شاد نشان... / شعر
شعری سروده خودم

شاد نشان... / شعر

نویسنده : r_toosi

بازامشب غم عالم به دلم بار گران است هنوز

روشنی بخش دلم زخم زبان دگران است هنوز

هیچ از عالم شادی به وجودم ره نیست

اثر باده نباشد که می‌ام شاد نشان است هنوز

غم عشق است و کنارش غم غربت همره

نیک بنگر به رخم تا که چه سان ظلم گران است هنوز

غم زیاد ست که جایی نبود بهر سرور

ورنه دل طاقت و صبرش به شما نیک عیان است هنوز

طوسیا شرح غم و درد خودت هیچ مگو

دل او پیش کس و خود به کنار دگران است هنوز

=================

لطفا نظرتون رو راجع به این شعر من  بفرمایید. ممنونم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
شعر شعر خوبیه ، اما زبان شعر امروزی نیست ، واژه هایی مثل می و باده رو شاید نسل امروز بتونن درک کنن اما خب در زندگی امروزه واقعا همچین کلماتی استفاده نمیشن ، معلومه که به وزن تسلط خوبی دارید و خب بهتره بیشتر غزل امروزی رو بخونید تا غزل کهن رو فقط برای اینکه زبان شعرتون امروزی بشه :) ( منظورم از امروزی پست مدرن نیستا!)
naser_j
naser_j
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
کاملا با نظرات خانوم خدایی مخصوصا بحث امروزی نبودن زبان شعر تون موافق هستم یاد توصیه های یکی از دوستان شاعرم در حلقه ادبی دانشگاه به بچه های که تازه قدم در وادی شعر گذاشته بودن افتادم
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
به نظرم این بحثی که مطرح کردین درسته اما سلیقه ای هم هست. بعضی ها غزل کهن رو می پسندن و بعضی ها پست مدرن. استفاده نشدن این کلمات در زندگی روزمره دلیل بر این نیست که در شعر هم استفاده نشن...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
سلام برشما از نظر محتوا خیلی خوبه ولی وزن شعر،مصرعهای فرد هم وزن وبلند ومصرعهای زوج هموزن و کوتاه ترنداگر از مصرع بلند یک کلمه کم کنید وزن درست میشود 1 باز امشب(غم عالم به دلم بارِگران است هنوز)2-دگران(روشنی بخشِ دلم زخمِ زبان است هنوز)5-نیک بنگر(به رخم تاکه چه سان ظلم گران است هنوز)7-ورنه طاقت حذف و که اضافه شود(دل که صبرش به شما نیک عیان است هنوز) 9-اینگونه میشود نوشت خودبه جائی ودلش پیش کسان است هنوز. ببخشیدکه دخالت کردم چون خودتون نظر خواسته بودید عرض کردم. برایتان آرزوی بهترینها دارم. خدا یارتان باد
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
من نظرم همین بود :)
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠١/١٩
١
٠
خیلی خوب بود :) یاد این بیت از سعدی افتادم : ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی!
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
خیلی شعرش قشنگ بود...ممنون:)))))))))))))))
v-qavam
v-qavam
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
شعر زیبایی بود با توجه به ردیف و قافیه های یکی دو بیت اول هر لحظه منتظر دیدن کلمه خروس نشان توی شعر بودم:))
team_3
team_3
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
واقعا از خوندنش لذت بردم :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
ما فقط با اجازتون کیف کردیم و حض بردیم....شرمنده نقد شعرم بلد نیستیم....به هرجهت شیک نوشتین ...قلمتآن مستدآم (^_^)
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/٠١/١٩
٠
٠
از نظر محتوایی خوب بود:) دوستان شاعر سایت بهتر میتونن نظر بدن فقط یه مورد بود که وزن رعایت نشده بود...
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠١/٢٠
٠
٠
ردیف هنوز با مفهوم مصراع اول جور در نمیاد وقتی امشب رو استفاده کردین دیگه نیازی نبود هنوز رو هم بیارین وزنش رعایت شده اما حس و حالش جدید نیست وقتی وزن و قالب یه شعر معروف رو وام میگیرین باید توی محتوای شعرتون یه تحولی اتفاق بیوفته که اون تکراری بودن قالب به چشم نیاد موفق باشید
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٠
٠
٠
شعر حوزه تخصصی من نیست... فقط خوندم و لذت بردم. مرسی :-))
admincheh
admincheh
٩٤/٠١/٢٠
٠
٠
دل او پیش کس و خود به کنار دگران است هنوز منو یاد آب آیینه ی عشق گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهی به نگران است باش فردا که دلت با دگران است مشیری انداخت:) فکر می کنم مثل من باید روی وزن کار کنید :) خوش اومدین به جیم:)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧