنم نیاز به بازنویسی داره، درسته زهرا جان یا من اشتباه میکنم؟ چون حس میکنم به جمله ی قبل نمیخونه و یه چیزیش کمه یا زیاده :-/ .. خیلی خوب بودش. همیشه مطلبات متفاوته. من به این نوع نگاه متفاوتت به زندگی افتخار میکنم دخمرم :دی
Zahra-H
Zahra-H
٩٤/٠١/٢٨
٠
٠
سلام فوفانو جان :) من یه جور دیگه اون جمله رو میخونم فک کنم! منظورم اینه توی اون جمله: از آن حرفهایی که آزاردهنده و لازم هستند... از "لازم" هم منظورم اینه که گفتنشون گاهی لازمه...
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
سلام ... بزرگي ميگفت من از كساني كه تاييدم كردن هيچ چيز ياد نگرفتم
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
مختصر و مفید. حرف خیلی قشنگی زدید و جالبه که خیلی از ما فکر میکنیم که از مخالف بدمون نمیاد در حالیکه اگر در شرایطش قرار بگیریم و چهار تا حرف خلاف میلمون بشنویم زودی صدامون در میاد! چقدر خوشم اومد از این یادداشت.. مرسی :-)
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
قبول دارم حرف تون رو ولی از نقد شدن می ترسم..
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
جالب بود واقعابعضی ازهمین مخالفها راهی به سوی اینده روشن انسانها بازمیکنندددددددددددددددد
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
مخالف ها به شرطی که از روی کینه ورزی حرف نزنن واقعا کارشون درسته و به آدم کمک می کنن :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
بله اگه چاله چوله های جاده ها نباشن ما تو مسیر رانندگی خوابمون میبره ویحتمل اون اتفاقی نباید میافته...شیک نوشتین...قلمتون مستدآم (^_^)
Zahra-H
Zahra-H
٩٤/٠١/٢٨
٠
٠
ممنون از نظراتتون. ببخشید که نتونستم تک تک جواب کامنتاتونو بدم.
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات