بادکنک وسیله‌ای برای رهایی!

بادکنک وسیله‌ای برای رهایی!

نویسنده : وبگردی

به نظرم فقط آدم‌ها و حیوان‌ها نیستند که می‌توانند مهربان باشند، گاهی وقت‌ها اشیا هم خیلی مهربانند، مثلا یخچال، یک حجم عظیمی از انرژی مثبت را وقتی بهش رجوع می‌کنی می‌اندازد توی بغلت، اما گاهی اوقات اگر وقتی رفتی سراغش و داخلش چیزی که می‌خواستی را پیدا نکردی بهت یک سرمای آرامش بخشی می‌دهد که یواش یواش روی تنت سر می‌خورد به گوشت می‌رسد و می‌گوید: برو. که هیچ چیزی از این امیدوارانه‌تر نیست!

اما یک چیز دیگری هست که همیشه مهربان است. بادکنک. با صد، دویست تومان هم می‌شود خریدش، و فقط کافی است کمی داخلش فوت کنی و تهش را گره بزنی تا به درجه بالایی از شادی برسی. می‌توانی داخلش و به جای فوت و کربن دی اکسید یا دی اکسید کربن، هلیم هم پر کنی و به درجه خیلی بالاتری از شادی برسی و گاهی حتی لازم نیست بادش کنی اما با نگاه بهش لبخند بزنی.

بادکنک‌ها می‌توانند جایگزین خوبی برای کاغذ باشند! هیجان انگیزترین جایگزین ممکن همین بادکنک است. می‌شود تا آخرین حد بادشان کرد و ته‌شان را با دست نگه داشت، بعد شروع کرد به نوشتن یک نامه عاشقانه و مهربانانه و قشنگ، بعد که نامه‌اش تموم شد، تهش را ول کرد تا بادش خالی شود.

البته بادکنک خیلی محترمانه باد خودش را خالی نمی‌کند ها، یکهو یک صدای خیلی بدی از خودش ایجاد می‌کند و در هوا این‌ور و آن‌ور تاب می‌خورد، ترجیحا این کارها را در فضای بسته و خلوت انجام بدهید. (اول به خاطر این‌که دنبالش خیلی نگردین و دوم این‌که کسی بابت این صدا به شما شک نکنه خدای نکرده)

بعد می‌توانی آن بادکنک را داخل یک جعبه پر از پوشال گذاشته و با یک شاخه گل برای هر کسی که دوست داری پست کنی. بعد آنی که دوستش داری مجبور بشود برای این‌که زودتر بفهمد رویش چی نوشتی، تند تند بادش کند، آن باد کردن، یک حسی بهت می‌دهد که انگار یک نفر دارد برا شنیدن حرفت تلاش می‌کند.

بادکنک‌ها کبوترهای نامه رسان مهربان و با مزه‌ای هستند که می‌توانند ایده‌های قشنگ و جالب بهت بدهند. پر کردنش با آب و پر کردن به همدیگر یکی از قشنگ‌ترین جنگ‌ها بعد از جنگ با بالشت است. فکر می‌کنم آدم از سبکی بادکنک‌ها یاد می‌گیرد و ما متوجه نمی‌شویم، می‌فهمد که ناراحتی آدم را سنگین می‌کند، پس باید سبک بشود، از هر چه غم است تا خوشحال باشد، و فکر می‌کنم هر بار که یک بادکنک می‌بیند این را یادش می‌آید و تا بادش خالی می‌شود، تا می‌ترکد، تا به هوا می‌رود فراموشش می‌کند. فراموش کردن بعضی چیزهای خوب چقدر بد است، کاش یک روزی به جای کاغذها از بادکنک‌ها استفاده کنیم، کاش ...

پ.ن: وقتی داشتم این متن را می‌نوشتم خیلی دلم می‌خواست بیشتر درباره بادکنک بدانم، در  لینک زیر یک اطلاعات مختصر و مفیدی در این باره هست که می‌توانید بخوانید .

بادکنک رو کی اختراع کرد؟  

=========

منبع:

http://achubbygirl.blogfa.com/post/156

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
C_RONALDO
C_RONALDO
٩٤/٠١/٠٢
١
٠
مگه بادکنکم مخترع داره؟!؟!
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/٠٢
٠
٠
تو خيلي از هيپنوتيزم ها و ريلكسيشن ها هم براي تخليه افكار منفي از همين بادكنكا كمك ميگيرين!
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠١/٠٢
٠
٠
یادم بچگیا یه شب یه بادکنک بزرگو از گاز پر کردم تا بره بالا/بعد رفتم بالا پشتمون با برادرهام یه چیزی بهش وصل کردیم و فرستادیم بره به کره ماه!!!فکر میکردیم تا اوج اسمونها میره!
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠١/٠٣
٠
٠
^ـ^عالی بود:))
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات