عنان عقلم از دستم بدر شد / شعر

عنان عقلم از دستم بدر شد / شعر

نویسنده : REZA_ZDR

نهال عشق او تا بار ور شد

عنان عقلم از دستم بدر شد

اگر چه اعتبارم رفت اما

در این سودا نگارم معتبر شد

مرا دل تا بدست دلبر افتاد

نهال آرزویم از پر افتاد

ترحم بر دل مشتاق من کن

که قلبم از تپیدن آخر افتاد

چنان در سینه دل افسوده گردید

که همچون غنچه پژمرده گردید

زجور آن نگار بی‌مروت

روانم در تنم آزرده گردید

چو شمعم آتشی در پیرهن زد

از آن آتش شرر بر جان من زد

دریغا بی‌وفا یارم ندانست

که این آتش به جان خویشتن زد

پری رویان به دل‌ها خانه دارند

درون سینه‌هاکاشانه دارند

همه صاحبدلان پروانه آسا

به سر عشق رخ جانانه دارند

دلی دارم ز جور چرخ ناشاد

همی‌خواهم که گردانی مرا شاد

اگر شادم کنی کی می‌توان برد

ز خاطر لطف و احسان تو از یاد

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
چقدر زیبا.
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
به نظرم شروع خيلي خوبي داشتيد و شعرتون رو از قله شروع كرديد مرسي:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
سلام:قشنگ بودعزیز.دلتان شادوتنتان سلامت باد.
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
از نظر وزن، فقط با مصراع "که همچون غنچه پژمرده گردید" مشکل داشتم، که لابد اشکال از خوندن خودم بوده. ولی شعرتون قشنگ بود و خوش مضمون. پ.ن: شرمنده کارشناسانه نظر نمیدم، خیلی در شعر سررشته ندارم.
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
احتمالا اینطور باید خوند: که همچون غنچه ی پژمرده گردید
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
آهان، "ی" داره! خنگولی ش از جانب ما بود! مرسی :))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/١٨
٠
٠
به شعر اشرافی ندارم؛ برای من دلنشین بود... مرسی :-)
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
شعرتون خیلی خوب بود. هیچ ایراد وزنی نداشت. فقط شعرتون قالب مشخصی نداشت! تا اواسط شعر، غزل بود... اما بعدش قافیه ها تغییر کردند و تا پایان شعر قالب مشخصی رو نمیشه براش در نظر گرفت.
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
زیابودفقط یک خورده میرفتیدومیومدیدولی برای شروع عالی بودددددددددددد
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
سلام... از خوندن شعر لذت می برم و اینجا هم همین اتفاق افتاد، سپاس.
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
خیلـــــــــــــــــی هم عالـــــــــــــی(^_^) لذت بردیم...قلمتآن مستدام:)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
تبلیغات
تبلیغات